<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796</id><updated>2012-02-11T14:08:06.541+03:30</updated><title type='text'>داستان سکسی-عکسهای خفن</title><subtitle type='html'>عکس دخترهای ایرانی-داستان سکسی-تبادل لینک</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>26</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-5694648672097868552</id><published>2008-07-06T12:24:00.002+04:30</published><updated>2008-07-06T12:28:48.580+04:30</updated><title type='text'>دریافت عکس سکس و فیلتر شکن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;با عضویت در گروه ما عکس سکس و دخترهای ایرانی و خارجی و فیلترشکن . چیزهای دیگه دریافت کنید. البته فقط با جیمیل می تونید عضو بشید.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="http://groups.google.com/group/shirazpc?hl=fa"&gt;عضویت در گروه&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;اگر جیمیل ندارید الان بسازید.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="https://www.google.com/accounts/NewAccount?service=mail&amp;amp;continue=http%3A%2F%2Fmail.google.com%2Fmail%2Fe-11-10ddb932ce01ecf0d40c415b5bf49e53-8db13de2bb86d53a34b7644571fd6eb5a43ffbd0&amp;amp;type=2"&gt;ساخت جیمیل&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-5694648672097868552?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/5694648672097868552/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=5694648672097868552&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/5694648672097868552'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/5694648672097868552'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='دریافت عکس سکس و فیلتر شکن'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-8332419922853599598</id><published>2008-05-18T13:01:00.000+04:30</published><updated>2008-05-18T13:04:03.089+04:30</updated><title type='text'>ارسال فیلتر شکن به ایمیل یاهو</title><content type='html'>با عضویت در این گروه فیلتر شکن های جدید به ایمیلتان فرستاده می شود( فقط به ایمیل یاهو )&lt;br /&gt;&lt;a title="عضویت" href="https://login.yahoo.com/config/login_verify2?.intl=us&amp;amp;.src=ygrp&amp;amp;.done=http%3a//tech.groups.yahoo.com%2Fgroup%2Fjoonamoos%2Fjoin&amp;amp;rl=1" target="_blank"&gt;عضویت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر ایمیل یاهو ندارید همین الان بسازید&lt;br /&gt;&lt;a href="https://edit.yahoo.com/registration?.intl=us&amp;amp;new=1&amp;amp;.done=http%3A//tech.groups.yahoo.com/group/new-web-proxies/join&amp;amp;.src=ygrp&amp;amp;.v=0&amp;amp;.u=fk1lqu141g5fc&amp;amp;partner=&amp;amp;.partner=&amp;amp;pkg=&amp;amp;stepid=&amp;amp;.p=&amp;amp;promo=&amp;amp;.last=" target="_blank"&gt;ساخت ایمیل یاهو&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-8332419922853599598?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/8332419922853599598/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=8332419922853599598&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8332419922853599598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8332419922853599598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='ارسال فیلتر شکن به ایمیل یاهو'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-8378641325431403803</id><published>2008-01-28T00:43:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:44:03.070+03:30</updated><title type='text'>داستان سکسی من و مریم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;داستان من و مریم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این قسمت دوم داستان من ومریم است. قسمت اول باب آشنایی و پایبندی به آشنایی ومستحکم کردن آشنایی و الی آخر بود. در این قسمت می خوام برای شما داستانی رو تعریف کنم که آشنایی من و مریم رو به هم اتصال داد و موجب وصلت من و اون شد . تا دیگر هر روز سر راه همدیگر سبز نشده بلکه همیشه در کنار هم قرار بگیریم. ماجرا از اونجا شروع شد. که من یک روز از او دعوت کردم که به خانه ما بیاید . وقتی که او این دعوت منو قبول کرد . شرط گذاشت و گفت که کسی نباید در خانه شما باشد و من هم که می دونستم که حقیقت هم همین است قبول کردم. منزل ما به شکلی بود که طبقه پایین اون درب مجزا داشت. از این رو من اون طبقه رو برای خود دست و پا کرده بودم کسی هم بدون اجازه من وارد اون نمی شد. چون درب اون رو قفل کرده می رفتم تا موقعی که از بیرون می آمدم . ترددی در آن نبود. خلاصه سر شما رو درد نیاورم اون روز منتظر آمدن اون دوست همیشگی بودم . بعد ظهر فردای آنروز که من وعده دیدار گذاشته بودیم فرا رسید . حدودا ساعت 6 بعد از ظهر درب منزل به صدا در آمد. من زود قبل از اینکه کسی در رو باز کنه باز کردم. بهش گفتم زود داخل شو تا کسی نیامده و اون گفت مگه کسی خونه است گفتم نه پایین خانه مان تعلق به من دارد و فقط من هستم. الان هم در حال حاضر تو نزد من هستی وبس. دیدم لبخندی زد.ضمن خوشامد گویی و تشکر ازاینکه دعوت منو قبول کرده به اون گفتم که چقدر منو خوشحال کردی که به دعوت من لبیک گفتی. در رو پشت سر اون قفل کردم. تا با خیال راحت به صحبت بپردازیم. خلاصه صحبت از اونجا شروع شد که اون می خواست بفهمه من برای چی از اون دعوت کردم. منم در جواب به اوگفتم می خوام دیگه کار رو یکسره کنم. تعجب اون از این حرف من . ؟ گفت یعنی چی. ؟ فکر کرد که من از اون دعوت کردم تا در خانه خود برای همیشه او را تصاحب کنم. دست و پاچه شده بود گفتم نترس عزیز فکر بد در کار نیست. منو این حرفها. نه نه نه . ؟دیدم آروم نشست گوشه ای و گفت پس چی. ؟ بهش گفتم که می خوام با تو درباره ازدواج با هم صحبت کنیم اگه مایلی و حرفی نداری . دیدم مکثی کرد. وگفت راستش منم فکر این بودم که تا کی باید دوست باشیم باید یه روز حرفها رو زد و سنگها رو وا کند. منم بهش گفت پس قبول داری. مبارکه.بعد شروع به صحبتهای خودمونی و قرار و به خانواده اطلاع دان واز این حرفها شد اون هم قبول کرد . تا نزدیک یک ساعت با هم صحبت کردیم . کمی با هم حال کردیم لب گرفتیم . کلی حال داد اما. ؟ نشد. ؟ گذاشتیم برای بعد. ؟ در آخر برایش شعری گفتم و با اون شعر بدرقه اش کردم&lt;br /&gt;می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کردمن آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم دادتا بوی خوش آمدن یار همه را با خیر کندو به انتظار دیرینه من پایان دهدبا این شعر که برایش گفتم خداحافظی کرد و رفت و قرار شد که ما برای امر خیر به منزل اونا بریم. چند روزی از این ماجرا گذشت یک روز با خانواده موضوع رو در جریان گذاشتم اونا اول قبول نکردن بعد با سماجت من گفتند بریم اصلا ببینیم دختره کیه. دختر کدوم همسایه است . من که دل در دلم نمانده بود گفتم با با دختر فلانیه . دیدم گفتند . به به پس تو اونو می شناسی . گفتم چند بار در مسیر راه من قرار گرفته وبس وهمین . دیدم گفتند دیگه چی ازش میدونی . من که دست وپاچه شده بودم گفتم هیچی فقط همین. قرار شد که فردای آنروز شب به خانه آنها برویم. بعد از ظهر به خانه آنها. زنگ زدیم و برای دین دختر قرار شب رو گذاشتن . من در خونه ماندم تا برن وببینند و برگردنند ببینم چه میگن . شب تا ساعت 12/30 دقیقه به طول انجامید. دیگه من داشت خوابم می امد چون فردای آن روز باید می رفتم سر کار. حدود ساعی 12 ده کم دیدم آمدن ومن با عجله گفتم چی شد پسند کردید یا نه . دیدم به من گفتند که عجله نکن . حالا صبر داشته باش بینیم چه میشه. من که صبر و قرار نداشتم . می خواستم زود کار سر بگیره . من که از دختر خاطر جمع بودم که بله رو میگه . مانده بود به خانواده شان که از دختر بپرسن آیا موافق این وصلت هستی یا نه. و به ما جواب بدن.من همچنان منتظر شنیده بله اون بودم . ولی خانواده من عجله ای برای شنیدن جواب اونها نداشتن . همین بی اعتنایی داشت منو می خورد . و می گفتم چرا شما دوباره به منزل اونا نمی رین . تا از اونا جواب بگیرید. می گفتند اگر دختر خودش قبول کنه مادرش به ما خبر می ده. تا برای خواستگاری برویم. چند روزی گذشت دیدم که مثل اینکه خانواده آنها دلشان به من نبود . اما این رو خوب می دانستم که دختر بلا خره جواب بله رو می ده. از این رو خیالم راحت بود. شب دیدم که تلفن به صدا در آمد گوشی رو برداشتم دیدم صدای نازنین گل بود که میگفت به مامانت بگو برای خواستگاری تشریف بیارن. من که بال در آورده بودم و در پوست خود نمی گنجیدم گفتم شکر آخرش شد. تمام. تمام. شب به اتفاق خانواده با یک دسته گل وشیرینی برای عرض ادب و خلاصه... رفتیم. صحبتها شد گفتگوها شد . بر سر تما چیزهایی که که می خواستیم کم وبیش به توافق رسیدیم مانده بود که من با اون تنهایی صحبتی داشته باشم. ما که از اول تمام صحبتهای خود رو کرده بودیم اینم برای خالی نبودن عریضه بد نبود . رفتیم و حرفهای خودمانی رو زدیم. با هم کنار اومدیم که بزرگتر ها هر چه گفتند قبول کنیم. وهمین هم شد. البته چون طرف همسایه بود ودارای اعتبار و دوطرف چون روی هم شناخت داشتیم این وصلت رو انجام دادیم. از ما قول گرفتند که خود رو جمع و جور کرده وما هم دست وبا خود رو جمع وجور کرده تا بساط عقد کنون رو آماده کنند. نزدیک به یک هفته ما دنبال کار خود بودیم آنها هم همینطور وعده گذاشته بودیم تا دو هفته بساط عقد وعروسی رو آماده کنیم . روزها همچنان سپری شد . روز موعود رسید. بر سر سفره عقد . خطبه خوانده شد تا سه مرتبه خطبه خوانده شد. عروس همچنان مشغول چیدن گل بود من که منتظر بودم . گفتم نکند خدای نا کرده . شهرداری به جرم گل چیدن اونو دستگیر کنه. خلاصه بعد از این همه کش وقوص ها بله از زبان جاری شده و من که منتظر همچنین روزی بودم . در پوست خود نمی گنجیدم . دیگر مال خودم شده بود . بزن وبکوب رقص و آواز شادی همه وهمه سر گرفت. ما دو تا هم در کنار همدیگر خوشحال از این وصلت . تا شب که همه دیگر رفتند . و ما رو با یک دنیا آرزو تنها گذاشتند. چه آرزویی از این بهتر من چیزی رو که می خواستم بهش رسیدم . دیگر من بودم اون تنها تنها. الان با خیال راحت بدون ترس دلهره و نگرانی به آرزوی چند ساله خود که همان لذت بردن از او فکر می کردم. مثل اینکه داستان خیلی طولانی شد البته باید ببخشید. آدمیزاد همینه دیگه تحملش کمه. شب دراز یود و قلندر بیدار. به عین صفا در کنار هم نشستیم . حرفهای سکسی رو شروع کردیم .لباسها بیرون کشیده شد. مشت ومالها شروع شد . لخت مادر زاد وای چه دنیایی بود چیزی رو جلوی خود کی دیدم که تا اون لحظه ندیده بودم یک جفت پسون مامانی کوچک و جمع وجور نای به دست گرفتن نداشتم فقط می خواستم تماشا کنم. سر رو جلو بردم نوک پستان رو در دهان گذاشتم وای مردم. چه حالی داد بعد وسط سینه رو نشانه رفتم سپس به لبها رسیده لبان رو در دهان قرار دادم و او رو خوابانیدم تا خوابیده کار رو دنبا ل کنم . یواش یواش به فسمت پاینتر رفتیم باور نمی کردم که یک روز بتوانم چنین چیزی ببینم ماه مامان. شسته و رفته کوچک ترس داشتم از اینکه . به او نزدیک بشم آهسته آهسته به او نزدیک شدم به او گفتم یادته اون روز نذاشتی الان وقتشه. دیدم گفت که بله اون رو درسته اما الان نه مال خودته هر کاری که می خوای بکن. مختاری. منم کمی با اون بازی کردم . دل اونو به دست آوردم بدش نمی اومد دیگر مال من بود نه تو کار نبود . خودش هم اینو می دونست که مال منه. کمی با لبهای پاین اون بازی کردم .اونم داشت خودشو آماده می کرد. منو گرفته بود و به خود فشار می داد کم کم آلت منو در دست گرفت . کمی با اون بازی کرد راستش کرده بود . چنان فشارش می داد که گویی می خواد اونو از ریشه در بیاره. منم که داشتم به اوج لذت خود می رسیدم . اونو دراز کردم و بر روی اون خوابیدم . دیدم نمی شه گفتم به پشت روی زانو بشین همین کار رو کرد از عقب یواش یواش سرش رو گرفتم و داخل کردم. دیدم دردش اومد.گفتم چی شد گفت فقط یواش دردم اومد منم گفت یه بار که بره عادی می شه بعد دوباره شروع کردم به کردن . تا اینکه براش عادی بشه. اما چی دردش می اومد اما چیزی نمی گفت. منم دیدم که ناراحته بیرون کشیدم تا کمتر درد بکشه. بهش گفت ناراحت شدی؟گفت که مال خودته هر کاری کنی کردی. نباید که دیگه ناراحت بشه. این بار به پشت خوابید تا از روی شروع به کردن کنم . خوابید پاها رو روی سینه قرار داد . منم بهش گفتم اگه دیدی دردت اومد زود بگو تا بکشم بیرون. وشروع کردم به داخل کردن . آروم آروم داخل کردم دیدم چیزی نمی گه منم داخل کردم . شروع کردم به کردن . با فشار کیر رو داخل کردم وشروع کردم به تلمبه چند باری داخل کردم دیدم یک دفعه دادی زد وگفت تمام شد . پاره شد الانه که خونش بیا بیرون بکش بیرون بکش بیرون. من که دست وپاچه شده بودم بیرون کشیدم دیدم داره نگاه می کنه ببینه خونی در کاره یا نه . دیدم خون از مجراش جاری شده. وکمی هم رو تشک ریخته شده . دیدم به من نگاهی کرد واز شوخی گفت همینه می خواستی. منم گفتم پس چی زندگی همش همینه وبس.دیدم گفت که بابا شوخی کردم ناراحت نشو. فدای سرت. پاره شد که شد. فورا دستمال آوردم و داخل کوسش گذاشتم تا خونهایی که بیرون می یاد . خونها رو پاک کرد . بلند شد ونشست . کمی لب گرفتیم . دیدم گفت بیا دوباره بکن توش من که دیدم . کوس خون آلوده گفتم بزارش برای بعد. گفت که نه همین الان داشتم تازه حال می کردم. کشیدی بیرون نا قلا. من خنده ای کردم وگفتم فقط به خاطر تو بود که من دست کشیدم . الان که دوست داری . چشم. دوباره کیر رو داخل کوس فرو کردم . دیدم بدش نمی یاد . تازه داشت حال می کرد . به اوج می رسید . خون جلوی چشمش رو گرفته بود نمی شد که اونو ول کنی . به من گفت بخواب زیر تا من به روی تو بشینم. می خواست خودش بشینه روی کیر من و بالا و پایین کنه منم که بدم نمی اومد . آنقدر بالا وپایین کرد که کیر بدبخت من داشت نابود میشد . و اون عین خیالش نبود که این کیر هنوز بکار می یاد. فشار عجیبی رو داشت تحمل می کرد . دیدم صورتش سرخ شده و به نفس نفس افتاده گفتم الانه که از دست بره. زیر بغل های اون رو گرفتم . وبه یک طرف کشیدم. یک دفعه از روی من پایین آمد . کیر من هم بیرون کشیده شد. دیدم زود کیر منو به دست گرفته و داره می کنه تو دهنش. منم که صحنه رو دیدم صریع اونو به پشت خوابوندم و پاها رو از همدیگر باز کردم . شروع کردم به تلمبه زدن . داشت اوج لذت رو میبرد . منم که دیدم داره به خودم همین لذت رو دست می ده دیگه کوتاه نیامدم وتند تند و شلاقی می کردم. هر دو داشتیم به اوج خود نزدیک می شدیم. یک دفعه دیدم داره ناله می کنه داشت آبش می اومد و فریاد میزد اما نه فریادی که همه بشنوند. من که دیگر کیر بدبخت داشت زیر فشار خرد میشد تحمل می کردم اما منم دیگه تحمل نداشتم . کیرم از زور سرخی داشت می ترکید. من که دیگه به اوج لذت خود رسیده بودم بهش گفتم من که دیگه نیستم الان باید دیگه بکشم بیرون به او گفتم اگه موافقی با هم تمامش کنیم گفت باشه یک دفعه من بیرون کشیدم دیدم با فشار آب من داره می یاد بیرن گفت بریزش روش سینه من تا حال بیشتری بده . دیگه من خالی شده بودم اونم دیگه نای بلند شدن نداشت و بریده بود اما به روی خود نمی آورد. پهن زمین افتاده بود و فقط می گفت بیا جلو من جلو رفتم وگفتم چی شده دیدم لب های خودشو توی لبهای من گذاشت . و یک حال عجیب بهش دست داد داشت شیرین ترین لذت رو میبرد. بعد از چند ساعت از همدیگر جدا شدیم. و روبروی هم نشستیم یکدیگر رو در آغوش کشیدیم . لخت مادر زاد چه حالی می ده ها . دیگه وقت اون رسیده بود که برای دوش گرفتن آماده شویم. به حمام رفتیم . همیدیگر رو خوب شستیم. اون برای من لیف میزد ومن برای اون چه حالی. در حمام هم دوباره بهش گفتم دولا شو تا از عقب یک بار دیگه حالی کنیم . دولا شد . دوش آب همینطور باز بود زیر دوش شروع به کردن کردم آب همچنان بر روی ما می ریخت و لحظه های خوشی داشت . صورت می گرفت. زیر دوش یکدیگر رو در آغوش گرفتیم . تا چند دقیقه به هم چسبیده بودیم چه حالی داد. آب از سر وصورت هر دومان جاری می شد لحظه های بیاد ماندنی رو داشت تجلی می کرد . عشق زیر آب. خلاصه دوش گرفتن تمام شد . بیرون آمدیم . ولباسها رو تن کردیم . دیگر تمیز و تازه شده بودیم. حالا دو عشق در کنار یکدیگر به زندگی ادامه می دهند .بردی دل من از تو آن میخواهموز گمشده ی خویش نشان میخواهمسر مصرع هر بیت تو حرفی بردارهر آنچه که شد از تو آن میخواهممن تو راعشقت راحتی دوست نداشتن هایت رادر سینه امدر خیالمدر روحمحبس خواهم کرد..به امید اینکه تمامی عشقهای روی زمین با صفا وصمیمیت به زندگی ادامه دهند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-8378641325431403803?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/8378641325431403803/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=8378641325431403803&amp;isPopup=true' title='31 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8378641325431403803'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8378641325431403803'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_4431.html' title='داستان سکسی من و مریم'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>31</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-1650693228245536592</id><published>2008-01-28T00:42:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:43:19.888+03:30</updated><title type='text'>عادت ماهانه یا پریود چیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عادت ماهيانه يا پريود چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قسمت عمده خونروش ماهانه، حدودا دو سوم حجم آن را خون تشكيل مي دهد. يك سوم باقيمانده قسمتهايي ازمخاط ديواره رحم و يا سلولهاي ديواره بابهشتند.&lt;br /&gt;خون پريود با خوني كه در بدنمان در گردش است متفاوت است. مقدار قابل ملاحظه اي اكسيد كلسيم و يا Lime اين تفاوت را بر جسته تر مي كند و از لخته شدن سريع خون پريود جلوگيري مي كند. مي دا نيد چرا خون پريود بايد ديرتر لخته شود (اين نكته بر من كه سالها فيزيولوژي خوانده ام ناگفته و يا نا خوانده باقي مانده بود تا چندي پيش...)؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جواب بيسار ساده است: خاصيت دير لخته شدن خون پريود براي عبور خون از دهانه رحم و گذر از مجراي بابهشت ضروري است. همچنان وجود بيشتر اكسيد كلسيم به تجزيه سريع آن كمك مي كند. موجودات ميكروسكپي مانند باكتريها و قارچها در خون پريود يافت مي شوند كه در صورت باقي ماندن در محيط رحم مي توانند توليد بيماري كنند و بسيار هم خطرناك باشند. بعضي از اين ميكروبها ظاهرا از مني مرد منشاء گرفته اند و بدين ترتيب زن بدن خود را ماهانه تصفيه مي كند. &lt;br /&gt;مهم است بخاطر بسپاريم كه خوني كه از بدن زن ماهانه دفع مي شود، قبل از ترك بدن به منظور تغذيه و آمادگي محيط رحم براي رشد و حمايت جنين احتمالي كاربرد داشته و نمايشگري از آغاز يك زندگي نوين است. پريود سمبل اميدوار كننده و مثبتي است كه قابليت زن را براي عرضه يك زندگي جديد به دنيا نشان مي دهد. تنها جنبه منفي پريود تاثير منفي است كه اكثرا بر كم و كيف زندگي روزمره يك زن مي گذارد (در بخشهاي بعدي در اين مورد خاص بيشتر و با ديدي تازه تري به تاثيرات منفي! پريود و اثر آن بر  قابليتهاي زنان در اداره امور مهم جامعه، خواهم پرداخت).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; از آنجائي كه خون پريود از اجزائي ساخته شده است كه حياتبخشند، بسياري از موجودات زنده از آن براي ادامه حيات و توليد مثل مي توانند بهره برند. اين به اين معناست كه خون پريود مي تواند پذيراي بسياري از ميكروبهاي بيماري زا باشد وشرايط رشد و تكثيرشان را فراهم آورد. همه ميكربها خطرناك و بيماري زا نيستند ولي اگر تعدادشان زياد شود و در يك محيط باقي بمانند بوي خاصي توليد مي كنند. براي بوجودآوردن اين بو ميكربها به زمان، گرما، رطوبت و غذا احتياج دارند. حالا بسيار ساده است حدس بزنيم كه چگونه مي شود از رشد ميكربها و توليد بوي آزار دهنده، كه اشتباها به خون پريود نسبت داده شده است، جلوگيري كرد: شستشوي مكرر بدن و عوض كردن نوارهاي بهداشتي هر 4 ساعت يكبار، دوره پريود را خيلي راحتتر و بهداشتي تر مي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اگر به خون پريود اجازه داده شود كه آزادانه از بدن خارج شود و چيزي جلوي جاري شدن آن را نگيرد  و يا اينكه بر روي بدن خشك شود و مدتي بعد از روي بدن پاك شود، رشد غير قابل كنترل ميكربها و توليد بوي ناخوشايند نمي تواند اتفاق بيافتد. اگر اين خون در تماس با پوست زن و يا شريك او نيز قرار بگيرد و احيانا خشك شود، ريسك چنداني متوجه هيچيك نيست. همچنين اگر خون پريود  بر روي ملافه و يا حوله اي بچكد و رطوبت آن تبخير شود خطري را در بر نمي گيرد. ولي بايد بگويم كه اين منطق در مورد جذب خون توسط تامپون در محيط مرطوب و گرم و بابهشت صادق نيست و ماندن تامپون به مدت زياد در اين محيط بسيار خطرناك است و باعث بوجود آمدن سندروم خطرناكي است كه باعث مرگ مي شود و به «سندروم شك سمي» معروف است. نشانه هاي اين سندروم شامل تب بالاي 38 درجه همراه با اسهال و استفراغ است.  بنابراين اگر چنين نشانه هايي را در طول مدت پريود خود مشاهده كرديد، درصورتيكه از تامپون هم استفاده مي كنيد، بلافاصله تامپون را در آورده و خود را به دكتر برسانيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داشتن سكس در هنگام پريود، چه تنها و چه با شريك، يكي ديگر از تحريم شده ها و يا تابو هاي دوران ماست. اگر يك زن به اين باور برسد كه مي شود در زمان پريود هم سكس داشت بايد قبول كند كه اين سكس ريخت و پاشش بيشتر است. معمولا جامعه زنان را از در گير شدن در هر گونه فعاليتي كه ظاهرا پاكيزه گي آنان را مخدوش مي كند، باز مي دارد و خون پريود يكي از آن چيزهاي نجس و كثيف شمرده مي شود!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; با اينكه خواسته هاي شهواني زنان در طول يك ماه افت و خيز فراوان دارد و از نظر بيولوژيكي اكثر زنان در زمان تخمك گذاري ( در نيمه سيكل) اين نياز را بيشتر در خود مي يابند،  ولي تحقيقاتي كه اخيرا در اين مورد صورت گرفته به خوبي نشان مي دهد كه بسياري از زنان نه فقط در هنگام تخمك گذاري بلكه دقيقا قبل از آغاز پريود و يا بعد از شروع آن نيز نياز جنسي فراواني را حس مي كنند. بنابراين غير طبيعي و غير قابل تصور نيست اگر كسي در طول مدت پريود سكس داشته باشد و از آن هم لذت ببرد ولي اين در صورتي امكان پذير است كه زن، البته در صورت تمايل، از خودش جرات فراوان نشان داده و بر خلاف مسير رود كه او را به سمت قايم كردن خود در زمان پريود و يا بهتر بگويم قايم كردن پريود خود مي راند، شنا كند. در صورت چنين خواستي، او بايد دست از نوارهاي بهداشتي و تامپون خود كه تا كنون نقش نجات دهنده براي او داشته اند بردارد و آمادگي كامل براي خراب كردن يك ست كامل ملافه و حوله خود را داشته باشد و به مايعات بدنش اجازه دهد كه با بدنش و محيط اطرافش و شريكش تماس پيدا كند. &lt;br /&gt;نگران نباشيد، زندگي همچنان بعد از اين واقعه ادامه پيدا خواهد&lt;/span&gt; كرد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-1650693228245536592?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/1650693228245536592/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=1650693228245536592&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/1650693228245536592'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/1650693228245536592'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_9678.html' title='عادت ماهانه یا پریود چیست؟'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-50216745162509653</id><published>2008-01-28T00:41:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:42:22.067+03:30</updated><title type='text'>چرا پریود در زنان بد است؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چرا پریود بد است؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عادت ماهانه یا پریود یك زن نقش عظیمی را در زندگی او بازی می كند. اگر شما در نظر بگیرید كه پریود یك زن از سن 12 سالگی آغاز و تا سن 50 سالگی ادامه می یابد و  هر تجربه آن 5 روز از یك دوره 28 روزه را به خود اختصاص می دهد، آنگاه خواهیم دید كه یك زن به طور متوسط 7 سال از روزهای عمر خود را با این پدیده سپری می كند. بعلاوه این دوره چند روزه و نسبتا كوتاه ماهانه، قسمتی از زندگی روزانه او را در طول 30 سال و یا بیشتر تشكیل می دهد. بنابراین جای شكی باقی نمی ماند كه پریود زنان قسمت بزرگی از زندگی آنان و شریكشان را در بر می گیرد.&lt;br /&gt; در جوامع مدرن بنظر می رسد كه همه افراد بر سر این عقیده كه «پریود بد است» به توافق كامل رسیده اند. براستی چرا ما پریود را چیز بدی می دانیم؟!&lt;br /&gt; در ایران خون پریود «نجس»تلقی می شود و جالب است كه با وجود چنین عقیده ای، بسیاری از زنان حمام رفتن را در هنگام خونریزی بد می دانند. شاید این رسم از زمانی كه از خزینه ها برای شستشوی بدن استفاده می شده است به جا مانده باشد ولی هنوز هم بسیاری از ریختن آب از بالا بر روی سر و بدنشان خودداری می كنند، ولی هنگامیكه پریودشان خاتمه می یابد به حمام رفته و اعلام می كنند كه «پاك شده اند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اكثر مواقع ما از چیزی كه نمی دانیم می هراسیم. فكر اینكه یك زن به طور مرتب و برنامه ریزی شده و همراه با تغییرات ماه و بدون نشانه ای از بیماریی، می تواند خون از دست بدهد، بعضیها را سخت ترسانده است. ما هنوزهم دقیقا نمی دانیم كه چرا بدن یك زن اینگونه كار می كند.&lt;br /&gt;بوی خون پریود می توانسته توجه حیوانات گوشتخوار را به خود جلب كند وبدین ترتیب گروهی از مردم را در معرض خطر قرار دهد. شاید به همین دلیل زنانی كه دوره خونریزی ماهانه خود را طی می كرده اند از جمعهای گروهی و فعالیتهای آنان به كناری رانده شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردمان گذشته بر این باور بوده اند كه خون پریود دارای قدرت معجزه آسایی است و معمولا زنانی كه دارای قدرتهای خارق العاده بوده اند این خون را در معجونهای معجزه آسای خود با دیگر مواد مخلوط می كرده اند. بعضی مردان به زنان حسودی كرده و چون خود قادر به تجربه چنین پدیده ای نبودند آن را كاملا نفی و رد كرده اند و شاید تمام این باورها و تجربیات در گذشته های دور و نزدیك به رانده شدن زن از جامعه و ضعیف شمردن او ختم شده باشد. در كنار تمام این عقاید كلیشه ای كه همواره در مورد پریود شنیده می شود، باید به آن به چشم یك پدیده سالم و طبیعی كه جزء تفكیك ناپذیری از زندگی یك مرد و زن را تشكیل میدهد نگریست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; حقایقی شگفتی آفرین:&lt;br /&gt; در غیاب نور ساخته شده توسط انسان (برق)، دوره ماهانه پریود یك زن با صور مختلف ماه تنظیم می شود. در چنین صورتی تخمك گذاری او رد زمانی كه ماه تمام است اتفاق افتاده و پریود زمانی آغاز می شود كه ماه جدید در ابتدای راه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پریود زنانی كه در كنار یكدیگر زندگی می كنند در طول مدت چند ماه با هم همزمان شده كه علت آن تركیبات شیمیائی موجود در عرق بدن بنام «Pheromones» و در معرض آنان قرار گرفتن است. مطالعاتی كه بر روی این پدیده انجام گرفته مشخص كرده است كه اگر عرق یك زن به طور مرتب در زیر بینی زن دیگری قرار بگیرد، پریود این دو زن بعد از 3 ماه همزمان شده و این در صورتی است كه این دو شخص همدیگر را ملاقات نكرده و هیچگونه تماس بدنی با یكدیگر نداشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگامیكه یك زن تخمك گذاری می كند حس چشائی و بینائی او تقویت یافته و احساس بهتری نسبت به خود و محیط اطراف خود دارد. در طول مدت خونریزی زنان نسبت به بیماریهای پوستی مانند جوش و آفت آسیب پذیر تر خواهند بود و امكان عفونت بابهشت نیز در این زمان افزایش می یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در برخی از فر هنگها مردان در نمادینه بودن خونریزی ماهانه زنان خود را شریك دانسته و به بریدن سکس-ابزار خود دست می زنند تا از آن خون جاری شود. مردان قبایل بومی استرالیا دهانه مجرای ادراری خود را در تمام طول سكس-ابزارشان می برند تا شكلی شبیه به سكس-ابزار زن به خود گیرد كه در ضمن این عمل باعث خونریزی سمبولیك نیز می شود. حتی ممكن است این عمل در موقعیتهای گوناگون به دفعات تكرار شود. حقیقتی در اقدام مردان بومی استرالیا نهفته است؛ آنان باید بر این باور باشند كه خونریزی ماهانه زنان دارای فواید بیشماری است كه مردان از آن بی بهره مانده اند و مردان با این عمل حداقل كاری كه انجام می دهند آشنائی و هم دردی بیشتر با زنان و طبیعت آنهاست.&lt;br /&gt; آیا انتظار ما زنان چیزی بیش از این است؟!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-50216745162509653?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/50216745162509653/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=50216745162509653&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/50216745162509653'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/50216745162509653'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_9924.html' title='چرا پریود در زنان بد است؟'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-2509147865668016387</id><published>2008-01-28T00:40:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:41:04.589+03:30</updated><title type='text'>؟؟؟؟؟؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دانلود بازی سگا , rapidshare downloader , زبان انگلیسی , دانلود کتاب , عکس بهنوش بختیاری , تیتراژ ماه عسل , تصاویر متحرک , mohammad esfahani , smsجدید , learning english , دانلود رایگان , دانلود نرم افزار موبایل , olc ,, crackdownloader 2.2 , reza sadeghi new album , افسران پلیس , نیک صالحی , rapidleecher , دانلود فیلم , alborz sports , alborz newspaper , نوال الزغبی , آهنگ میوه ممنوعه , عکس دختر , آموزش چت , ایران دانلود , sim tower , ashreshteh.com , nokia n76 , windows xp sp3 download , english story , جواهری در قصر , پارسا پیروزفر , download office 2003 , دانلود نرم افزار رایگان , counter strike source download , photoshop cs2 download , graphic ,  , بارداری , دانلود بازی , عکس دختر ایرانی , محمدرضا گلزار , nastaligh , pezeshk.us , رقص عربی , فیلتر شکن , persianv.com , reza sadeghi download , نرم افزار سونی اریکسون , جواهری درقصر , megaleecher download , سریال پرستاران , اس ام اس روز , فارسی چت , symbian games , امپراطور دریا , kaspersky دانلود , , rapidshare premium , persiangraphic , پروستات , rapidshare search , خلافی , دانلود نرم افزار , دانلود فیلم , rar password removal , rapidkill , بازی , کلیپ س ک س , فال , دانلود فیلم , download yahoo toolbar , امین حیایی ,  , فرزاد حسنی , مامایی , عکس عروسی یانگوم , ggclient , تالاسمی , جوک و اس ام اس , persianv , عکس خوانندگان ایرانی , دیکشنری رایگان , بهنوش بختیاری , س ک س , gmail , kelk , مدل لباس عروس , rapidkill download , تم k750 , 3d driving school , quicktime 7 pro free download , فیلتر شکن روز , zoe.blogfa.com , preity zinta , download counter strike , smart movie , علی لهراسبی , عکس های یانگوم , ماموران مخفی پلیس , طنز , جوک و اس ام اس , طنز , دانلود google earth , دختران , جوش صورت , آموزش الکترونیک , یادگیری زبان انگلیسی , faces 3.0 , رژیم لاغری ,  , احسان خواجه امیری , تم نوکیا , norton windoctor , farsi nevis , irandownload , سریال اغما , انگلیسی به فارسی , irooni , عکس خوانندگان عربی , windoctor , lula 3d , counter strike 1.6 patch , rapidkill pro , اس ام اس عید فطر , اس ام اس عید فطر , عکس زن , , دیکشنری انگلیسی به انگلیسی , میسترس , دانلود kaspersky , هدیه تهرانی , پرشین گرافیک , عکس سریال پرستاران , آش رشته دات کام , دانلود بازیهای سگا , سرطان معده , ماه عسل , دانلود نرمافزار , مانوئلا ارکوری , انگلیسی , golzar , کارت عروسی , تصاویر گرافیکی , بیماریهای مقاربتی , آموزش الکترونیکی , سایت هوای تازه , کتاب الکترونیک , pezeshk , میوه ممنوعه , نیکی کریمی , کریستین رونالدو , کتاب الکترونیک ,  , لباس , چت روم فارسی , آخوند , دانلود بازی های سگا , روزنامه البرزورزشی , چت روم سبز ,  , عکس عروس ,, اموزش انگلیسی , havaye taze , tabir khab , online , عکس عروسی علی دایی , خواص زیتون , راههای جلوگیری از بارداری , سینوزیت , سریال میوه ممنوعه , چت روم اصلی , گرامر انگلیسی , تست هوش , آموزش از راه دور , مطالعه , برنامه ماه عسل , نرم افزار نوکیا , نوکیا , دانلود بازی سگا , روز نامه ورزشی , دستیاری , bechatim , تست روانشناسی , بهنوش , پارکینسون , سوزاک , نرمافزار , freedownload.ir , خوانندگان عربی , یانگوم , تابناک , عکس , تم w700 , نیک صالحی , english , کتاب الکترونیکی , س.ک.س , خواص میوه ها , اموزش چت , اش رشته دات کام , عکس های جالب , عکس دختر , اغما , پرستاران , آلزایمر , تم سونی اریکسون , جملات کوتاه , دانلود تم سونی اریکسون , عکسهای یانگوم , جت روم , داستان انگلیسی , کتاب الکترونیکی , ویتالی , دانلود آهنگهای قدیمی , آموزش ielts , monica bellucci , لطیفه , فقط عکس , عکسهای سریال پرستاران , نیک , نرم افزار نوکیا , دانلود رایگان نرم افزار , گلشیفته فراهانی , نرم افزارهای رایگان , آموزش انگلیسی , آموزشگاه زبان , چت سبز , بازیهای سگا , اتاق چت فارسی , بازی های سگا , پرخاشگری , مردمان , بهنوش طباطبایی , دیکشنری انگلیسی , سریال اغماء , دختر ایرانی , عکسهای دیدنی , جوک , گلزار , داستانهای انگلیسی , چت کن دات کام ,  , chat kon , پزشکان بدون مرز , گلشیفته فرهانی , سریال جواهری در قصر , کارت سوخت , دیکشنری انگلیسی فارسی ,  , آموزش مجازی , فقر و فحشا , تیتراژ میوه ممنوعه , بازی , دانلود تم , greeting , الناز شاکردوست , دانلود کتاب الکترونیکی , آهنگ ماه عسل , عکس عروسی , behnoosh bakhtiari , چتروم فارسی , ,ورزشی , arcuri , irpdf , دانلود کتاب الکترونیکی , تصاویر دختران خوشگل , تغییر جنسیت , فال روزانه ,  , خفن , هپاتیت , anastasia script , کلیپ خفن , عکس حامد کمیلی , open learning center , دانلود , تیتراژ سریال میوه ممنوعه , آیشواریا , عکس ویتالی , دیکشنری آنلاین , سام درخشانی , آهنگ سریال میوه ممنوعه , عکس هدیه تهرانی , اتاق چت روم , سگا , سانسور جواهری در قصر , یونسنگ , استخر زنان , سریال ماموران مخفی پلیس , مقالات پزشکی , هومن بهمنش , چتکن , elnaz shakerdoost , عکس , مدل لباس شب , داستان های انگلیسی , استرس , تیتراژ برنامه ماه عسل , پزشک دهکده , هپاتیت ب , تم k750i , دانلود تم نوکیا , دانلود نرم افزار سونی اریکسون , رولا سعد , نرم افزار موبایل سونی اریکسون , تم موبایل , نرم افزار k750 , دانلود بازی فلش , مهناز افشار , سایت ورزشی , روماتیسم , فیلترشکن روز , عکس , جواهری درقصر , ازدواج هدیه تهرانی , دانلود رایگان فیلم , زخم معده , ]چت , mahnaz afshar , اغماء , نازایی , ashreshte.com , نانسی عجرم , اهنگ میوه ممنوعه , باران کوثری , اس ام اس جالب , ترفند موبایل , اس ام اس جالب , فال حافظ , lebas aroos , موفقیت , یکتا ناصر , افسر مین جانگو , کتابهای الکترونیکی , رقاص , آمیزش , متن کارت عروسی , آنجلیا جولی , آش رشته دات کام , هک موبایل , حمید گودرزی , بازی موبایل , سانسور یانگوم , دانلود موسیقی سنتی , santoori , fararu , مین جانگو , هپاتیت b , ایران چت , کلیپ ایرانی , تنظیم خانواده , لوسمی , hedie tehrani , دوست یابی , آهنگهای قدیمی , اس ام اس ماه رمضان , عباس قادری , انگلیسی به فارسی , inline , عکس بچه , mss , کتابهای الکترونیکی , yekta naser , zoe.blogfa , چت ایرانی , گرامر زبان انگلیسی , دانلود رایگان فیلم , کودک آزاری , عکس زنان , چت ایرانیان , تصاویر متحرک , english stories , progdvb , sms روز , ثبت نام تلفن همراه , جملات زیبا , اوقات فراغت , بیماری ms , prog dvb , ورزشی البرز , دوران بارداری , کاجول , کتاب pdf , افزایش سرعت اینترنت , آهنگ یک وجب خاک , بارداری , عکس یانگوم , عکس خوانندگان ترکی , تا دلت بخواد عکس داره , دانلود رایگان بازی , ترجمه انگلیسی به فارسی ,  , رولا , مهدی سلوکی , بازی سگا , سریال افسران پلیس , دانلود سریال جواهری در قصر , سرطان پوست , نوار بهداشتی , اس ام اس روز , یانگوم جان , شکرانه , دانلود , olc.ir , کتاب pdf , اس ام اس های جدید , پرچم ایران , m , چت نوشتاری , عکسهای حامد کمیلی , irpdf , اس ام اس روز , لویی پاستور , مدل مو , تمرکز حواس , جلوگیری از ریزش مو , یانگوم سانسور , نرم افزار p990 , smsجدید , دوربین مخفی خفن , رژیم لاغری , کمیسر لسکو , نتایج آزمون کارشناسی ارشد , بلوغ , شهاب حسینی , سریال رابین هود , عروسی یانگوم , چت رم فارسی , فرهنگ انگلیسی به فارسی , جک و اس ام اس , تالار گفتگو , آرایش , گرامر , alborz-varzeshi , روز نامه ورزشی , اس ام اس های جدید , جک و اس ام اس , عکس عروسی , اموزش انگلیسی , سریال امپراطور دریا , کتاب دانلود , حسام نواب صفوی , اخبار علمی , کتاب خانه , عکس , عکس خنده دار , سونی اریکسون k750 , دانلود فیلم هندی , اس ام اس ماه رمضان ,  , برنامه ریزی برای کنکور , طنز , عکس عروسی هدیه تهرانی , تم ویندوز , کتاب , فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی , کتاب , گالری عکس , زن و شوهر , عکس جالب , کارینا کاپور , persianhub , میسترس , تست زبان , جنین , کوچک کردن سینه , جوک جدید , mss , دانلود نرم افزارهای رایگان , کتاب دانلود , persian wallpaper , چت تهران , برنامه سونی اریکسون , چاق شدن , چتکن دات کام , رایگان , دانلود رایگان نرم افزار موبایل , بازی فلش , graphic wallpaper , ترجمه انگلیسی به فارسی , لکنت زبان , مهناز افشار , چت های فارسی , تم n70 , سریال جواهری درقصر , ettore bassi , عکس بازیگرها , عکس سریال افسران پلیس , دانلود فیلمهای ایرانی , کلیپ خفن , سایت دانشگاه علوم پزشکی ایران , کرک , خلافی اتومبیل , زناشویی , دوران عقد , دانلود بازی های فلش , داستان به زبان انگلیسی , عکس افسران پلیس , اس ام اس زیبا , چای سبز , جملات زیبا , عکس های بهنوش بختیاری , دانلود رایگان نرم افزار موبایل , دانلود بازیهای سگا , یادگیری زبان , عکسهای خوانندگان عربی , برج العرب , صداوسیما , عکس لباس عروس , تم موبایل , girl , irtools , چت صورتی , سایت چت فارسی , شیخ صنعان , عکس ایرانی , دستیاری , اس ام اس زیبا , یک وجب خاک , نرم افزاررایگان , عکس گرافیکی , آموزش مدیریت , دکتر مایک , رتبه بندی دانشگاه ها , n76 , مدیریت بازرگانی , عکسهای یانگوم , خوانندگان ترکی , عکس های حامد کمیلی , openlearningcenter , learn english , مکالمه زبان انگلیسی , بازاریابی , لکنت زبان , freedownloadcenter , نرم افزار رایگان موبایل , دیگشنری انگلیسی به فارسی , گالری عکس بازیگران , عکس دختران ایرانی , ]چت روم , دانلود جواهری در قصر , بازی فلش , کلیپ خفن موبایل ایرانی , امتحان ielts , , source , بارداری , چت روم رنگی , دانلود تم 3250 , دانلود نرم افزار نوکیا , نرم افزارهای سونی اریکسون , wallpaper , الهام حمیدی , اضطراب , داروسازی , jighooo , نرم افزارهای رایگان , دیکشنری رایگان , shabnam gholikhani , روشهای جلوگیری از بارداری , دانلود رایگان بازی , جواهری در قصر , نرم افزار رایگان موبایل , نرم افزار 3250 , کتابخانه مجازی , عکس به دیدنش می ارزه , تم موبایل سونی اریکسون , قانونی کردن ویندوز , دانلود اهنگهای قدیمی , hedie tehrani , عکس های یانگوم , آهنگ میوه ممنوعه , چت روم ایرانیان , یاهو چت , بازی رایگان , نرم افزار جاوا , دوست یابی , داوود مقامی , شبنم قلی خانی , ی , راههای پیشگیری از بارداری , نتایج ازمون کارشناسی ارشد , گوگل ارت , نوال زغبی , دنیای کلیپ , پرچم ایران , تم p990 , دانلود فونت , کلیپ موبایل , عکسهای جالب , آزمون دستیاری , ezdevaj , عکسهای جالب , فارسی چت , دانلود بازی فلش , پوریا پورسرخ , سریال پزشک دهکده , عکس کاکا , سرطان پروستات , علائم حاملگی , quran ,  , شعبده بازی , بهنوش بختیاری عکس , دانلود رایگان فیلم , دانلود رایگان , آهنگ برنامه ماه عسل , english grammar , short english story , داستان , ثبت نام ielts , جوک و اس ام اس جدید , خدا , عکس عروسی یانگوم , سریال شکرانه , سایت فرارو , انگلیسی , تامپون , دانلود تیتراژ ماه عسل , عکس نوال , اهنگ سریال میوه ممنوعه , سریال میوه ممنوعه , آموزش چت کردن , تم 3250 , گرامر زبان انگلیسی , عشق , سینه بزرگ , جوک و اس ام اس جدید , استخدام , تم برای سونی اریکسون , فیلم ایرانی , بیماری های مقاربتی , فتق , عکسهای جالب , quran , عکسهای خوانندگان ایرانی , تم های سونی اریکسون , فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی , کارت دانشجویی بین المللی , عکس بچه , اس ام اس و جوک , mss , جلوگیری از حاملگی , pctaz , سایتی برای چت کردن , سایت چت , دانلود بازی رایگان , yangoom , ماهیما چودری , لعیا زنگنه , سایت روزنامه البرز ورزشی , پرستاری , سقط جنین , عکسهای اشکان خطیبی , کلیپ س ک س ی , اس ام اس عید فطر , irtools.net , زنگ گوشی , چت دوستان , آزمون زبان , عکس پرستاران , بازیگران ایرانی , راههای سقط جنین , رتبه بندی دانشگاهها , لباس عروس , روزنامه بازارکار , ریزش مو , دختر ایرونی , اس ام اس عید فطر , اس ام اس و جوک , کنکور , اموزش از راه دور , ایرج مهدیان , behnoush bakhtiary , عکس ایرانی , onspeed , آهنگ سریال شکرانه , آهنگ سریال یک وجب خاک , چت کن فارسی , free ebook , آموزش رایگان زبان انگلیسی , مدیریت جهانگردی , عکسهای سریال افسران پلیس , تحصیل در خارج از کشور , حاملگی , اش رشته دات کام , تیتراژ یک وجب خاک , سایت برای چت کردن , غذای ایرانی , college , بیماری پارکینسون , اهنگ ماه عسل , چت یاهو , chat room , farsi chat , کاملیا انتخابی فر , عکس با کیفیت , english short story , عضویت در سایت , دیکشنری انگلیسی فارسی , گونل , کلیپ س ک س , جت روم فارسی , saadi , جواهری در قصر , کلیپ س ک س ایرانی , جملات جالب , نریمان , اتومبیل , دانلود بازی های سگا , english learning , کتاب داستان , سری دیوی , سینوزیت , برنامه ریزی کنکور , پزشکان , هموفیلی , سایت برای چت , پروین دولت آبادی , باران کوثری , یکتا ناصر , دانلود آهنگ های قدیمی , دانلود کتاب فارسی , روزنامه البرزورزشی , روشهای سقط جنین , درمان لکنت زبان , عکس های عروسی یانگوم , قسمت 46 یانگوم , عکس از بهنوش بختیاری , موزیک ایرانی , چت دات کام , mss , دانلود کتابهای الکترونیکی , گرافیک ایران , آزمون , فرم ثبت نام , عکس اشکان خطیبی , ریتالین , free download , اطاق چت , دانلود کتاب فارسی , اخبار انگلیسی , دانلود کتابهای الکترونیکی , کلیپ س , تست خودشناسی , ارم , خفن , عکس , تست زبان انگلیسی , کتاب خانه مجازی , جنسیت , موسیقی سریال میوه ممنوعه , تست زیست شناسی , پرستاران سریال , امیر جعفری , اصطلاحات انگلیسی , بازی برای p990i , آلبوم جدید احسان خواجه امیری , اتاق چت فارسی , چت روم ایرانی , یانگوم عکس , borzoo arjmand , آرم شرکت , فاضلاب , موسیقی متن میوه ممنوعه , سایت دوست یابی , دانلود بازیهای فلش , عکس کریستین رونالدو , پرچم , بوی بد دهان , tabire khab , چت روم صورتی , سایت فرارو , عکسهای افسران پلیس , ایدز , سیانور , عکسهای ویتالی , پروین دولت آبادی ,, روشهای صحیح مطالعه , سانسور های جواهری در قصر , free download center , عباس قادری , mahtab keramati , روشهای پیشگیری از بارداری , bechatim.com , کارت dvb , مدیتیشن , یانکوم , uoeoe , مدل دامن , dost yabi , گیومیونگ , فیلم افسران پلیس , دانلود فیلم قدیمی , اس ام اس عشقی , , دختر ایرانی , ترانه علیدوستی , آویزون , پرشین , ی , اس ام اس عشقی , دانلود رایگان نرم افزار , دانلود آهنگ ماه عسل , ایران مانیا , جوهی چاولا , عکس های سریال افسران پلیس , غذاهای ایرانی , عکسهای جالب , قانونی کردن ویندوز , آرام جعفری , فقط عکس , ماموران مخفی پلیس , دانلود فیلم لینک مستقیم , دانلود فیلم پرسپولیس , س.ک.س , model lebas , تیتراژ سریال شکرانه , بچتیم , فارسی , سلمان خان , اموزش چت کردن , چت اصفهان , تست زیست , ترانه علیدوستی , تحصیل در خارج , سقط , عکس دختر ایرونی , a , عکس عروسی , عکسهای جالب , تیتراژ سریال یک وجب خاک , چت کن . دات کام , word to pdf , دانلود کتاب الکترونیکی , joksms , عکسهای دیدنی , model lebas , حسابداری هلو , بازی , دانلود کتاب الکترونیکی , یون سنگ , کلیپ س.ک.س , رژیم لاغری , مامایی , عفونت رحم , ورم روده , جوک و اس ام اس , سانسور جواهری در قصر , یانگوم سانسور , دانلود نرم افزار رایگان , تیتراژ شکرانه , word to pdf , جادو , عکس خفن , leila otadi , گالری عکس بازیگران ایرانی , زن عرب , سایت چت ایرانی , مدل لباس عروس , لب دادن , الکامپ 2007 , دانلود فیلمهای قدیمی ایرانی , دانلود آهنگهای مهستی , فیلم ایرانی دانلود , دانلود pdf , hesam navab safavi , داستان س ک س , اس ام اس رمضان , جوک و اس ام اس , مثلث برمودا , دعا خلیل , doorbin makhfi , عکس دختر , عکسهای دیدنی , چت ایران , inline , عکس الهام حمیدی , بورا بورا , ترفند ویندوز , سریال اغماء , سانسوری های جواهری در قصر , احسان خواجه امیری میوه ممنوعه , سایتی برای چت , ورزشی البرز , freedownload ,  , , دانلود pdf , مانوئلا ارکوری , katayoon riahi , آتنه فقیه نصیری , روزنا مه ورزشی , پرخاشگری , جدیدترین جوکها , اهنگ برنامه ماه عسل , chat farsi , چت رنگی , پرشین , دانلود فیلم ایرانی قدیمی , دانلود فیلم ایرانی , بهاره رهنما , قسمت 49 جواهری در قصر , kmplayer , فارسی کام , عکس بانو چویی , عکس از حامد کمیلی , عکسهای مهناز افشار , دانلود کلیپ س ک س , اس ام اس های زیبا , آلبوم جدید معین , عکس یونسنگ , سانسورهای جواهری در قصر , سایت خفن , سایت تابناک , اس ام اس عاشقانه , کتاب الکترونیک , عکس بازیگران سریال پرستاران , ارکوری , shila khodadad , اس ام اس با حال , اس ام اس عاشقانه , اس ام اس فارسی , رقص عربی , آلبوم جدید معین , اس ام اس قشنگ , سانسور یانگوم , عکس خوانندگان هندی , دانلود تم ویندوز , اهنگ یک وجب خاک ,  , املاک , صنعت , افسر شهیدی , اس ام اس قشنگ , ورزشی روزنامه , اس ام اس عاشقانه , عکس , هک کارت تلفن , آموزش dreamweaver , اتاق چت ایرانی , پوریا پور سرخ , عکس پوریا پور سرخ , لاله اسکندری , اس ام اس تولد , بدن انسان , مرسدس , faghr va fahsha , اس ام اس فارسی , joksms , عکس 18 , استخدام مدرس , عکس از سریال پرستاران , مدهوری , دانلود , اس ام اس تبریک عید فطر , اس ام اس جدید , اس ام اس رمضان , اس ام اس با حال , هک کارت سوخت , گوگل ارث , دانلود آهنگ میوه ممنوعه , بازیهای سگا , دانلود کتاب pdf , دانلود آهنگ قدیمی , کتاب الکترونیک , اس ام اس تولد , اس ام اس های زیبا , پارسا پیروزفر , لباس عروس , سایت دانلود , جمشید هاشم پور , خوانندگان هندی , عکس خوانندگان ترک , افزایش سرعت کامپیوتر , تم ویندوز , البوم جدید احسان خواجه امیری , سریال یک وجب خاک , بیا تو دات کام , اس ام اس جدید , تیتراژ ماه عسل , چت روم آبی , کلیپ خفن , تم نوکیا , دانلود کتاب الکترونیک , تصاویر , آهنگ های قدیمی , دانلود کتاب الکترونیک , عکس بازیگر ایرانی , anahita nemati , کلیپ ایرانی , اس ام اس طنز , سانسورهای سریال جواهری در قصر , خدنگستان , گیومیونگ , بازی p990i , ژورنال لباس , sanjesh , دانلود کتاب pdf , دانلود رقص عربی , اس ام اس تبریک عید فطر , موسیقی ماه عسل , چت سرا , اتاق چت خصوصی , اتومبیل , مدل کفش , بازی موبایل , قالب بلاگفا , جواد یساری , sms جدید , کتاب فارسی , فحشا , تم ویندوز xp , تهران چت , آگهی رایگان , تست کنکور , سایت دانلود , مبدل سگا , چاه ارت , جوک اس ام اس , شریعتی , جواهری درقصر , بازی های سگا , اس ام اس شب قدر , کودکان زیبا , صحنه های خنده دار , اس ام اس طنز , عکس یانگوم , یانگوم جان , قارچ خور , چت کردن فارسی , سایت دانلود کتاب , graphic wallpapers , انجمن برق , دانلود شهرام ناظری , عکس س ک س , جک و اس ام اس جدید , سایت روزنامه ورزشی , جک و اس ام اس جدید , یونسنگ , عکس امین حیایی , 4shared , آلبوم جدید حمید عسکری , موسیقی متن سریال میوه ممنوعه , چت روم های فارسی , املاک , مدل بلوز , لینک مستقیم دانلود فیلم , سایت دانلود کتاب , بازیگران , کلیپ خفن ایرانی , اس ام اس سر کاری , اس ام اس جوک , جوک اس ام اس , اس ام اس سر کاری , سانسور های یانگوم , عکس پارسا پیروزفر , پول کثیف , کامفار , سایت کتاب , persian wallpapers , اس ام اس عیدفطر , وزنامه ورزشی , مغز , اس ام اس عیدفطر , free download film , آهنگ شکرانه , چتروم فارسی , کلیپ ایرانی , zeshtoziba , کتاب های الکترونیکی , دانیال حکیمی , اس ام اس های جدید , ورزشى , اس ام اس جوک , sms جدید , دانلود تیتراژ برنامه ماه عسل , سحر وجادو ,  , eca.ir , سایت کتاب , آلبوم جدید اندی , عکسهای ایرانی , اس ام اس های جدید , قسمت 50 جواهری در قصر , کتاب الکترونیک , دانلودمداحی , سحر و جادو , لینک مستقیم فیلم ,  afshar.com , گالری عکس , اس ام اس برای عید فطر , اس ام اس فینگلیش , جوک , ترفند اینترنت , آلبوم جدید اندی , یانگوم قسمت 49 , دانلود مترجم پارس , موسیقی میوه ممنوعه , چت روم رنگی , چت تصویری ,  , ارایش , تصاویر متحرک , کاملیا انتخابی فر , جک ترکی , دانلود برنامه , تذهیب , دانلود فیلم شرک 3 , اس ام اس الیاس , اس ام اس الیاس , قسمت 50 یانگوم , جواهری در قصر قسمت 49 ,  kon.com , چت روم های ایرانی , سایت چت کردن , ارایش صورت , shahrooz s2 , sms فارسی , دانلود آهنگهای ویگن , کتاب های الکترونیکی , لیلا اوتادی , بهنوش بختیاری , اس ام اس خنده دار , آلبوم جدید همایون , persianchat , اس ام اس فارسی , تست روانشناسی , زن دوم , جوک های باحال , عکس دختران ایرانی , شین بی , بازی قارچ خور , دانلود فیلم سینمایی , دانلود گوگل ارث , نرم افزارهای رایگان , دختر تهرانی , برنامه ریزی برای کنکور , گالری , دانلود موسیقی سنتی , کلیپ خفن ایرانی , کلیپ دوربین مخفی , اس ام اس برای عید فطر , اس ام اس خنده دار , آلبوم جدید همایون , اس ام اس شب قدر , سریال جواهری درقصر , امین حیایی , تیتراژ برنامه ماه عسل , تصاویر خفن , عکس , پرستو گلستانی , هانیه توسلی , عکس س , جوک , اس ام اس فارسی , اس ام اس فینگلیش , جواهری در قصر قسمت 50 , بانو چویی , عکس پای دختران , آهنگ سریال میوه ممنوعه , آهنگ یک وجب خاک , لباس , فرا رو , pdf کتاب , سیدجوادذاکر , دانلود آهنگهای قدیمی , بدون دخترم هرگز دانلود , لادن طباطبایی , mahnaz afshar photo , کلیپ س ک س ی ایرانی , اس ام اس بازار , عکسهای منتخب , عکسهای دیدنی , سینه , اس ام اس توپ , اس ام اس بازار , قسمت 47 جواهری در قصر , قسمت 49 جواهری در قصر , یانکوم , دانلود نرم افزار گوگل ارث , حمید عسکری , محسن یگانه ماه عسل , استعفای لاریجانی , tazhib , مسعود بختیاری , کتاب , کلیپ های خفن , البوم جدید معین , دانلود آلبوم جدید اندی , alborz sport newspaper , سایت گوناگون , تخت جمشید , آرم شرکتها , فحشا در ایران , dokhtar , اس ام اس 18 , [جواهری در قصر , خلاصه قسمت 50 جواهری در قصر , کرک هلو , winrar free download , یانگوم , جین سینگ , کتاب , مختاباد دانلود , فریبرز لاچینی , pdf کتاب , داستان س ک س ی , اس ام اس توپ , روزنامه ورزشی البرز ورزشی , درباره جن , دانلود آلبوم جدید اندی ,  , خوانندگان ایرانی , بازی کم حجم , دانلود نرم افزار رایگان , تیتراژ پایانی سریال یک وجب خاک , قالب بلاگفا , سایت تفریحی , یانگوم , http:/ , مدل لباس , persian logo , free wallpaper , سایت هوای تازه , طالع بینی , عکس های مهناز افشار , س کس , اس ام اس 18 , دختر زیبا , اس ام اس , تبلیغات , تهران قدیم , کلیپ رقص عربی , elipix2pix , اس ام اس های جالب , البوم جدید معین , جواهری در قصر یانگوم , قسمت 49 سریال جواهری در قصر , عکس های عروسی یانگوم , عکس های جالب , monica belucci , زنگ گوشی موبایل , کلیپ خفن ایرانی , سعید امامی , پروین دولت ابادی ,  , کوروش تهامی , کلیپ س , معما , کتاب , جوک , جواهری در قصر سانسور , دانلود قسمت های جواهری در قصر , یانگوم عکس , uoeoe , دانلود از rapidshare , دانلود آهنگ یک وجب خاک , دانلود اهنگ ماه عسل , کلیپ رقص , fararu.com , آموزش تری دی مکس , زندگینامه پروین دولت آبادی , اهنگهای قدیمی , دانلود فیلم های ایرانی , laia zangane , دنیای کلیپ , اس ام اس بد , mihanblog , اس ام اس های جالب , کس و شعر , غذاهای خوشمزه , سریال جواهری در قصر , دانلود حسابداری هلو , رجیستری ویندوز , دانلود آهنگ احسان خواجه امیری , آهنگ تیتراژ میوه ممنوعه , اهنگ میوه ممنوعه , محسن یگانه ماه عسل , نیازمندیها , تصاویر گرافیکی , عکس س ک س ی , اس ام اس مذهبی , سایت روزنامه البرزورزشی , هوش , فصل پاییز , اس ام اس بد , سانسور سریال جواهری در قصر , خلاصه قسمت 49 جواهری در قصر , بانو سو , تا دلت بخواد عکس , عکس های خوانندگان ایرانی , دانلود رایگان کتاب , میکرو کنترولر , آهنگ جدید احسان خواجه امیری , کامپیوتر , مدل ناخن , کلیپ خفن موبایل , ابراهیم میرزایی , تصاویر موبایل , عکسهای سیاسی , دانلود مستقیم فیلم , دانلود ترانه های قدیمی , laya zangane , زهرا امیر ابراهیمی , س ک س ایرانی , کلیپ س.ک.س , داستان س , دانلود آلبوم جدید معین , فواره , تست استرس , sexi , دانلود آلبوم جدید معین , دانلود اس ام اس , کس و شعر , دانلود جواهری در قصر , مرکز دانلود , شبکه موبایل , دانلود رایگان موزیک , آهنگ فیلم میوه ممنوعه , احسان خواجه امیری دانلود , تیتراز ماه عسل , فرزاد فرزین , یک وجب خاک , زیست شناسی گناباد , دانلود فیلم چهارشنبه سوری , داستان های س ک س ی , اس ام اس عید سعید فطر , .ورزشی , tabir e khab , اس ام اس تازه , عکس خوانندگان عرب , free film download , uiq3 , شرک 3 , دانلود تیتراژ میوه ممنوعه , حوادث روز , داستان خفن , کارت سوخت , دانلود بازیهای فلش , دانلود کتاب های الکترونیکی , علوم غریبه , دانلود آهنگهای رامش , شهلا ریاحی , برزو ارجمند , لب گرفتن , اس ام اس عاشقونه , دانلود اس ام اس , alborz sports newspaper , روزنامه ورزشى , رونالدینهو , عکسهای خنده دار , جیگر ایرانی , عکس دختر ایرانی , اس ام اس عید سعید فطر , سانسور , جواهری در قصر یانگوم , عکس جواهری در قصر , بختیاری , نرم افزار p990i , تیتراژ پایانی ماه عسل , تیتراژ سریال اغماء , دانلود احسان خواجه امیری , آهنگ تیتراژ ماه عسل , زنگ موبایل , موسیقی برنامه ماه عسل , تزیین غذا , برنامه ریزی کنکور , دانلود کتاب کامپیوتر , مردعنکبوتی , کتابهای pdf , طرح گرافیکی , عکس استخر زنان , الکامپ 2007 , دانلود اهنگهای مهستی , دانلود سریال وفا , منوچهر سخایی , دانلود کتاب های الکترونیکی , کتاب الکترونی , کتابهای pdf , iran actor , shila khodadad photo , گالری عکس بچه , جوک اس ام اس جدید , طبیعت , جن ها , inline , اس ام اس عاشقونه , monica , عکس خوانندگان عربی , عکس رولا سعد , تم ویندوز ویستا , دیود زنر , دانلود نامحدود از rapidshare , اهنگ فیلم میوه ممنوعه , اهنگ سریال شکرانه , حمید عسکری , تیتراژ سریال پول کثیف , تیتراژ سریال میوه ممنوعه , موسیقی سریال میوه ممنوعه , مدل مو مردانه , مدل آرایش صورت , هک بلوتوث , کتاب الکترونی , نرم افزارسونی اریکسون , عکس ویتالی , دانلود ترانه های فریدون فرخزاد , دانلود آهنگهای محمد اصفهانی , فیلم دانلود , زندگینامه مولوی , شهرام ناظری دانلود , س ک س ی , آلبوم جدید فریدون , اس ام اس تازه , خودشناسی , مطالب جالب , دوربین مخفی خنده دار , دختر خوشگل ایرانی , اس ام اس مذهبی , آلبوم جدید فریدون , عکس از یانگوم , قسمت 50 سریال جواهری در قصر , دیکشنری بابیلون , دانلود رایگان موزیک ایرانی , دانلود رمان , تیتراژ پایانی یک وجب خاک , تیتراژ یک وجب خاک , دانلود احسان خواجه امیری , بازار خودرو , فیلم راز , ترفند موبایل , ارایش صورت , مدل لباس زنانه , مدل کفش , ناجی العلی , اس ام اس , تریستور , دانلود موسیقی قدیمی , دانلود کتاب کامپیوتر , pdf دانلود , لعیا زنگنه , javad razavian , hanieh tavassoli , س ک س کلیپ ,  varzeshi , عکس های دیدنی , persianchat , اس ام اس زیبا , عکس و سانسور جواهری در قصر , سانسوری های جواهری در قصر , دانلود نرم افزار حسابداری هلو , عکسهای امین حیایی , عکس خوانندگان ایرانی , سریال شکرانه , سایت بازار کار , آرایش صورت , بنتون , کاملیا انتخابی , گالری تصاویر , اصول سرپرستی , عکس بازیگران ایران , کلیپ خفن خارجی , اس ام اس زیبا , البوم جدید اندی , دوست , جملات , جوک ترکی , خوشگل ایرانی , اس ام اس های عید فطر , البوم جدید اندی , عکس و سانسور یانگوم , قسمت 50 جواهری در قصر , harry potter , دانلود رایگان نرم افزار موبایل , دانلود norton ghost , ترنس , اهنگ سریال یک وجب خاک , البوم جدید حمید عسکری , آهنگ انتظار شهره , مدل لباس 2007 , مدل لباس مجلسی , دانلود کتابهای الکترونیکی , آلبوم جدید اندی فرودگاه , عکسهای جالب و دیدنی , sport , درد , اس ام اس روزانه , اس ام اس زشت , جوک اس ام اس جدید , عکسهای جالب و دیدنی , دانلود نرم افزار هلو , film free download , download film free , افزایش سرعت دانلود , نرم افزار , تیتراژ پول کثیف , دانلود آهنگ برنامه ماه عسل , خواجه امیری , ماه عسل تیتراژ , آموزش فتوشاب , آموزش , دختران تهرانی , مدل لباس نامزدی , کلیپ دختر ایرانی ,  , دختران ناز , دانلود آهنگهای ابی , دانلود اهنگهای قدیمی , فریدون فرخزاد دانلود , موسیقی بختیاری , کتب الکترونیکی , کتاب pdf , iraj nozari , niloofar khoshkholgh , اتنه فقیه نصیری , یکتا ناصر , کلیپ سک س , دانلود کلیپ س ک س ی , اس ام اس های عید فطر , اس ام اس زشت , اس ام اس روزانه , اس ام اس فطر , اس ام اس های جالب , شکار لحظه ها , شهادت آب , سوتی , غذاهای ایرانی , دختر ایرونی , میسترس مهشید , اس ام اس فطر , اس ام اس های جالب , mihanblog , آلبوم جدید اندی فرودگاه , آهنگ جدید همایون , عکس های یونسنگ , عکس یانکوم , عکس شین بی , افسر مین , یانگوم قسمت 50 , یانگوم قسمت49 , onspeed free download , دانلود از youtube , دانلود رایگان فیلم , دانلود اهنگ برنامه ماه عسل , انقلاب ترنس , موزیک سریال میوه ممنوعه , آویزون , کلیپ موبایل , دانشگاه کلمبیا , طرح گرافیکی , دانلود اهنگهای قدیمی ایرانی , دانلود فیلم در امتداد شب , دانلود رمان , دانلود کلیپ س ک س , کلیپ س ک س ایرانی , آهنگ جدید همایون , andy airport , اس ام اس خوب , اس ام اس الیاس , اس ام اس امروز , عکس های جالب , varzashi , برزیل , بیل گیتس , لبخند , online , عکس دختران خوشگل ایرانی , andy airport , اس ام اس الیاس , اس ام اس خوب , عکس های جالب , دانلود کلیپ , عکس سانسور یانگوم , عکسهای یانگوم جواهر در قصر , قسمت 53 جواهری در قصر , بهنوش بختیاری , download , danlod , bt info دانلود , mortal kombat 5 , دانلود بازیهای آتاری , سنگ ماه تولد , anti filter , تاج عروس , عکس ایران , عکس عروسی یانگوم , لباس کودک , گالری مدل لباس , مدل لباس کودک , جوک , nancy , nancy agram , مدار فلزیاب , دانلود فیلم مستر بین , آهنگهای قدیمی مهستی , havaye tazeh , دانلود موسیقی آذری , زندگینامه پروین دولت آبادی , عکس , مبایل , دانلود کلیپ خفن , archive , جوک الیاس , سایت روزنامه البرز , مقالات جالب , عکس ماشین , آهنگ خنده دار , روابط دختر وپسر , جیگر , کیلیپ ایرانی , archive , جوک الیاس , قسمت 49 یانگوم , قسمت آخر یانگوم , عکسهای یونسنگ , سانسور های جواهری در قصر , کلیپ یانگوم , عکس. , suncalendar , دانلود bt info , تم ویستا برای xp , بابیلون , دانلودرایگان فیلم , ریجستری , دانلود فیلم کوتاه , google erths , tofel , عکس ایرانی , کفش زنانه , اس ام اس سرکاری , آهنگهای کوچه بازاری , ترانه های قدیمی , دانلود فیلم مستقیم , دانلود فیلم کازابلانکا , کتاب الکترونیکی فارسی , عکس مهناز افشار , rambod javan , لاله اسکندری , اس ام اس 1386 , اس ام اس های سر کاری , البوم جدید همایون , ضربه مغزی , دکتر شریعتی , goonagoon.nasseh , ایران خودرو , fahsha , clips , عکس ایرانی , اس ام اس 1386 , اس ام اس امروز , یانگوم من , یانگوم قسمت48 , یانگوم قسمت46 , سانسورجواهری در قصر , قسمت 49 یانگوم , عکسهای جواهری در قصر , بهنوش بختیاری عکس , خوانندگان عربی , cfosspeed , babylon free download , free danlod , براش , براش فتوشاپ , فارسی ساز موبایل , لباس عروس2007 , اویزون , عکس ایرانی , مدل کفش زنانه , گالری لباس , محسن یگانه ماه عسل , عکس گرافیک , کلیپ استخر , کلیپ استخر زنانه , دانلود فیلم کوتاه , دانلود آهنگهای هایده , دانلود هایده , دانلودفیلم , کوچه بازاری , سایت دانلود کتاب , irpdf.com , مرجان محتشم , دانلود س ک س , آهنگهای جدید , خلیج فارس , ماشین سواری , میسترس و برده , اس ام اس انگلیسی , آهنگهای جدید , البوم جدید همایون , اس ام اس های سر کاری , اس ام اس های روز , اس ام اس عید , جوک و اس ام اس با حال , جوک های جدید , عید فطر اس ام اس , عکس های سانسور شده یانگوم , عکس های سریال جواهری در قصر , عکس های امین حیایی , free downloads center , تم برای ویندوز xp , ابزار دسکتاپ , دانلودرایگان نرم افزار , coming , داستانهای خفن , مدل ارایش , عکس عاشقانه , دسته گل عروس , کلیپ رقص دختران , کلیپ خفن موبایل ایرانی , یانگوم , اسلیمی ,  , دانلود آهنگهای افغانی , اهنگهای مهستی , دانلود فیلمهای دراکولایی , هوای تازه فیلم , دریافت فیلم , دانلود کتابهای فارسی , کتابهای الکترونیکی فارسی , niki karimi , اس ام اس انگلیسی , اس ام اس های روز , اس ام اس عید , جوک جدید , جوک های جدید , عید فطر اس ام اس , شعر طنز , مطلب طنز , دیدنیهای جهان , ژاپن , عکسهای هندی , goonagoon nasseh , کتابخانه های دیجیتالی , نقشه مشهد , داستانهای واقعی , عکس سینه دختر , pic2pc , elnazpix2pix , جوک و اس ام اس های جدید , جوک جدید , کرک نارسیس 5 , هلو 5.3 , تادلت بخواد عکس داره , ارسال sms ناشناس , دانلود فیلم رایگان , دانلود دیکشنری بابیلون , جواهری درقصر , کلیپ خفن , مدل آرایش , کلیپ دختر , ملکه زیبایی جهان , موشکهای ایران , سایت تابناک , wallpapers , تصاویر gif , عکس های گرافیکی , nansi ajram , persian , دانلود مرضیه , دانلود فیلم با لینک مستقیم , دانلود اهنگهای ویگن , دانلود آهنگهای قدیمی گوگوش , رادیو گلها , دانلودفیلم ایرانی , پروین دولت ابادی , دانلود کتاب آموزشی , کتابهای الکترونیک , کتاب الکترونیکی , parsa pirouzfar , zahra amir ebrahimi , vishka asayesh , عکسهای بازیگران ایرانی , داستانهای س ک س , جوک و اس ام اس با حال , جوک و اس ام اس های جدید , اس ام اس عشق , آرم شرکت ها , سایپا , تصاویر زیبا , کودک آزاری , جیگر , جیگرای ایرانی , ناناز , اس ام اس های زیبا , الهام چرخنده , عکس , عکس بنز , عکسها , عکس های خوانندگان عربی , harry potter 7 , تم برای ویندوز , دانلود kmplayer , کرک kaspersky , هک با بلوتوث , nikbazar , مدل لباس عروس2007 , فروش dvb , ریوایوژن , کار , تست هوش , بلوتوث خفن , مدل آرایش صورت , مدل بلوز دامن , کلیپ خفن ایرانی , عکس عروسی , / , جسیکا البا , عکس استخر زنانه , زنگ برای موبایل , پردازش تصویر , مودم gsm , دانلود فیلمهای قدیمی , دانلود فیلمهای قدیمی , داوود آزاد , صدای شاملو , کارول سماحه , کتاب الکترونیکی دانلود , گالری بازیگران ایرانی , عکس بچه ها , روز نامه البرز ورزشی , خوشمزه  , تاریخچه پرچم ایران , عکس های بامزه , نریمان , دخترای ایرانی , اهنگهای جدید , دانلود vplug , عکس خوانندگان عرب , .عکس , ترفندهای ریجستری , sms جالب , کارت dvb , تم p990 , sms bazar , مدل بلوز زنانه , مدل دسته گل عروس , لباس نامزدی , کس خفن , کلیپهای خفن ایرانی , صادق قطب زاده , لاریجانی استعفا , استعفا لاریجانی , تست هوش , persian geraphic , ترفندستان , الگوریتم ژنتیک , دانلود فیلم همسفر , دانلود حمیرا , زندگی نامه پروین دولت آبادی , تلمبه زدن , س-ک-س , کلیپ ایرانی س ک س , داستان , ماشین عروس , نجات غریق , لاریجانی , خوشگل , عکس دختر ایرونی , اس ام اس و جوک , دانلود هلو , , sms سرکاری , امپراطور دریا , کاندم , چت خفن , خفن ترین سایت , مدل تاج عروس , مدل کت ودامن , مدل کت و دامن , مزاحم تلفنی , کلیپ رقص ایرانی , محمدرضاگلزار , اس ام اس سرکاری , اس ام اس زشت , تصاویر با کیفیت , زنگ موبایل , lcd گرافیکی , جزوه مدار , تریستور , دختر ایرونی , سایت الکترونیک , پروین دولت آبادی , کتاب دانلود , عکس با زیگران , عکس بازیگران , ایرج نوذری , inline , hanieh tavasoli , کلیپ س ک , س/ک/س , دانلود کلیپ سک , وزنامه ورزشی , عکسهای دیدنی , سایت گوناگون , بنز , دوربین مخفی , میسترس و اسلیو , میسترس و اسلیو , عکس کس دختر , amisha patel , عکس از خوانندگان ایرانی , گالری عکس , سریال پرستاران , شهادت آب , دختر خفن , لباس نوزاد , ابولولو , وزارت اطلاعات , گرافیک , اس ام اس , مشت خاردار , rfm12 , 10kadeh , استپ موتور , مقالات برق , داونلود کتاب , کتاب برای دانلود , الهام حمیدی , yekta naser photo , برزیل , تست روانشناسی فروید , شکار , عمو پورنگ , لپ تاپ قسطی , تکامل انسان , دانلود رقص عربی , عکس سینه , عکس رویا , اکانت راپیدشیر , بازار , tradeatdubai.com , دانلود کلیپ خفن , چت باحال , تفریحی , آموزش هک وبلاگ , مدل عروس , مدل لباس هندی , عکسها , محمود فرهادی , sms عاشقانه , جوک و اس ام اس , پرشن گرافیک , کلیپ استخر زنان , nanci ajram , سارا شاهی , عکس استخر زنان , آموزش پروتل , جزوه مخابرات , سنسور اثر هال , مقالات برق قدرت , دانلود کتاب مذهبی , دانلود کتاب فارسی , کتاب های pdf , کتابهای الکترونیکی فارسی , zangane , ziba boroofeh , عکسهای جالب , دانلود کلیپ خفن , آبمو , س ک س خارجی , کلیپ س کس , کلیپ س.ک.س ایرانی , عکس دختر , عکسهای باور نکردنی , خلیج فارس , آرم شرکت , اتاق پرو , نامه به خدا , روابط دختر و پسر , حضرت عباس , katrin pander , views , مستند فقر و فحشا , اسلیو , عکس از بازیگران هندی , nikbazar.com , چاق کننده , حافظه انسان , درج آگهی رایگان , کوچک کردن شکم , لاریجانی , هواپیمایی ماهان , پروفسور ابراهیم میرزایی , پ ک ک , دیفنوکسیلات , گالری عکس , سارا شاهی , دخترای ایرونی , سنسور رطوبت , جزوه کنترل خطی , تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد , انجمن الکترونیک , 10kade , lm35 , فلزیاب , دانلود کتاب داستان , بزرگترین سایت دانلود کتاب , pdf to word , فیلتر شکن قوی , عکس امیر جعفری , عکس س ک س , عکس س ک س ایرانی , روز نامه ورزشی البرز , هنرپیشه , ایرانیان انگلستان , عاشقانها , , دختر ایرانی عکس , هلو حسابداری , فرهنگ لغت دهخدا , عکس های خوانندگان عربی , خوانندگان ترکی , عکس های پارسا پیروزفر , تبلیغات رایگان , skystar2 , yangom , دختر عرب , بازتاب , 100لیتر بنزین , اس ام اس تولد , wallpaper free , انجلینا جولی , آموزش proteus , پردازش تصویر , سیستمهای مخابراتی , sakanmusic , عکسهای دختران ایرانی , rights , سایت دانلود , عکس های جالب , عکس شقایق فراهانی , عکس افسانه پاکرو , سریال پرستاران , nikikarimi , عکس س ک س , کلیپهای خفن ایرانی , داستانهای س ک س ی , دانلود کلیپ س ک س ایرانی , دانلود کلیپ ایرانی , کلیپ س/ک/س , jaleb , زنان عرب , خوشگل , کلام عاشقانه , sexi pic , عکس جیگرای ایرونی , عکس هرزه , کس دختر ایرانی , کرک نرم افزار هلو , کلیپ ایرانی , عکسهای جالب , دکتر مایک , خسرو مترجمی , دانلود آفلاین , کار , ابراهیم میرزائی , پنجشنبه تعطیل , تونل سفارت انگلیس , مهاجرت مشروطه خواهان به قم , فرقه یزیدیه , فلاحیان , zeshtoziba.com , sms khafan , طرح های گرافیکی , بهنوش بختیاری , جنیفر لوپز , دخترای ایرونی , انجمن تخصصی برق الکترونیک , fpga , مولتی متر , آموزش ارگ , علوم غریبه , بحارالانوار , تبدیل word به pdf , دانلود کتاب اینترنتی , دانلود کتاب pdf , کتابهای pdf , مقالات pdf , کتاب فارسی , کتب الکترونیک , elham hamidi , mina lakani , mss , ستاره اسکندری , کلیپ س ک س خارجی , کلیپ های خفن , کلیپ خفن س ک س , کلیپ ایرانی خفن , دانلود کلیپ س , دنیای کلیپ س ک س , داستانهای س ک س ایرانی , داستان س ک س , عکس س , س.ک.س کلیپ , عکس دختر ناناز , هک کردن کارت تلفن , کرک هلو , اکانت rapidshare , v plug , باران کوثری , نیکی کریمی , فروش ساعت , تست هوش , آگهی استخدام , mss , شمقدری , علی کردان , ماه رمضان , انتخابی فر , , عکس باکیفیت , نقش فرش , ایران گرافیک , mobile wallpaper ,  , فونت انگلیسی , جزوه مدار1 , تبدیل pdf به word , کتاب موبایل , کتاب های الکترونیکی فارسی , کتاب های الکترونیکی , کتاب الکترونیکی pdf , س.ک.س. , عکس س ک س عربی , عکس س.ک.س , کلیپ س ک , کلیپ س ک س ی ایرانی , کلیپهای خفن , کلیپ , کلیپ ک س , کلیپهای خفن , البرزورزشی. , عکسهای تهران قدیم , کلیپ دوربین مخفی , داستانهای باحال , iran girl , hidden cam , viewed ,  , spiceplatinum , baztab , برنامه هلو , نرم افزار هلو , عکسهای پارسا پیروزفر , ترانه علیدوستی , عکسهای خوانندگان عربی , عکس از بازیگران هندی , sms khafan ,  , فروش کارت dvb , نیاز مندیها , نیازمندیها , نرم افزار کامفار , مواد چاق کننده , ابراهیم میرزایی , احمد رضا خرمی , دانشگاه کلمبیا , قرص اسهال , ملکه زیبایی , سازمان حسابرسی , اس ام اس سر کاری , بهنوش بختیاری , عکس دخترای ایرونی , عکسهای استخر زنان , آموزش avr , التراسونیک , کنترل فازی , مدار1 , دختران خوشکل , لینک باکس , لینک باکس , بزرگترین سایت دانلود , دانلود مقاله , کتاب برای موبایل , غزل چیست , فارسی pdf , کتاب فارسی pdf , کلیپ های خفن ایرانی , کلیپ س ک س ی , ک س , فیلم س ک س , عکسهای س ک س ی , س...ک...س , س/ک/س , س ک س ایرانی , داستان س.ک.س , داستانهای س , دنیای کلیپ خفن , دانلود کلیپ س.ک.س , روزنامه ی ورزشی , اخوند , mona_mv , movafaghiat , music , iranian clips , دنیای کلیپ , روضه خوانی , شنا , حواث , بچه های مدرسه والت , گوشت ایرانی , عکس س ک س ی , عکی دختر ایرانی , دخترای ایرونی , سینه دختر , سینه دختر ایرانی , مترجم پارس دانلود , باز کردن کانالهای کارتی , dvdrip mediafire , عکس از خوانندگان عربی , یی , عکس ترکی , عکس خانندگان ایرانی , , اس ام اس عاشقانه , دانلود بازی , سانسور سریال پرستاران , قالب بلگفا , نرم افزار ارسال sms , کامپیوتر , کنسرت یانی , عکس ویلا / , adsl مشهد , آگهی رایگان , اعطای نمایندگی , یانگو , سایت خبری تابناک , عصرایران , فرقه یزیدیه , فیلتر , فیلترش , لایه اوزون , کاملیا انتخابی , لاریجانی استعفا , محمد رضا پهلوی , چه گوارا , تابناک بازتاب , کسروی , اس ام اس زیبا , اس ام اس خنده دار , persian clip art , کاغذ تذهیب , گالری عکس , کتی هولمز , عکس از استخر زنان , پروتل , برق الکترونیک , z80 ,  , pt2262 , javanelec , جزوه الکترونیک , مدارات plc , مدارفرمان , مقالات الکترونیک , مقاله الکترونیک , کدهای ایرانسل , دانلود کتاب الکترونیکی فارسی , دانلود رایگان کتاب , دانلود word to pdf , بزرگترین سایت دانلود کتاب , بزرگترین سایت دانلود نرم افزار , پروین دولت ابادی , پی دی اف , ساخت ایمیل , زندگی نامه پروین اعتصامی , زندگینامه پروین دولت آبادی , سایت دانلود فارسی , دانلودکتاب الکترونیکی , کتاب فارسی دانلود , کتاب الکترونیکی فارسی , کتب الکترونیکی , کتابهای الکترونیکی , دانلود کلیپ ایرانی خفن , دانلود آهنگهای شادمهر , دانلود کلیپ سک , داستانهای خفن , داستان خفن , س ک س با خاله , لیس زدن , سینه خوشگل , عکس دختر ایرنی , عکس جیگرای ایرانی , عکس دختر ایرانی , عکس دختران , جیگر ایرانی , جیگرای ایرانی , english , ocr فارسی , خرید اکانت راپیدشیر , دانلود کارتون , دانلود فیلمهای خارجی , عکس پژو , عکس های جلب از دختران خفن , عکس های خفن بهنوش بختیاری , عکسهای خوانندگان عرب , shahrukh khan , عکس های خوانندگان ایرانی , عکس از بهنوش بختیاری , سریال رابین هود , آموزشphp , آموزش exel , وام , جواهری در قصر , تعبیرخواب , اینترنت ماهواره ای , روستا , نرم افزار خوشنویسی , تابناک سایت , احمدرضا خرمی , احمدی نژاد کلمبیا , ابراهیم عزیزی , حذف سه صفر , قطب زاده , کارت سوخت , سایت خبری فرارو , سپاه قدس , سعید امامی , سقوط هواپیما در تایلند , سقوط هواپیما تایلند , سقوط هواپیما در تایلند , , حوادث , عکس گرافیکی , شمسه , pershian graphic , آرم , دختران ناز خارجی , عکس از استخر زنان , عکس لب دادن , خوشگل ایرانی , nansi , کلیپ خفن موبایل , پیزوالکتریک , الکترونیک صنعتی , مقاله plc , منابع کاردانی به کارشناسی , منبع تغذیه سوئیچینگ , مدار مخابراتی , فرمولهای انتگرال , دختران ایرانی , روزنامه.ورزشی , alborzsport.net/ , خوشگل ایرونی , دوربین مخفی , سینه , فقط عکس , عکس کس ایرانی , کیلیپ ایرانی , دانلود تورنت , دانلود نارسیس , دانلود نارسیس 5 , دانلود مترجم , روانشناسی رنگها , طرفه نگار , خبرگزاری بازتاب , باز کردن کانال های کارتی , dcw , آهنگهای قدیمی ایرانی , مشاوره چیست , هک کارت تلفن , کارت سوخت هک , کرک هلو 5.3 , عکس پای دختران , عکس -18 , josie maran , تا دلت بخواهد عکس داره , گالری عکس های جالب , عکسهای خوانندگان ترک , عکس مرسدس بنز , آموزش هک , sms طنز , عامل ناشناخته , ماده 103 , فروش لپ تاپ , فیلم نیک , ژورنال لباس عروس , فروش آپارتمان , بازار اتومبیل , املاک تهران , اگهی استخدام , تعبیرخواب , خدمات , دانلود آفلاین , خسرو مترجمی , درس روستا , اقامت دبی , آموزش ایمیل , dvb کارت , سر سرباز هخامنشی , سایت تحلیلی فرارو , سایت خبری فرارو , فرهادی , صدور کارت سوخت المثنی , کارت سوخت المثنی , مهدکودک , آیت الله شریعتمداری , استعفای لاریجانی , پرورش تمساح , اکبر اعلمی , کارت سوخت المثنی ,  , sms عشقولانه ,  , mobile , ahange sms , اس ام اس عشقولانه , تصاویر اسلیمی , تذهیب , تصاویر , kandinsky , طرح گرافیک , عکس ایرانی , کلیپ لب دادن یانگوم , استخر زنانه , عکس از استخر زنانه , تم ویندوز xp , اصول سرپرستی , انجمن تخصصی برق , اپتوکوپلر , استار ست , پنیوماتیک , fpga چیست , gsm مودم ,  , office 2007 crack , ts12864a-2 , آموزش protel dxp , جزوه الکترونیک , سنسور , دیود شاتکی , ربات مین یاب , سایت ieee , سایت تخصصی برق , شتاب سنج , مدار کنترل از راه دور , منبع تغذیه سویچینگ , مقاله مخابرات , مقالات مخابرات , کتاب الکترونیک صنعتی , مولتی متر دیجیتال , نقشه آمپلی فایر , www,alborzsport.net , روزنا مه ورزشی , میسترس اسلیو , کسهای ایرانی , سینه های , عکس جیگرای ایرانی , عکس دخترایرانی , عکس پارتی , عکس دختر گوشت , عکس دخترایرانی , اسلیو , هک کردن کارت سوخت , نارسیس , نارسیس کرک , نرم افزار حسابداری هلو , فارسی ساز پروین , vplug جدید , .net nuke , حسابداری کرک , دانلود مترجم پارس 2.5 , دانلود مستقیم فیلم , دانلود حسابداری هلو , دانلود دیکشنری نارسیس , دانلود فری هند , فتو شاب , مین جان گو , نرم افزار های موبایل , tebdown , آموزشword , dvb فروش , lv2008 , آماده به کار , دانلود نرم افزار matlab , پرورش اندام , تقویم86 , املاک تبریز , بازار کار اصفهان , ساعت casio , کا گ ب , کاظم دارابی , اینگمار برگمان , احمد کسروی , پروفسور میرزایی , brt , حمله اسرائیل به سوریه , اس ام اس های زیبا , aroo30 , harjoorax , دانلود ربنا , گالری تصاویر , گالری تذهیب , عکس , طرح اسلیمی , حاشیه کاغذ , کارت ویزیت , گالری گرافیک , persian , ÷رشین گرافیک , تصاویر با کیفیت , تصاویر ایرانی , تصاویر گل , آرم های گرافیکی , آموزش نقاشی , ابستره , wallpaper graphic , wallpaper persian , عکس استخر زنانه , اس ام اس های سرکاری , اس ام اس های سر کاری , , nansi agram , خفن ترین عکس های یانگوم , بریتنی اسپرز , عکس های استخر زنانه , سایت نمایشگاه الکامپ 2007 , ژنراتور , ساخت تابلو روان , ربات فوتبالیست , دیود تونلی , جزوه الکترونیک 1 , جزوه اصول سرپرستی , جزوه الکترونیک صنعتی , جوان الکترونیک , جزوه مدار منطقی , جزوه مدار منطقی , خازن , آموزش pspice , / , mt8870 , دختران خوشکل ایرانی , دختران خوشکل , alborz sport.net , سایت روزنامه البرز , وزنامه البرز ورزشی , / , دختران ناناز , دختر گوشت , دختر ایرنی , دختر عکس ایرانی , عکس دخترها , عکس دختر ایرونی , عکس ارسالی , عکس sexy , عکس دختر هرزه , عکس ارسالی دختر , عکس ک ی ر , دانلود فارسی ساز پروین , سایت کرک , اکانت رایگان راپیدشیر , بزرگ کردن آلت تناسلی , norton ghost 12 دانلود , ketab aval , xcalc , آهنگهای قدیمی , افزایش صدای سونی اریکسون , vpn رایگان , pc-taz , نتایج ازمون سراسری 86 , هک کارت سوخت , نقشه کامل تهران , وانت پراید , کرک مترجم پارس , کرک نارسیس , آموزش دریم ویور , آموزش powerpoint , آموزشexcel , sms توپ , sms خنده دار , دانلود نرم افزار , دانلود نرم افزار وبازی موبایل , نرم افزار موبایل , هشدار برای کبری 11 , گالری مردان بدنساز , عکسهای سریال پرستاران , سریال امپراتور دریا , سریال پرستاران , سریال پزشک دهکده , عاشقانه , عاشقانه ها , shey2nak ,  ,  , اس ام اس جوک , آهنگ ربنا , اس ام اس جدید , tazhib download , sport wallpaper , بریتنی اسپیرس , پرشین گالری , تصویر گرافیکی , 3d graphic wallpaper , eslimi , free greeting card , kafshdoozak , گالری عکس با کیفیت , گالری کارت ویزیت , طرح نقاشی , عکس گرافیک , گالری , عکس های مشت , عکسهای سک , عکس های استخر زنان , عکسهای یانگوم , کلیپ موبایل , کلیپ استخر , کلیپ استخر زنان , کلیپ استخر زنانه , عکسهایی از جنیفر لوپز , کلیپ خفن موبایل , کلیپ از استخر زنانه , موبایل مذهبی , ناز , کلیپ موبایل , یانگوم جان , بریتنی , پریتی زینتا , جسیکا البا , دختر ایرونی , nanci , اس ام اس عشقولانه , اماندا بینز , شماره دختر , عکس لب دادن , دختر ناز خارجی , عکس از استخر زنانه , عکس استخر , آهنگ زنگ , اهنگ زنگ برای موبایل , دانلود زنگ موبایل , , عکس دختران خوشکل ایرانی , روزنامه ی ورزشی البرز , روزنامه‌ ورزشی , alborz varzeshi net , روزنامه ورزشئ , عکس س ک س , عکسهای sexi , میسترس ایرانی , کس خوشگل , من دختری هرزه هستم , مامانی , کسهای ایرانی , فقط عکس ایرانی , کلیپ س ک س ی , عکس دختران جیگر ایرانی , عکس توپ , کارت تلفن هک , کد کانالهای کارتی , نتایج آزمون سراسری 86 , نرم افزار حسابداری , نرم افزارحسابداری هلو , نقاط حساس بدن , قفل کردن کارت تلفن , قیمت گوشی های نوکیا , قیمت گوشیهای نوکیا , pctaz forum , spice platinum , اسکریپت php , اسکای نت , آهنگ قدیمی , آهنگ های قدیمی , آموزش network , vplug دانلود , zoya sabet , manoochehr sakhaei , mikicun windows xp portable , 4 gb scripts collection , برنامه حسابداری هلو , سایت توپ , زندگی نامه فردوسی , دانلود زبان برنامه نویسی c , دانلود فتوشاب , دانلود دلفی , دانلود سریال پرستاران , ترفند های موبایل , sms سر کاری ,  , آموزش دلفی pdf , آموزش سخت افزار , امپراتور دریا , اس ام اس جدید سرکاری , اس ام اس های سرکاری , اس ام اس و جوک , امنیت اجتماعی ,/ , sms خنده دار , smsbazi , shalopal , sms تولد , harjoorax.com , gidoran , 1000shab , bahaltarin.com , رازهای جذابیت , زندگی موفق , رابطه با دخترها , دختر , دختران زیبا , خبرها , جدیدترین اس ام اس , مورچه ها , نامه های عاشقانه , عکس نقاشی , گالری تذهیب , تصاویر گرافیکی حیوانات , سایت عکس گرافیکی , تصاویر گرافیک , طرح گرافیک , عکس از لب دادن , عکس باحال , عکس دخترای چینی , عکس جنیفر لوپز , عکس دخترهای ناز خارجی , عکس سو پر , دختران خارجی , دخترای ناز خارجی , زنان ناز , عکس سو پر , انجلینا جولی , انجلینا , استخر عکس , البا , اماندا , اس ام اس سرکاری , استخر , kameron , chobin mihan , , بریتنی اس÷رز , بریتنی اسپرز , دانلود زنگ برای موبایل , زنگ موبایل جدید , زنگ موبایل , دانلود اهنگ زنگ , آهنگ زنگ برای موبایل , عکسستان , عکس س ک س ی , عکسهای جدید یانگوم , , دختران خفن , س ک س , س.ک.س , , خوانندگان کردستان , روزنا مه های ورزشی , روز نامه های ورزشی , روز نامه البرز , ,  , ورزش روزنامه , اموزش فتو شاب , اموزش نرم افزار ریاضی , اتصال کامپیوتر به تلویزیون , افسر مین جان گو , امپراطور دریا , امپراطور دریا سانسور , بازیگران سریال اغما , بهترین سایت موبایل , آموزش power point , آموزش مایا , آموزش اسمبلی , تصاویر نانسی , تصاویر یانگوم , تم nokia , دانلود بازی p990i , دانلود بازی n70 , دانلود برنامه وبازی موبایل , دانلود بازیهای 6630 , دانلود فتوشاپ , دانلود نرم افزار نوکیا n70 , دانلود نرم افزار فتوشاپ , رابین هود , سانسور پزشک دهکده , سریال پلیس موتور سوار , سریال عامل ناشناخته , مین جان گو , نرم افزار مایا , نرم افزار front page , همه چیز درباره یانگوم , فال از 15 مهر , کردن دختر , هستی قدسی , اس ام اس هستی , اس ام اس های جدید , جوک اس ام اس , این دهان شجریان , حوادث شهر همدان , جوک و sms , جذابیت زنان , جوک زشت , دانلود شجریان , دختر فراری , خوانند شجریان , دانلود آهنگ شجریان , دانلود آهنگ شجریان , دانلود اهنگ ربنا , دانلود مثنوی معنوی , سرگرمی , سرکاری , شجریان , رازهای عاشق کردن , زن همسایه , زناشویی , رابطه نامشروع , رازهای دختران , رازهای دختران , ران دختر , ضجه های دختر دانش آموز , قتل در مرکز پرورش شتر مرغ , لاغزی , bia2best , asheghane ,  , sms bahal , ,  , بهترین آهنگ ها برای موبایل , تم xp , دانلود آهنگ زنگ , آهنگ زنگ موبایل , قفل گذاری روی موبایل , زنگ برا موبایل , دانلود هک موبایل , زنگ برای موبیل , آهنگ زنگ برای گوشی , زنگ جدید موبایل , دانلود برنامه قفل سونی اریکسون , داستان س ک س ی , س.ک.س , خوشکل , دانلودموزیکهای مجاز , دختر خوشکل , دختران , دختران ایرانی , .دخ تر , pa80 بازکردن قفل فلش کارت , عکس برای بالای 18 سال , عکسهای دختران خوشکل , عکسهای س.ک.س , نرافزارموبایل , عکس دختران , عکس دختران ایرانی , عکس دختران ایرانی خوشکل , عکسهای دختران ایرانی , عکس های س ک س ی , powered , ایرانیان , ورزشی, , سایت روزنامه البرز ورزشی , سایت روزنامه ورزشی , سایت البرز ورزشی , روزنامه ورزشی. , روزنامه ی ورزشی , mss ,  ,  , alborz varseshi , ,ورزشی , alboorz sport , alboorz varzeshi , alborz sport net ,  , دانلود روزنامه , دانلود روزنامه البرز ورزشی , روز نامه , البرز* , البرز ورزش , روز نامه البرز ورزشی , روزنامه ورزش , نرم افزار آموزش گوشی , نرم افزار با پسوند jar , نرم افزار جاوا موبایل , نرم افزار پاسکال , نرم افزار موبایل با پسوند jar , نرم افزار موبایل جاوا , نرم افزار و بازی نوکیا , نوکیا n70 نرم افزار , نرم افزارهای n93 , کتاب آموزش فتوشاب , عکس دختران ناز خارجی , سریال پرستاران سانسور , مولانا موبایل , مشخصات گوشی p990i , مقاله در مورد مادربورد , مین جانگو , نرم افزار bluetooth کامپیوتر , نرم افزار n73 , قیمت n81 , قطعات مادربردهای جدید , مشخصات سیستم خود نرم افزار , سریال پلیسهای موتور سوار , سانسور امپراتور دریا , سعید دستیگردی , دانلود برنامه قفل گذاری , دانلود برنامه ی سونی اریکسون , دانلود تم های xp , دانلود تمهای زیبا از ماشین , دانلود جدید زنگ برای موبایل , دانلود زنگ , دانلود زنگ sms , دانلود زنگ برای موبایل , دانلود زنگ های جدید موبایل , دانلود زنگهای جدید برای موبایل , دانلود فایل آموزش مطلب , دانلود فونت انگلیسی , دانلود قالب , دانلود قالب بلاگفا , دانلود قفل برای موبایل , دانلود قفل گذاری روی فایل , زنگ برای گوشی , زنگ برای موبایل جدید , زنگ جدید موبایل , زنگ جدید برای موبایل , دانلود کلیپ , دانلود کلیپ ایرانی , دانلود کلیپ ها , دانلود، رینگ , دانلودتم گوشیهای سونی اریکسون , زنگ , زنگ برای موبایل , دانلود زنگ خارجی موبایل , قفل گوشی , قفل گوشی سونی اریکسون , گوشی های سونی اریکسون , ماشین های زیبا , ماشینهای خارجی , مرجع تم های ویندوز , مطلب فونت , هک گوشی اریکسون , هکر موبایل , هک سونی اریکسون , هکر موبایل سونی اریکسون , والپیپر , والپیپرهای ماشین , کلیپ جدید موبایل , فونت انگلیسی زیبا , فونت خارجی , فونت زیبا , فونت زیبا , فونت های بسیار بسیار زیبا , قالب بلاگفا , قالب توپ برای بلاگفا , قالب زیبا برای میهن بلاگ , قفل روی فایلها بزای موبایل , قفل فایل اریکسون , قفل فایل در موبایل , قفل گذاری روی سونی اریکسون , قفل گذاری روی فایل موبایل , زنگ موبایل دانلود , زنگهای موبایل , سایت آموزش ایرانیان و کلیپ , سایت تخصصی موبایل , فرمت درایوهای موبایل , آهنگ زنگ موبایل زیبا , آهنگ موبایل , آهنگ ها ی زنگ برای موبایل , افزایش سرعت ویندوز , اموزش کار برنامه filelock , اهنگ برای زنگ موبایل , اهنگ جدید زنگ برا موبایل , اهنگ زنگ برای سونی اریکسون , 2 فونت انگلیسی , application موبایل , clip موبایل ,  ,  , سایتهای س.ک.س , عکس س , عکس س ک س , آموزش س ک س , جکستان , جیگرهای خوشگل , جکستان , داستان س ک سی ایرانی , داستان س.ک.س.ی , داستانهای سک سی , دانلود کلیپ س.ک.سی , دوربین مخفی خفن س ک س ی , س ک س ارانی , س ک س دانشجو , س ک س , س ک س ایرانی , س.ک.س , س.ک.س.ی , عکسستان س ک س , عکسستان سک , عکسهای جیگرهای تهرانی , عکسهای س ک س , عکسهای مخفی , عکس دختر س ک س ی , عکس س , عکس س ک س هدیه تهرانی , عکس س ک س ی , عکس س.ک.س , عکس های خفن س ک سی , عکس های س ک س ی خفن , عکس ک/س , عکس کس ناز , عکسهای س.ک.س.ی , ک س عکس , کلیپ س , کلیپ س.ک.س.ی , لورفته , لینک باکس , لینک باکس ما , لینک باکس س ک سی , مخفی خفن , نوکیا /ان98 , عکس س کس , عکس س.کس.ی , عکس لورفته ازدختران ناز , عکس های شخصی دختران خوشکل , عکسهای ایرانی وخارجی , عکسهای بازیگران جواهری در قصر , عکسهای جواهری در قصر , عکسهای ختران , عکسهای خفن خوشکل , عکسهای خوشکل , عکسهای خوشکل از دحتران ایرانی , عکسهای خوشکل ایرانی , عکس دختران س ک س ی , عکس دخترای خوشکل ایرونی , عکس س , عکس س ک س , عکس س ک س ایرانی , عکس س/ک/س , عکس شهر های کردستان , عکسهای س , عکس از دختران , عکس ایرانی , عکس توپ , عکس جدید از دختران ایرانی , عکس خوشکلهای ایرانی , عکس دختر خوشگل ایرانی , عکس دختر خوشکل ایرانی , عکس دختران ایرونی , عکس دختران خوشگل , عکس دختران خوشکل , عکس دختران ایران , عکسهای خفن از jojo , هوزان کاوه , وبلاگ عکس دختران ایرانی , یانگوم , کار با ارگ , کلیپ تصویری موبایل , کلیپ س , کلیپ س ک س خ ف ن , کلیپ س.ک.س , کلیپ های س ک س ایرانی , کلیپ های س ک س دختران ایرانی , کلیپهای دختر خوشکلهای ایرانی , فقط عکس دختران خوشگل ایرانی , فیلم س ک س یانگوم , قالب مشکی بلاکفا , ک س , کلیپها و عکسهای یانگوم , مدیریت برنامه نوکیا 6600 , نرافزارموبایل , عکسهای دختران خوشکل ایرانی , عکسهای دختران خوشکل ایرونی , عکسهای دختران زیبا , عکسهای دخترای خوشکل ایرونی , عکس های خوشکل دختران ایرانی , عکس دخ تر , عکس دختر ایرانی , عکس دختران خوشکل ایرانی , عکس دختران کردستان , عکس دخترای خوشکل , عکس دخترای ناز , عکس دخترای ناز ایرانی , عکس دخترهای کوردستان , عکس س ک س , عکسهای از دختران ایرانی , عکسهاى بهنوش بختیارى , عکسهای بهنوش بختیاری , عکسهای توپ , عکسهای جدید دختران ایرانی , سایت دانلود کلیپ س ک س , سایت عکسهای دختران ایرانی , باکس لینک , بزرگترین , بزرگترین لینک باکس , بزرگترین لینک باکس , سایت دختر ایرونی , عکسهای 18 , لینک , کلیپ 18 , *دختر ایرونی* , &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-2509147865668016387?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/2509147865668016387/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=2509147865668016387&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2509147865668016387'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2509147865668016387'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_4230.html' title='؟؟؟؟؟؟'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-3749773204028346616</id><published>2008-01-28T00:36:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:39:35.145+03:30</updated><title type='text'>عکسهای جنیفر قسمت 2</title><content type='html'>&lt;a href="http://cdn-channels.netscape.com/gallery/i/l/lopez/lg7.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://cdn-channels.netscape.com/gallery/i/l/lopez/lg7.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لوپز خفن&lt;a href="http://www.tutatuta.com/Wold-Photos-2/Jeniffer-Lopez.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.tutatuta.com/Wold-Photos-2/Jeniffer-Lopez.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://nicolasramospintado.files.wordpress.com/2007/03/jennifer-lopez.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://nicolasramospintado.files.wordpress.com/2007/03/jennifer-lopez.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;عکسهای جنیفر لوپز&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-3749773204028346616?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/3749773204028346616/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=3749773204028346616&amp;isPopup=true' title='18 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/3749773204028346616'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/3749773204028346616'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/2_28.html' title='عکسهای جنیفر قسمت 2'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>18</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-2591901445380044703</id><published>2008-01-28T00:26:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:36:01.779+03:30</updated><title type='text'>عکسهای خفن از جنیفر لوپز قسمت اول</title><content type='html'>عکسهای جنیفر لوپز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://celebrities.biteus.org/wp-content/uploads/2007/09/jennifer-lopez-bikini-1-03.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://celebrities.biteus.org/wp-content/uploads/2007/09/jennifer-lopez-bikini-1-03.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لوپز&lt;a href="http://tapety.dziecionline.pl/data/media/137/jenifer-lopez-1dn-01-1600.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 335px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" height="272" alt="" src="http://tapety.dziecionline.pl/data/media/137/jenifer-lopez-1dn-01-1600.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;عکسهای خفن از جنیفر لوپز&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-2591901445380044703?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/2591901445380044703/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=2591901445380044703&amp;isPopup=true' title='15 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2591901445380044703'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2591901445380044703'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_5047.html' title='عکسهای خفن از جنیفر لوپز قسمت اول'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>15</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-8447706431451267482</id><published>2008-01-28T00:01:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:25:59.570+03:30</updated><title type='text'>عکسهای خفن از ویتالی سری دوم</title><content type='html'>عکسهای خفن از ویتالی سری دوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://i10.tinypic.com/4d3luva.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://i10.tinypic.com/4d3luva.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.commeuncamion.com/img/miss-manuela-arcuri.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.commeuncamion.com/img/miss-manuela-arcuri.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویتالی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://servicios.diariovasco.com/envio_fotos/en_imagenes/img/foto_792.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://servicios.diariovasco.com/envio_fotos/en_imagenes/img/foto_792.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://farm1.static.flickr.com/148/354736516_647598f082.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://farm1.static.flickr.com/148/354736516_647598f082.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-8447706431451267482?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/8447706431451267482/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=8447706431451267482&amp;isPopup=true' title='36 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8447706431451267482'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8447706431451267482'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_28.html' title='عکسهای خفن از ویتالی سری دوم'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i10.tinypic.com/4d3luva_th.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>36</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-3140556332903842164</id><published>2008-01-27T23:55:00.000+03:30</published><updated>2008-01-28T00:24:24.755+03:30</updated><title type='text'>عکسهای خفن ویتالی  سرس اول</title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://canali.libero.it/affaritaliani/upload/ar/arcuri2.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand" alt="" src="http://canali.libero.it/affaritaliani/upload/ar/arcuri2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;ویتالی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://imagesforum.doctissimo.fr/mesimages/3479316/manuela8.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand" alt="" src="http://imagesforum.doctissimo.fr/mesimages/3479316/manuela8.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://imagesforum.doctissimo.fr/mesimages/3479316/manuelaarcuri.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand" alt="" src="http://imagesforum.doctissimo.fr/mesimages/3479316/manuelaarcuri.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عکسهای خفن از ویتالی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-3140556332903842164?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/3140556332903842164/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=3140556332903842164&amp;isPopup=true' title='16 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/3140556332903842164'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/3140556332903842164'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_27.html' title='عکسهای خفن ویتالی  سرس اول'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>16</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-5231618792178388206</id><published>2008-01-24T15:14:00.002+03:30</published><updated>2008-01-24T15:15:54.244+03:30</updated><title type='text'>سکس محمد با حکیمه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;محمد وحکيمه بيست تومنی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این داستان نیست بلکه یه واقعیته که واسه من تازگی ها اتفاق افتاده&lt;br /&gt;این اتفاق دو سه روز قبل از محرم اتفاق افتاد , یادمه یه روز رفیقم داشت صحبت سکس و از این جور چیزا که آره : من دو سه بار تا حالا سکس داشتم و فلان و از این جور چیزا من خیلی زیاد در بند این حرفا نبودم واسه اینکه خوشم نمیومد از این جور کثافت بازی ها اما کاره دیگه یه موقع دیدی خودت از همه کثافت تر شدی خلاصه رفیقم رو کرد به من گفت : محمد دلت می خواد با یک تیکه ی توپ آشنات کنم من گفتم نه اون گفت میترسی یک قرون از جیبت کم شه من که اون لحظه گرم بودم گفتم چی من ,, من اگه بخوام یکی رو بگام که اصلا مشکل پول ندارم فقط کافیه لب تر کنی من هم که اون موقع گرم بودم و حالیم نبود چی میگم بعدا تازه متوجه شدم چه آشی واسه خودم پختم سرتون رو درد نیارم آقا قرار شد اون دختره رو بیاره خونه خالی ما هم بریم اونجا خیلی گذشت تا اینکه من گفتم بابا پول من رو بدین من نمی خوام دوستم گفت دیدی ممد خان کم آووردی من که اصلا کم نمیاووردم گفتم چی کار کنم گفتم : نه دیگه محرم نزدیکه منم اصلا تو محرم دور خلاف رو خیط قرمز میکشم پس لطفا اصرار نکنید . رفیقم گفت :: اه اه اه اه اه اینجوریه باشه من زنگ میزنم به دختره واسه فردا ساعت 10 ردیفش میکنم پیش خودم گفتم :بلا نصبت چه گوهی خوردم آقا من تا صبح تو این فکر بودم چیکار کنم که در برم نشد که نشد اون رفیقمم که فکر کنم بو برده بودم من سر دو راهی گیر کردم شورش رو در آورده بود تا صبح واسه من sms میزد که آره دختره فلان گفت دختره اینجوریه اونجوریه تیکش ردیفه آسه اسه از اینجور خوزعولات منم که تو ذهن خودم ازش هوری ساختم معذرت می خواما همچین ماملمون سیخ شده بود که نزدیک بود شلوار و شرتم رو پاره کنه خلاصه صبح لعنتی هم رسید رفیقم زنگ زد بیا فلان خیابون روبروی فلان مغازه من اونجا ایستادم منم رفتم دیده ایستاده کنار موتور گفتم : خوب کجاست گفت : تو یه خونست گفتم :: تاکسی تلفنی بگیر بریم گفت : نه موتور هست منم که از موتور یه خاطره ی بدی داشتم (در مورد تصادف خودم و پلاتین و از این جور چیزا) گفتم : موتور نه یه موقع تصادف میکنیم باز بگا میریم&lt;br /&gt;گفت : بچه بازی در نیار موتور و آوردم که یه موقع اگه لو رفتیم در بریم مثل اینکه همه چیز جور بود تا ما به مقصد اصلی برسیم از اونجایی هم که رفیقم موتور سواری بلد نبود من نشستم پشت موتور رفتیم به قول خودش یه ذره راه و از نظر من یه فرسخ راه رسیدیم به یه باغ که توش یه خونه بود همچین مثل کلبه یا بگم آلاچیغ رفتیم تو دیدم یکی دیگه هم اونجاست گفتم :: آقا سعید (دوستم رو میگم ) معرفی نمیکنی سعید گفت : این آقا علی که واسه ما زحمت جا و طرف رو کشیده منم تو دلم بهش یه فحش دادم خلی اصرار کردن که من برم اول کار و انجام بدم تا اینکه بالاخره حولم دادن تو اتاق کوچیک در که باز شد هم من خشکم زد هم دختره چون چون دختره همساییه دیوار به دیوارمون بود شاید بعضی ها بگید که خوب اشکال نداره ما هم همسایه ها مون رو گاییدیم ولی من فرق دارم نه اینکه من تبارم فرق کنه یا تبعم بالا باشه نه چون من زیاد با دخترای محل کاری نداشتم بچه هر وقت به خواهر مادر یه نفر از بچه محل ها فحش میدادن من اعصابم کیری میشد مگفتم تخمه جن بچه محلته ناموسته خجالت بکش حتما منم برم اونطرف به منم فحش میدی دیدم دختره داره میلرزه /,,,, بهش گفتم : حکیمه خانوم ( اسمش حکیمه بود معروف به بیست تومنی ) تو اینجا چیکار میکنی ؟؟؟ اوم افتاد به گریه و نمیدون کاری و غلط کردم و ببخشید تو محل آبروم میره و از این جور کس و شعر ها دلم به حالش سوخت اعصابم کیری شد داد زدم گریه نکن بسه دیگه صدای رفیقم رو از پشت در میشنیدم که میگفت محمد چیکار میکنی داری میزنیش یا میکنیش گفتم تو تو محل که دختر سر به زیری بودی اونم که یه ذره واسش عادی شده بود آروم شد و گفت : راستش من یه بار دختر عمم بهم یه فیلم داد و گفت تنهایی ببینمش وقتی دیدم اولش یه ذره تعجب کردم که این مرده با این زنه چیکار داره میکنه بعدا فهمیدم قضیه چیه و اون فیلم .... فیلم ســــــــو پپپپره دختر عمم من رو با دو سه تا پسر آشناکرد اولش یه ذره دوستی کردیم بعد یواش یواش اونا از من سوئ استفاده کردن ازم لب گرفتن و سینه هام و تو خیابون چنگ میزدن منم خوشم میومدش یواش یواش اومدم تو این کار تو محلم آبرو داری میکردم&lt;br /&gt;از اونجایی که اون لخت بود منم مثل این دیوننه ها داشتم به حرفاش گوش میکردم ولی کیرم سیخ شده بود چون اون از همون اولش تو اتاق لخت بود فقط شرتش پاش بود بعد از صحبت کردنامون از من قول گرفت که تو محل به کسی نگم منم قول دادم بهش که چیزی نگم خواست از اتاق برم بیرو که دیدم نگام کردو گفت تو به من یه لطف میکنی منم می خوام بهت یه لطفی کنم من نگاش کردم و گفتم نه تو مرام ما نیست خیانت تو کار من نیست دختره گفت من می خوام کنار بزارم این کارا رو تو کمکم کن بهم گفت یه کاری کن این پسرا رو دک کن منم رفقتم بیرو بهشون گفتم نمیشه دختره پا نمیده پسره رفیقمم اومد تو دختره رو نگاه کرد گفت : ما کلی زحمت کشیدیم پول دادیم جا پیدا کردیم اونوقت تو نمی خوای کس بدی دختره که از نقشه ی من بو برده بود داد زد گفت : پولت بخوره تو سرت هر سه تاتون گم شین برن بیرون او پسره که دختره رو آوورده بود رو کرد بهش گفت : حکیمه مگه من و تو حرفامون رو نزده بودیم دختر گفت : مرده شور تو اون حرفاتو ببرن بعد گفت : یه ماشین بگیرین من می خوام برم منم تا موقعیت رو دیدم زنگ زدم به همون آژانسی که خودم توش کار میکردم یکی از بچه های آشنا رو گفتم بیاد تا دختره رو ببره خلاصه دختره رفت ما موندیم سرمون بی کلاه التبه خودم این کار و کرده بودم زیاد ناراحت نبودم الکی خودم رو جلوی رفیقام ناراحت نشون میدادم یهو رفیقم سعید گفت :ممد تو اون اتاق صاحاب مرده یک ساعت چیکار میکردی من یهو یخ شدم با تته پته گفتم :: ممممن داداداشتتتم مخش رو میزدم آخه دختره هی میگفت نه من نمیدم از تو بدم میاد از همتون بدم میاد منم به زور داشتم لباساشو در میاوردم که نمی زاشت خلاصه سریع جیم شدم اومدم خونه تا اینکه یه روز که داشتم طبق معمول که (من هر روز ساعت 4:30 از خونه بیرون میرم) داشتم میرفتم بیرون داشت سر کوچمون میرسیدم دیدم یکی داره صدام میکنه برگشتم دیدم حکیمه سرش رو از پنجره ی خونشو ن انداخته بیرو ن میگه بیا اول تعجب کردم بعد یه نگاهی کردم خلاصه به دور و بر یه نگاهی انداختم دیدم کسی نگام نمیکنه رفتم زیر پنجره بهش گفتم : من در مورد اون روز به هیچ کس چیزی نگفتم تو هم بی خیال من شو باشه حکیمه گفت : آخه خره من بهت اعتماد کردم که گفتم اون پسرا برن و الا کون لق تو هم کردن بعد گفت در باز میکنم بیا تو هیچ کس خونمون نیست منم که دیدم دختر سه پیچیه واسه حفظ آبرو که کسی من رو با اون یه لحظه نبینه رفتم تو دیدم یه لباس نازک که از زیرش همه چیز معلووومه یعنی تا فی خالدونش معلوم بود اومد بهم دست داد و رو بوسی کرد گفت بیا تو منم رفتم تو رفتم رو مبل نشستم رفت واسه من یه ذره میوه با شیرینی با چای آوورد و نشست درست کنارم بعد گفت من از کار اون روزت خیلی ممنونم چون من به اشتباهم پی بردم و همچنین تو دیگه مال من شدی من یه لحظه انگار کیر تو کونم کرده باشن صورتم رنگ خون شد تو دلم گفتم :: نه دستی دستی خودمون رو به گاییدن دادیم حکیمه گفت : یادته اون روز گفتم از خجالتت در میام گفتم :: آره گفت :: امروز روزش رسیده من یخ کردم بعد لباسش رو که از حریر یک دست بود آروم آروم زد بالا دست من رو بردش گذاشت همونجایی که نباید میزاشت خیلی گرم بود من گرماشو خیلی دوست داشتم بعد پاهاشو جفت کرد دستم اون لا گیر کرده بود خیلی لا پاهاشو به هم میمالید مثل این فیلم سوپر ها ی حرفه ای این کار رو میکرد من داشتم از خجالت به همرا لذت میمردم بعد اومد زیر گردنم رو بوس کرد با یه دستش شروع کرد به در آووردن لباسم که یهو انگار برق از کون من بیرون زده باشه گفتم حکیمه الانه که پدر مادت بیان خنده کردو گفت کسش بابا یه جور پریده گفتم شاید آبت اومده نترس خیالت به مدت سه روز تخت باشه تعجب کردم گفتم : به مدت سه روز چی جورشه با خند ه گفت : پدر مادرم به مدت سه روز رفتن مسافرت دور گفتم ::: داداشت چی گفت :: اونم با خودشون بردن من بهونه ی کلاس و درس رو آوودم نرفتم الکی گفتم دختر عمم میاد اینجا می خوابه پیشم و از این جور کس شعر ها تحویلشون دادم رفتن با دختر عمم هماهنگ کردم اگه ازش پرسیدن بهشون بگه ما این سه روز رو پیشه هم بودیم خلاصه با خیال راحت شروع کردیم اون شروع کرد به در آووردن لباسام پیرهنم رو که در آوورد شروع کرد به لب گرفتن هی من لب میگرفتم هی اون لب میگرفت زبون به حدی نرم بود که نگو نپرس که داشتم میمردم همچین آمپرم زده بود بالا پاشد رفت یه سی دی آوورد گذاشت تو دستگاه روشن کرد دیدم فیلم سوپره اونم از نوع فرانسوی با بازیگریه اوماریو و پارلومو خیلی ردیف دوباره اومد سراغم دیگه از لب رفت سراغ لیسیدن تنم که نگو با اون زبون داغش دیگه دیونم کرده بود سینه هامو لیس میزد حتی نافم رو همینطور دیگه داشتم از اوج شهوت میمردم بعد من درازش دادم لباسشو از تنش در آووردم سینه های سفت و مست کرده ای داشت شروع کردم به بوس کردن و لیسیدن سینه هاش نگو چه تمیز تو دهنم جا میگرفت سر سینه هاش تیز شده بود در حد انفجار مثل کیر پسرا صاف همینطور اومدم پایین تا رسیدم به مقصد اصلی شرتش رو با یه حرکت مثل این فیلم های خارجی پاره کردم اولش ناراحت شد بعد خوشش اومد شروع کردم به لیس زدن چه با حال بود تمیز تمیز ازش تپرسیدم با خودت چیکار کردی انقدر تمیز شدی گفت :: کرم پریزن زدم مو بره خلاصه خیلی ردیف بود نوبتی هم باشه نوبت اون بود که کیرم رو ساک بزنه از روش کنار رفتم افتادم رو مبل اونم که اینکاره بود فهمید منظورم چیه اومد سراغم شلوارم رو در آوورد کیرم رو در آووورد گفت ::: این غول پیکر رو می خوای کجام بزاری منم یه خنده ی حوس بر انگیزی تحویلش دادم گفتم درست میکنیم شروع کرد به ساک زدن که از اون کس های داخل فیلم هم بهتر ساک میزد منم هم دختره رو نگاه میکردم هم فیلم سوپر رو که اونم خیلی توپ و ردیف بود حکیمه به چنانی ساک میزد که داشت همیهجوریش آبم میومد هم دندون میزد هم تو حلقش فرو میکرد هم با لپاش با هاش فر میرفت چنان میکی از کیرم میزد که هر چی آب کمر از تو کمرم بود میخواست بکشه بیرون داشتم دیونه میشدم که بهش گفتم : حکیمه تا آبم رو در نیاووردی بس کن اوونم خنده کرد و گفت ک خوشت اومد ؟ بعد گفتم : پشت کن حکیمه که حالا وقتشه دیدم انگار چشماش پر از اشک شده باشه گفت : از پشت نه تو رو جون هر کی دوست داری از جلو هر کاری دلت می خواد انجام بدی بده اینجا دیگه داشتم دیوونه میشدم گفتم:: یعنی تو از جلو بازی گفت : راستش یه دفعه که سکس داشتم یه پسره ی احمق با دوستش به زور زدن جلومو باز کردن منم که از خدا خواسته رفتم سراغ جلو بندیش سر کیرم رو که آروم کردم توش یه آه آه آه آه آه آه سر داد که میدونستم چون من آروم دادم تو داره حال میکنه بعد از دو سه بار آروم دادن تو سوراخش سرعت تلمبه زدن رو زیاد کردم اونم تند تند آه آه میکرد بعد دیگه مثل این فیلم سوپر های غربی شروع کرد به جای آه آه آه آه آه گفت یه یه یه یه یه یس گفتن منم با ریتم آهنگ اون میکردم تو یه ذره که خسته شدم گفتم : نو بت توئه که بالا پایین کنی حکیمه جان اونم از جاش بلند شد رفت رو کیرم نشست دستامون رو تو هم قفل کردیم بهش کمک کردم تا اون بالا و پایین کنه کسش مثل ساک زدنش چنان مکشی داشت که کیرم رو تا ته قبول میکرد تازه یام رفت بگم چه کس تنگی داشت انگارقالب کیر من بود بعد گفت : این دودولی تو هم عجب بزرگه که همچین تو نافم احساسش میکنم منم که داشتم میمردم گفتم : قابل حکیمه خانوم رو نداره خنده ای سر دادم و آووردمش از رو کیرم پایین گفتم : حالا میریم سراغ پشت خیلی معصومانه گفت : نه تو رو جون هر کی دوست داری بهش گفتم : غصه نخور من بلد چیکار کنم که دردت نیاد که دیدم آروم تر شد رفتم سراغ پشتش, انگشتم رو تف زدم کردم تو خیلی آروم اولش یه آخ کوچیک گفت بعد شروع کردم یواش یواش عقب جلو کردن که گفت دارم پاره میشم گفتم یه ذره تحمل کن بعد دو انگشتی کردم تو خیلی ور رفتم که دیدم داره یواش یواش جا باز میکنه خیلی حال میدا خیلی بدن تو پری داشت لپ های کونش خیلی نرم بود به حدی که با کوچیکترین تکون به اندازه ی زلزله 8 ریشتری میلرزید کونش رو که اگار سر خ آب کرده باشن دو تا لکه ی قرمیز یکی اینور لپ کونش یکی اونور داشت خیلی چیز توپی بود همینجوری که انگشتامو اضافه میکردم بیشتر باز میشد انگار اونم داشت حال میکرد که داره باز میشه درد داشت ولی دیگه عادت کرده بود&lt;br /&gt;گفتم حکیمه خانوم با اجازه : دیدم میگه یواش یواش گفتم : باشه سر کیرم و تف میزنم که آروم بره تو آروم کردم تو دیدم آخش در اومد شروع کردم به تند تند تلمبه زدن دیدم هم حال میکنه هم درد میکشه خیلی تلمبه زدم دیگه داشت آبم میومد پیش خودم گفتم : اگه آبم بیا د کجا بریزمش شاید از آب بدش بیاد دیگه داشت میومد نمی تونستم نگرش دارم بهش گفتم داره میاد دیدم برگشت دهنش رو باز کرد که گفتم : خوب اینم حل شد یه ذره جق زدم تا آبم اومد ریختم تو دهنش یه ذره رو هم ریختم رو تنش رو سینه هاش و رو نافش کیرم رو رو سینه هاش میمالیدم اونم می خندید آخرش پاشد خودش رو پاک کرد گفت : تا حالا سکس به این خوبی با هیچکس نداشتم تو مثل اینکه واسه این کار ساخته شدی بلدی چی جوری سوراخ های تنگ رو باز کنی&lt;br /&gt;اون داشت میرفت حمام منم خسته شده بودم گفتم من دارم میرم خونمون دیدم ناراحت شد گفت : کجا من تازه بهت عادت کرده بودم گفتم : نه دیگه واسه امروز بسه دیگه اونم گفت : امشب باید بیای خونه ی ما بخوابی آخه من تنهام منم از خدا خواسته اولش گفتم نه نمیشه بعدش نرم شدم گفتم : باشه من میرم بیرو یه سر بزنم یه خریدی واسه شب میکنم میام اوم خوشحال شد گفت منتظرتم اومدم بیرون رفتم همون آژانسی که کار میکردم یه ذره نشستم تا اینکه شب شد یه ذره خرط و پرت خریدم رفتم خونشون از همونجا زنگ زدم خونمون گفتم : من شب خونه ی عمو می خوابم رفتم دیدم داره تو آشپز خونه غذا میپزه اونم لخت لخت گفتم : حکیمه این چه کاریه که میکنی با تعجب پرسید مگه چی شده گفتم : اگه روغن بریزه رو تنت من چیکار کنم گفت : راست میگی الان میرم لباس میپوشم اونشب با کلی خنده و شادی رفتیم بخوابیم که ساعت 1 یا 2 نصف شب بود که دیدم یکی داره کیرم رو ساک میزنه نگاه کردم دیدم حکیمست شب باز مست مستیش کرده بود داشت حال میکرد گفتم : حکیمه بزار بخوابم اوم گفت : خوب بخواب منن چیکارت دارم من فقط با کیرت کار دارم منم خنده خنده گفتم : ا ا ا ا ا ا ا منم چنان میکنمت خلاصه شب رو صبح کردیم با گاییدن حکیمه از اون روز به بعد کار من شده بود گاییدن حکیمه بیست تومنی روز سوم قرار گذاشتیم که دختر عمه شم که یک سال از خودش بزرگتر بود رو بیار خونشون چون دختر عمش در جریان من و حکیمه بود اونم یه روز به حکیم زنگ زد که آره من هم هوس کردم میشه اجازه بدی منو محمد باهم سکس کنیم اول حکیمه خیلی ناراحت شد بعد بامن در میون گذاشت منم که لم حکیمه رو داشت مخش رو زد م راضیش کردم که اجازه بده که دختر عمش بیاد دختر عمش رو من تا اون روز ندیده بودم ای کاش زود تر میدیدمش دختر عمش خود هوری بود از هوری هم زیبا تر مثل اینکه دختر عمش قبلا شوهر داشته بعد از 2 ناه از شوهرش طلاق گرفته بوده اینجورکه من میدیدم دختر عمش خیلی مامان بود درسته دست خورده بود ولی به نظر من چیز ردیفی بود حکیمه رو میکرد تو کونش اصلا من میگم شما یه چیزی میشنوین اولش روم نمیشد که باهاش سکس رو شروع کنم واسه همین به حکیمه گفتم : تو با من شروع کن تا دختر عمت روش بشه حکیمه اومد کنارم نشست شروع کرد به لب گرفتن ,, کونش رو هم کرد طرف دختر عمش من یواشکی دختر عمش رو میپاییدم که داشت با انگش با کسش ور میرفت دیدم یواش یواش اومد جلو شروع کرد با کس حکیمه ور رفتن منم معطل نکردم سریع حکیمه دول کرد منم بلند شدم کردم تو کسش همیطور که حکیمه خم شده بود و من میکردم تو کسش دختر عمش با سینه هاش ور میرفت و از حکیمه لب میگرفت بعد من کیرم رو در آوووردم اونم اومد جلو شروع کرد به ساک زدن کیرم یه جور آرایش کرده بود که انگار این عروس رو از آرایشگاه آوورده بودن اوج سکس رو داشتیم میدونستم به غیر من هر دو تای اونا دارن از حشریت میمیرن دختر عمش که یه ذره کیرم رو ساک گرفت از دهنش کیرم رو در آوورد یه ذره تف زد با دست کردش تو کس حکیمه حکیمه هم که تا اون لحظه استراحت کرده بود شروع کرد خودش عقب جلو کردن که دهن من رو بگاد با اون کس تنگ و گرم ونرمش معطل نکردم این دفع نوبت دختر عمه ی حکیمه بود رفم سراغش شلوارش رو سه صوت در آوودرم کردم تو کسش درسته یه ذره باز بود ولی همچین ملس ملس بود از سفیدیش بگم که نگو نپرس کیر من در مقابل اون انگار نوشابه ی پارسی کولا بود خیلی حال میداد از اون حرفه ای هاش بود که بعدا از حکیمه پرسیده بودم که اون جندست دیگه داشت آبم میومد حکیمه هم که با بدنم ور میرفت هینطوری هم از من لب میگرفت سکس با دو تا کس آخر حال و شهوت که آدم دیوانه میشه نگو نپرس دگه داشت آبم میومد کیرم رو در آوودم وایستادم اونا ایستادن زیر کیر م شروع کردن نوبتی کیرم رو ساک گرفتن منم شروع کردم به اوه یه اوه یه کردن که یعنی داره آبم میاد اونا هم دهناشون رو باز کردن منم آبم رو بینشون به صورت عادلانه تقصیم کردم یه ذره ریختم تو دهن حکیمه یه ذره هم رو دهن و تن دختر عمش خودمو پاک کردم بعد به اصرار حکیمه سه تایی رفتیم حمام خونشون خیلی حال میده کس جور باشه اونم دوتا خونه خالی هم باشه به مدت سه روز بعد با هم حمام هم بریم تو حموم من رفتم زیر دوش آب گرم که نگو بعد از سکس چه حالی میده چون یه ذره هیکلم درشت بود دختر عمه ی حکیمه رو بغل کردم اونم پاهاشو دور کمرم سفت قلاب کرد شروع کر د خودش بالا و پایین هر چند دوش آب یه ذره اذیتم میکرد ولی آخر لذت بود یه سکس گرم زیر دوش کیرمم تو یه جای گرم بود واقعا حال میداد حکیمه هم از زیر تخمام رو میکرد تو دهنیش کلا همه جای بدنم مشغول بود خلاصه از حموم در اومدیم رو مبل یه ذره با هم لاس زدیم مثل اینکه این دختر عمه ی حکیمه ول کن مامله نبود همینجور بهش گیر داده بود خلاصه به هزار بلا و دردسر روبوسی خداحافظی کردم و اومدم به حکیمه هم گفتم شب نمیتونم بیام خونتون گفتم ا ز خدامه بیام ولی دیگه خونه همه شاکی شدن&lt;br /&gt;از اون موقع تا حالا من و حکیمه با هم دوستیم همچنین دختر عمه ی باحالش ولی خوب چون محرم اومده دور خلاف رو خیط کشدم&lt;br /&gt;امیدوارم همیشه خوش باشین&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-5231618792178388206?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/5231618792178388206/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=5231618792178388206&amp;isPopup=true' title='12 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/5231618792178388206'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/5231618792178388206'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_9911.html' title='سکس محمد با حکیمه'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>12</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-2282912538236872828</id><published>2008-01-24T15:14:00.001+03:30</published><updated>2008-01-24T15:14:44.470+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با دختر همسایه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;من و دختر همسایه&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;18سال بيشتر نداشتم يه شب تو پارك محل نشسته بودم كه ديدم يه دختره داره مياد به طرفم. يه كم كه اومد جلو ديدم مهساست. مهسا و مهديس با هم خواهرند ولي چه خواهرايي. از اون دخترايي هستند كه مورد دارند ولي اگه يه پسري تو محل چيزي بهشون بگه مثه سگ پاچش رو ميگيرند. انگار اون شب ندا تنش خيلي مي خاريد. اومد جلو داشت چيپس مي خورد! با هم سلام و احوال پرسي كرديم. گفت فرزاد بلند شو بريم آخر پارك چون اونجا تاريكه و اگه اونجا صحبت كنيم كسي ما رو نمي بينه! داشتيم صحبت مي كرديم كه يهو گفت من بايد برم گفتم آخه چرا؟! گفت خالم تو خونه تنهاست و منتظر منه! بايد برم نگران ميشه. با پرو بازي گفتم منم باهات ميام. دنبالش راه افتام و با هم رفتيم در خونشون. بهم گفت فرزاد نيا ... بابا ، مامانم خونه اند. اينو كه گفت فهميدم كه با خالش تو خونه تنها هستند رسيديم در خونشون. گفت برو ميخوام برم تو خونه. گفتم منم ميام. مهسا گفت تو چقدر پررويي ...! برو ديگه مي خوام برم بابام تو خونه است. گير دادم گفتم منم ميام مي خوام بيام پيش بابات. زنگ زد خالش با آيفون در رو باز كرد مي خواست بره تو پا گذاشتم جلو در و نذاشتم در و ببنده. گفت بزار برم تو الان بابام مياد. گفتم نه .... گفت خالم رو صدا مي كنما. يهو صداي خالش اومد گفت مهسا با كي هستي! گفت هيچي خاله دوستمه. خالش با يه شلوارك و يه تاپ اومد جلوي در راهرو. تا منو ديد يهو رفت تو گفت ندا تو كه گفتي دوستمه. مهسا گفت خوب دوستمه ديگه.(حس كردم نمي خواد جلو خالش كم بياره). گفت مهسا در رو ببند بيا تو. زشته يكي ميبنت! تو در و همسايه خوب نيست... . نزديك نيم ساعتي با هم صحبت كرديم . زد به سرم يكم اذيتش كنم. دكمه هاي مانتوش رو تو چارچوب در باز كردم (دستش به در بود كه من نرم داخل) يه تي شرت سفيد با عكس ميكي موس تنش بود و سينه هاي كوچيكش از زير تي شرتش معلوم بود. دست گذاشتم رو سينه هاش و يكم مالوندم . هيچ كاري نميتونست بكنه چون جرأت نداشت دستش رو از جلوي در برداره مي ترسيد برم داخل. منم همونجا سينه هاش رو فشار دادم و شروع به لب گرفتن كردم. يه دفعه هولم داد گفت برو عقب كثافت ، بي شعور. دستت رو بكش عوضي ... . دوباره رفتم جلو نزديك يه ربع ديگه با هم صحبت كرديم . يهو صداي خالش اومد گفت مهسا بسه ديگه دوستت رو رد كن بره، بيا داخل الان بابات مياد. اونم گفت فرزاد برو الان بابا، مامانم ميآند. گفتم يه لب بده تا برم ... بهم گفت اگه يه لب بدم ميري؟ منم گفتم آره، يه لب باحال گرفتم و رفتم عقب بهم گفت خيلي خري، عوضي ... ! در و بست و رفت! نزديك يك ماه از اين ماجرا مي گذشت. قرار بود طبقه بالاي خونمون رو كرايه بديم يه روز تو خونه تنها بودم كه ديدم در ميزنند . در رو كه باز كردم ديدم مهديس (خواهر مهسا ) با شوهرش و دخترشون پشت در قرار دارند. گفتم بفرمائيد امري داشتيد. شوهرش گفت مي خوايم خونتون رو ببينيم . گفتم خواهش ميكنم بفرمائيد. رفتن بالا و يه بازديدي كردن و گفتن فردا دوباره ميآند واسه صحبت كردن ... . نزديك يك ربع از رفتنشون مي گذشت كه دوباره زنگ خونه به صدا در اومد آيفون رو زدم و رفتم داخل راهرو . ديدم مهسا در خونمونه .سلام كرد . گفتم سلام مهسا خانم از اينطرفا، كاري داشتين؟ گفت خواهر و شوهر خواهرم اينجا هستند؟! يهو تو يه لحظه فكر كثيفي به سرم زد. گفت آره چطور مگه؟! گفت انگار قرار بوده بيان خونه شما رو ببينند. پرسيد هنوز هم اينجا هستند؟ گفتم آره رفتن بالا خونه رو ببينن! گفت ميتونم برم بالا؟ گفتم چرا كه نه. وايسا خودم هم ميام! با هم رفتيم بالا. يه حسي بهم دست داد بهترين موقعيت بود مي تونستم هر كاري كه ميخوام با مهسا بكنم چون كسي تو خونه نبود. در رو باز كرد رفت داخل. گفت پس كجان؟ سريع در رو قفل كردم و گفتم اينجا هستند. شوكه شد ... گفت در و باز كن ... وگرنه داد ميكنم . بهش گفتم اي قدر داد كن تا خسته بشي چون كسي صدات رو نمي شنود. مهسا گفت بزار برم. منم گفتم شرمندتم ... . گفت مي خواي چي كار كني؟! بهش گفتم هيچي بابا يه چند دقيقه اي با هم هستيم بعد برو خوبه؟ دستش رو به زور گرفتم و بردمش تو آشپزخانه و نشوندمش رو سراميكهاي كف آشپزخانه. كاملا تسليم شده بود انگار خودش هم دلش ميخواست. خم شدم طرفش و روسري اش رو از سرش برداشتم يه چنگ تو موهاش زدم و شروع كردم به لب گرفتن. آخ كه عجب لبهايي داشت. همونطور كه در حال لب گرفتن بودم شروع كردم به باز كردن دكمه هاي مانتوش هيچ اعتراضي نمي كرد منم مانتوش رو در آوردم زير مانتوش يه تي شرت نارنجي تنگ پوشيده بود. تي شزتش رو يكم دادم بالا تا دكمه شوارش رو باز كنم. گفت فرزاد چي كار ميكني؟! گفتم ببين مهسا چند دقيقه مي خواهيم با هم حال كنيم قول مي دهم هيچ آسيب جسمي بهت نرسونم. شلوارش رو تا سر زانوهاش كشيدم پايين نشستم رو پاهاش. تي شرتش رو از تنش در آوردم و شروع كردم به خوردن سينه هاش. بعد رفتم بالاتر و شروع كردم به مكيدن زير گلوش ، خيلي بهش حال ميداد چون بد جوري صداي آه و ناله اش در اومد. گفتم مهسا يكم آروم تر همسايه ها صدات رو ميشنوند آبرو مون ميره! گفت من كه ميخواستم سر و صدا كنم گفتي اينقدر داد كن تا خسته شي حالا ... . از رو پاهاش بلند شدم و شلوارش رو كاملا از پاهاش بيرون آوردم. دستم رو بردم طرف شرتش تا شرتش رو در بيارم ولي نذاشت. گفتم مهسا ضد حال نزن. بذار حال كنيم قول ميدم كه بهت آسبي نزنم. گفت نه شرت رو ديگه نميذارم! گفتم مهسا ... و زوري شرتش رو از پاهاش بيرون آوردم. سريع دستش رو گذاشت رو كسش! بهش گفتم آخ كه ندا تو چقدر نجيبي . گفت نميزارم! گفتم چي رو نميزاري؟! گفت اجازه نميدم ديگه به اينجام دست بزني! زوري دستش رو كنار زدم .واي كه عجب كس تميزي داشت! مثل يك غنچه گل رز بود. پاهاش رو دراز كردم و افتادم روش اينقدر عجله داشتم كه يادم نبود لباس هاي خودم رو در بيارم. تي شرتم رو از تنم در آوردم بعد دكمه هاي شلوارم رو باز كردم و شلوارم رو به سختي كشيدم پايين آخه كيرم اينقدر بزرگ شده بود كه ديگه اچازه پايين كشيدن شلوار رو بهم نميداد ، بعد از شلوار شرتم رو در آوردم و مهسا رو به زور خوابوندم رو زمين . بهم گفت جون هر كسي كه دوست داري بلند شو سراميكا خيلي يخ هستند! گفتم عيب نداره خودم گرمت ميكنم. دوباره از بالا شروع كردم به خوردن گردن و بعد سينه تا رسيدم بالاي كس اش! از رو ندا بلند شدم و اومدم جلوي پاهاش نشستم . كمرش رو گرفتم بالا و از ساق پاش شروع كردم خوردم رفتم بالا تا رسيدم به رونش. نزديك كس اش كه رسيدم ديگه نفس مهسا بند اومد و داشت از حال ميرفت! رفتم سراغ كس اش و شروع كردم به خوردن و مك زدن يكم بد مزه بود ولي خوب اينقدر حال ميداد كه چيزي از مزه اش نمي فهميدي! انقدر كس اش رو مكيدم كه مهسا به غلط كردن افتاد و قسمم داد كه بس كنم! كمرش رو آروم گذاشتم رو زمين و خوابيدم روي مهسا و كيرم رو گذاشتم بين پاهاش و ده، پونزده بار عقب جلو كردم. يهو مهسا دست گذاشت رو كس اش و گفت خواهش ميكنم به اينجام كاري نداشته باش! گفتم تا الان واسه خودت حال كردي حالا كه نوبت من شد! گفت خواهش ميكنم ... . مهسا رو برگردوندم و دست گذاشتم زير شكمش و بلندش كردم. لباسها رو كشيدم زير زانوهاش و خوابوندمش رو زمين . دوباره كيرم رو گذاشتم بين پاهاش و چند بار جلو عقب كردم . زياد حال نميداد واسه همين مجبورش كردم خم بشه دستاش رو بزاره رو زمين و تكيه كنه رو زانوهاش. كيرم رو گذاشتم رو سوراخ كونش و يكم فشار دادم ولي فايده نداشت چون خيلي تنگ بود. ديدم اينجوري اذيت ميشه گفتم مهسا تو كيفت كرم ، مرم پيدا نميشه گفت چرا دارم . در كيف اش رو باز كردم يه تيوپ پر داخل كيفش بود نصف بيشترش رو ماليدن سر كيرم و از پشت گذاشتم در كونش يكم فشار دادم به سختي رفت داخل ، ولي مهسا خيلي دردش گرفت از چشماش معلوم بود . همونطور كه رو زانو هاش خم شده بود شروع كردم به تلمبه زدن يك بار دو بار .... يك لحظه دچار جنون شدم وقتي به خودم اومدم ديدم مثل اينكه خيلي درد داره چون جيغ ميكشيد . گفتم مهسا جون آروم تر ما آبرو داريم ديگه داشت آبم ميامد كيرم رو در آوردم و گذاشتم لاي پاهاش ، مهسا دستش رو گذاشت رو كيرم و چسبوندش به كسش و آبش رو ريختم تو دستش . مهسا هم كير بي حالم به همراه آبش مي ماليد به كسش. برش گردوندم دلم سوخت براش بنده خدا سر زانو هاش سياه شده بود هيچي هم نگفته بود. يه چند تا لب اساسي ازش گرفتم يه چند ثانيه اي رو هم خوابيديم بعد با دستمال كاغذي كه تو كيف مهسا بود آب رو از روي كس و لاپاش پاك كردم كمكش كردم لباساش رو بپوشه سريع لباس هاي خودم رو هم پوشيدم ديگه هوا تاريك شده بود . از مهسا بخاطر حال دادن تشكر و براي اذيت شدنش معذرت خواهي كردم وقتي مي خواست بره كمكم كرد تا كف آشپزخونه رو تميز شستيم بعد هم در و واسش باز كردم فرستادمش رفت خونه.&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-2282912538236872828?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/2282912538236872828/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=2282912538236872828&amp;isPopup=true' title='65 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2282912538236872828'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2282912538236872828'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_9512.html' title='داستان سکس با دختر همسایه'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>65</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-8223033706245822260</id><published>2008-01-24T15:13:00.001+03:30</published><updated>2008-01-24T15:13:48.540+03:30</updated><title type='text'>داستان سکسی با سیمین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سیمین&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اسم من سيمين 29 سالمه و 4 ساله كه ازدواج كردم اون موقع كه دختر خونه بودم هميشه تو خونه آزاد ميگشتم مخصوصا موقعي كه بابا خونه نبود آخه اون بعضي وقتا گير ميداد كه جلوي ياسر مراعات كنم ياسر دادشمه 6 سال از من كوچيك تره خيلي خوشگله و خوش هيكله خيلي از دوستام طلبه بودن باهاش دوست بشن بعضي وقتا از حموم كه ميومدم بيرون ميديدم لباسم رو كه آماده كردم جا به جا شده ميدونستم كار ياسره ولي به روش نمي آوردم يه بار هم كه فكر كرده بود من خوابم اومده بود تو اتاقم گوشه پتو رو بلند كرده بود داشت به پاهام نگاه ميكرد صداي نفسش رو ميشنيدم هم خنده ام گرفته بود هم نميخواستم بهش زياد رو بدم ولي گاهي هم بهش حال ميدادم مثلا ميگفتم بيا من رو ماساژ بده ميفهميدم كيف ميكنه چند بارم كيرش بزرگ شده بود كه من ديدم ولي چيزي بهش نگفتم خلاصه كه ياسر از هر موقعيتي براي ديد زدن من استفاده ميكرد منم زياد بهش سخت نميگرفتم يه بار از توي كمدش يه فيلم سكسي پيدا كردم كره خر عجب فيلمي داشت حسابي خوشم اومده بود از فيلمه يه بار مسافرت رفتيم چون همه تو يه اتاق خوابيده بوديم ياسر كنار من بود وسط شب داشت با كونم بازي مي كرد كه از خواب بيدار شدم ولي نفهميد تا اينكه ديدم دامنم رو زد بالا و كيرش رو گذاشت لاي كونم و يه كم تكون تكون داد بعدم آبش رو ريخت و كثافت همونجوري شرتم رو كشيد بالا پشتش رو كرد خوابيد كه فرداش مجبور شدم برم حموم اينا گذشت تا اينكه من شوهر كردم شوهرم تو يه شركت كار ميكرد گاهي مجبور بود بره ماموريت براي همين نزديك خونه بابام خونه گرفتيم و هر موقع اون مي رفت ياسر شب ميومد پيشم يا من ميرفتم اونجا تو يكي از اين ماموريتا احسان مجبور شد يك ماه بره خارج از كشور خيلي حالم گرفته بود يه هفته آخر قبل از رفتنش هر شب برنامه داشتيم مثلا ميخواست تو رفتنش به من سخت نگذره نگو من بد عادت شده بودم يه هفته بعد از رفتنش يه شب ياسر اومد كه پيش من بخوابه هر موقع ميومد رو تخت كنار من ميخوابيد ولي ديگه كاري به كار من نداشت ولي اونشب من بدجوري حالم خراب بود غروبش هم يه كم اين شبكه پر بركت اسپايس رو نگاه كردم ديگه بد تر شده بودم قبل از اومدن ياسر يه حموم رفتم كه حالم بهتر شه ولي نشد كه نشد ياسر اومد مامانم برامون شام داده بود شام خورديم و يه كم ماهواره نگاه كرديم من گفتم من ميرم بخوابم تو هم هر وقت خواستي بيا رو تخت دراز كشيدم ياد كارهاي ياسر افتادم يه فكري مثل برق از ذهنم گذشت بلند شدم زود يه لباس خواب پوشيدم و زيرش فقط يه شرت پام بود 20 دقيقه گذشت كه ديدم ياسر تلويزيون رو خاموش كرد فهميدم داره مياد بخوابه خودم رو زدم به خواب از قصد پتو رو هم از روي زدم كنار تو اتاق يه شب خواب روشن بود معلوم بود من چي تنمه ياسر كه اومد انگار نفهميد اومد كنارم خوابيد يه دفعه ديدم گفت اوه اوه بعد آروم گفت چه بدني كوفتت بشه احسان اين آبجي مارو مفت مفت ميكني خندم گرفت به زور خودم رو نگه داشتم پاهام رو تو شكمم جمع كردم كه كونم بيشتر بره سمتش ديدم آروم دستش رو گذاشت روي كونم و يه كم ماليد بعد وقتي فكر كرد من خوابم دستش رو انداخت روم و پستونم رو گرفت و آروم گفت جون عجب هلويي يه كم ماليد كيرش رو هم چسبونده بود به كونم يه كم گذشت ديدم ازم فاصله گرفت ولي خيلي زود دوباره چسبيد به من بله آقا شلوار و شرتش رو درآورده بود لباس خواب منم كه كوتاه بود بالا هم رفته بود شرتم رو هم ياسر پائين كشيد و كيرش رو چسبوند به كونم اينبار مثل مسافرتمون نبود چون من مزه سكس رو چشيده بودم و بد جوري هوس كرده بودم از داغي كيرش خيلي خوشم اومد يه كم كه گذشت يه دفعه برگشتم سمتش نزديك بود پس بيافته زبونش بند اومده بود چشماش داشت از كاسه در ميومد گفتم چيه چرا ترسيدي مگه چي شده داداش جون گفت سيمين ... گفتم چيه نترس من كه ناراحت نشدم تازه خوشم هم اومد چون احسان نيست منم هوس كردم ادامه بده داداش گلم بعد بدون اينكه بذارم حرف بزنه لبم رو گذاشتم روي لبش و شروع كردم به خوردن يه كم گذشت اونم راه افتاد توله سگ خيلي وارد بود از احسان بهتر لبم رو ميخورد دستشم گذاشته بود روي كونم و ميماليد هر دو به پهلو خوابيده بوديم و ياسر موقع ماليدن كونم من رو به خودش فشار ميداد كه كسم بچسبه به كيرش منم كه منظورش رو فهميدم خودم كمكش كردم اولين باري كه با كيرش كسم رو لمس كرد لبام رو گاز گرفت تو همون حالت يه اومممممممممممممممم گفت منم لاي پام رو باز كردم كه قشنگ كيرش بخوره به كسم تو همون حالت لب تو لب ياسر خودش رو تكون ميداد بعد با دستش شروع كرد به ماليدن پستونام واي كه چه خوب اينكارهارو انجام ميداد لبش رو از لبم جدا كرد شروع كرد به خوردن پستونام با دستش كسم رو ميماليد انگشتش رو مي كرد تو كسم من ديگه كنترلي به خودم نداشتم و شروع كردم به ناله كردن ياسر من رو به كمر خوابوند خودش خوابيد روي من از گردنم شروع كرد به خوردن اومد پائين يه مكث كوتاه سر پستونام كرد بعد بازم رفت پائين يه كمي به نافم زبون زد كه من قلقلكم گرفت آروم آروم رفت پائين و رسيد به كسم اولش با ملايمت زبونش رو ميماليد به كسم ولي بعد از چند لحظه حركاتش سريع شد و همش زبونش رو به لاي كسم ميماليد و اوم اوم ميكرد با دستشم پستونام رو چنگ ميزد منم ديگه داشت اشكم در ميومد بهش گفتم بسه بيا بكن توش گفت نه اول بايد با زبونم آبت رو بيارم بعد شروع كرد دوباره به خوردن كسم زبونش رو ميكرد تو كسم دماغش ميخورد به تاجكم واي كه چه حالي ميداد ديگه نتونستم خودم رو نگهدارم با صداي بلند شروع كردم ناله كردن وايييييييييييييييييي آخخخخخخخخ آيييييييييييييي بخخخخخووووووووورررر بببببببخخخخوووووووووورررررررررر آآآآآآآآآآيييييييييييييي و اورگاسم شدم خيلي به من مزه داده بود ياسر رو كشيدم روي خودم ازش يه لب گرفتم بعد اون رو خوابوندم روي تخت خودم مثل آدمهاي گرسنه شروع كردم به ساك زدن كيرش واي با اين سن و سالش چه كيري داشت نوش جونش بشه اوني كه زنش ميشه كيرش از كير احسان درشت تر بود حسابي براش ساك زدم ياسر طوري من رو نشونده بود كه خودش بتونه با انگشت كسم رو بماله با اين كارش منم وحشيانه تر براش ساك ميزدم كه ديدم سرم رو از كيرش جدا كرد گفت بسه سيمين الان آبم مياد گفتم خوب بياد گفت نه ميدوني چند ساله من تو كف اين و كس و كونتم بايد امشب با كيرم بهشون حال بدم من رو خوابوند روي تخت به كمر مچ پام رو گرفت برد بالا فكر كردم ميخواد بذاره روي شونه هاش ولي ديدم پاهام رو گذاشت كنار سرم نفسم بند اومده بود بعد كيرش رو گذاشت جلوي كسم و در عرض چند ثانيه تموم كيرش رو تو كسم جا داد وقتي ديد من سختمه پاهام رو ول كرد يه كم نفس كشيدم بعد شروع كرد تلنبه زدن صدائي راه افتاده بود تو اتاق معركه يه كم كه كرد گفت سيمين خوب ميكنمت گفتم آررررررررررهههههههه بكن ميگفت ميخوام بگامت ميخوام جرت بدم آبجي جون بعد تند تر كيرش رو تو كسم ميكرد حس ميكردم كيرش تا نافم مياد يه كم گذشت گفت سيمين ميخوام كونتم بكنم گفتم نه ياسر دردم مياد هر چي اصرار كرد بهش اين اجازه رو ندادم چون زنايي كه از كون سكس دارن كوناشون خيلي بزرگه و تو لباس مجلسي خيلي زشته من به احسان هم اجازه ندادم كيرش رو تو كونم بكنه ياسر كه ديد موفق به اين كار نميشه من رو به حالت سجده خوابوند و كيرش رو از پشت كرد تو كسم با گفتن جون چه كسي داره آبجي سيمينم شروع كرد به تلنبه زدن با دستش پستونام رو ميماليد خودم هم با تاجكم بازي ميكردم نزديكاي اورگاسم دومم ديدم صداي نفسهاي ياسر بلند شد منم تند تر تاجكم رو ماليد هر دو در حال انفجار بوديم گفت سيمين كجا بريزم منم گفتم همونجا تو كسم اونم با يه تكون تموم آبش رو تو كسم خالي كرد و تو كسم داغ داغ شد انگار آبش جوش اومده بود بعد ياسرشروع كرد به آههههههههههه كشيدن منم همزمان با ياسر اورگاسم شده بودlديگه دستم خسته شده بود خوابيدم روي تخت ياسر هم افتاد روم تو همون حالت خستگي و بي حالي گفت سيمين حامله نشي كار دستمون بدي گفتم نترس الان بلند ميشم قرص ميخورم يه خنده كرد گفت دستت درد نكنه گفتم دست تو هم درد نكنه داداش جون گفت سيمين به من نگو داداش از اين به بعد به اسم صدام كن گفتم چرا گفت آخه كدوم خواهر برادري با هم از اينكارا ميكنن كه ما كرديم گفتم عذاب وجدان داري گفت آره گفتم بي خود تو باعث شدي كه من نرم به غريبه ها كس بدم گفت يعني اينقدر حشري هستي كه نميتونستي جلوي خودت رو بگيري گفتم پس چي ميخواستم زياد به خودش عذاب نده بعد بلند شديم خودمون رو تميز كرديم رفتيم دستشويي و اومديم لباس پوشيديم اول ياسر رفت تا من از دستشوئي بيام ديدم ياسر رو تخت خواب خواب انگار چند ساعت بود خوابيده بود منم ديگه حموم نرفتم كنارش خوابيدم صبح ياسر رفت خونه منم رفتم حموم ولي ياسر از حركاتش معلومه كه از اين اتفاق خوشحال كه نيست هيچ يه كمي هم ناراحته&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-8223033706245822260?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/8223033706245822260/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=8223033706245822260&amp;isPopup=true' title='34 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8223033706245822260'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/8223033706245822260'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_401.html' title='داستان سکسی با سیمین'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>34</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-4793170609859295138</id><published>2008-01-24T15:12:00.001+03:30</published><updated>2008-01-24T15:12:49.474+03:30</updated><title type='text'>داستان سکسی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آن شب&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آنشب هم مثل امشب از سر صبح باران سر باريدن گرفته بود با اين تفاوت که تنها نبودم و در کنار همين پنجره خيس دختري پا به پاي من پيک هاي داغ مشروب را به سلامتي هر آنچه که بود و نبود سر میکشید.گرچه از روز اول که در خيابان اين دانشجوي پزشکي بيست و هشت ساله چشم و ابرو مشکي و گندم گون را ديدم مي دانستم آنچه که اورا کنار من قرار داده جز شهوت متورم شده بزير مانتوي تنگ خاکستري اش چيزي نخواهد بود اما هيچ وقت فکر نمي کردم که اوهم پابه پاي من به دنبال حس پنهان جنون و روابط غير منتظره در سکس هست.اين اتفاق رو از وقتي فهميدم که براي بار دوم رابطمون به جاي نازو نوازش ازم خواست که مث سگ کتکش بزنم و بعد با ناله هاي هيستريکي ارضا شد.داشتم ميگفتم که آن روز هم باران بي وقفه مي باريد.شمارش استکان ها از دستمان خارج شده بود و او برهنه در آغوش من با هيجان کودکي دبستاني به رقص قطره هاي آب بروي شيشه خيس پنجره نگاه ميکرد.دستانم را بروي پستانهايش کشيدم و اين بار با بي حالي رانهاي خوش فرم و گوشت آلودش را از هم گشود و با دست حجم خيس متورم شده ميان پاهايش را لمس کرد و اينکار را تا وقتي که از قرار گرفتن دستم بروي کسش مطمئن نشده بود تکرار مي کرد.در اين سه ماهي که با هم بوديم هر گونه رابطه اي را از انواع فتيش و هارد سکس و سافت سکس و کثافت کاري و ... باهم تجربه کرده بوديم. و مطمئنا هر دو مي دانستيم که چه انتظاري از هم داريم.باد خنکي از پنجره نيمه باز بدرون مي آمد و بروي سينه هاي لخت و داغ او مينشست خواستم پنجره را ببندم که نگذاشت.حرارت آن مايع داغ سرما و باران را از يادمان برده بود.هردو ميسوختيم.دستم را از ميان پاهايش برداشتم.دستم و مايع گرم و لزجي پر کرده بود.کف دستم دو عدد موي مشکي و کوتاه چسبيده بود.آخرين بار گفته بودم که موهاش رو نتراشه و حالا کمي بلند شده بود..همانطور نشسته چرخيد و دهان گرمش را بروي کيرم گذاشت.لبهايش را غنچه کرده بود و چشمانش را بسته بود.کيرم و چند بار رو لبش ماليدم و محکم بروي لباي بستش زدم و بزور وارد دهنش کردم.همين که سرش وارد شد شروع به مکيدن کرد.ازين کار خوشش ميآمد و آنروز هم براي بار چندم اينکار را تکرار ميکرد.چند دقيقه اي تو اون حال گذشت.چشامو بستم و به صداي بارون گوش دادم.هواي خنک لاي موهام مي چرخيد.دوزانو لخت جلوم نشسته بود و با ولع کيرمو تو دهنش مي مکيد.احساس ميکردم که تصاوير روبروم چيزي جز توهم و رويا نيست.بخار الکل دهانش کيرمو بيحس کرده بود و با اين وجود شدت مکش هاي دهنش بعد از چند دقيقه کار خودشو کرد.همونطوري که موهاشو چنگ زده بودم خواستم بکشم بيرون که با دست مچ دستمو گرفت و زوزه کنان دهنشو رو کيرم قفل کرد.آبم تو دهنش خالي شد؛ چون بار اول نبود زياد نيومد.مايع سفيدو رو لبش مي ماليد و بعد باشيطنت تو چشام نگاه ميکرد.لبم رو رو لبش گذاشتم و تو بغلم کشيدمش. تنش هنوز داغ بود.با بيحالي تو گوشم حرف ميزد.سيگاري آتش زدم و قبل ازاينکه گوشه لبم بگذارم از دستم گرفت.دستش رو پس زدم و ته سيگارو روي لبش گزاشتم.پک عميقي زد و دودشو بلعيد.سيگارم به نيمه نرسيده بود که در گوشم با بيحالي گفت که بازم ميخواد...از صبح تا حالا چهار بار ارضا شده بود و هنوز تشنه بود.غروب شده بود و هوا تاريک بود.گفتم بيا بريم بيرون قدم بزنيم.دستش و گرفتم و بلندش کردم.مانتو شو تنش کرد بدون اينکه زير چيزي بپوشه؛بعضي وقتا خودمم از کاراش متعجب ميشدم و خندم ميگرفت.بزور شلوار جينوپاش کردم و باهم به کوچه رفتيم.با وجود بارون کوچه خلوت تر از هميشه بود و تک و توک رهگذران با عجله به خانه هاشان پناه مي بردند.نيم ساعتي در همون حوالي قدم زديم.و دست آخر پشت خانه لا بلاي درختان چنار انبوه يکي از مناطق شمال غرب تهران بروي تخته سنگي نشستيم.به فاصله چند متر آنطرف تر رديف چراغ هاي پايه بلند فضا را در هاله نور اندکي روشن کرده بود.مستي کم کم از سرمان مي پريد.همانطور که روبرويم نشسته بود دستانش را در دست گرفتم.گرم بود و خيس.قطرات باران کم کم شديد شده بودند موهايم خيس و نمناک بود.همانطور نشسته از روي شلوار با کيرم بازي ميکرد.و بدون ممانعت من زيپ شلوارمو پايين کشيد و کير نيمه خوابيده ام را در دست گرفت.از دور دست جز صداي پارس چند سگ و سوت هاي آشناي شبگرد محل صدايي بگوش نمي رسيد.پیراهنم به تنم چسبيده بود از لا بلاي موهايمان آب ميچکيد اما هنوز از اثرالکل غروب گرم و داغ بوديم.لب هاي خيسش رو روي لبم گذاشتم و آنها را محکم به درون دهانم فرو بردم.نفسهاش با هرم داغي در دهانم مي چرخيد مرا بيشتر تحريک ميکرد.بدون حرف جلوم به حالت نيمه خميده ايستاد.مانتو اش را بالا زد و دکمه ي شلوارش را باز کرد. از پشت برجستگي باسنش زير نور اندک چراغ مي درخشيد.با شيطنت باسنش رو جلوم حرکت ميداد و با اينکار طبق عادت هميشه از من ميخواست تا آنرا نوازش کنم.اما به شيوه مورد علاقه مان.با کف دست محکم بروي باسنش زدم و با ناله خفيفي به استقبالم آمد.قطره هاي آب بروي باسنش مي نشست و با ضربه هاي دست من به زمين ميچکيد.با دست باسن تپلش را کمي باز کردم.سوراخ چروکيده و تنگش را کمي موي ظريف و مشکي پوشانده بود.انگشتم را به آرامي به درون لغزاندم .با هر حرکت انگشت خودش را عقب و جلو ميکرد.همانطور از پشت کيرم را به پشتش رساندم و کمي لاي باسن خيس و نمناکش کشيدم و به روي سوراخ پشتش گذاشتم.با وجود چندين و چند بار سکس هنوز دختر بود و دلم نميخواست که از اعتمادش سواستفاده کنم.چون تمام بي پروايي اش در رابطه با من از اعتمادي بود که نسبت به من ديده بود.با وجود ترشحات کس و قطره هاي باران زمان زيادي لازم نبود و به آرامي کيرم به درون غلتيد . ناله اي از سر لدت سر داد و با هر حرکت من خودش را به عقب و جلو ميکشيد.کم کم صداي ناله هايش بالا ميرفت و براي انکه توجه شبگرد يا رهگذراني که امکان داشت ازان اطراف گذر کنند جلب نشود دستم را بروي دهانش گذاشتم.گرچه در ميان انبوه کاج ها و موقعيتي که ما قرار داشتيم از هر طرف محفوظ از ديد بوديم.اما دلم نمي خواست که کسي متوجه صداها بشود.دستانم را محکم بروي دهانش گذاشتم و از عقب مشغول بوديم.انگشتانم را ميمکيد و گاز ميگرفت.دست ديگرم را از زير بروي کسش گذاشتم و نقطه حساسش را چنگ زدم.پاهاي از هم گشوده اش را بروي دست من بست و با ناله هاي پياپي متوجه شدم که در حال ارضا شدنه...چند دقيقه اي نگذشت که لرزش شديدي کرد و بعد به همان حال دولا ماند.کيرم هنوز داخل کونش بود چند ثانيه اي صبر کردم تا آروم بشه و بعد به آرامي بيرون آوردم.همانطور دولا مانده بود و دستانش را بروي زانو زده بود.مانتو خيسش بروي کمر تا شده بود و تند تند نفس ميکشيد.دستم را از لاي پايش برداشتم؛دوباره همان مايع گرم دستم را پرکرده بود.شديد ارضا شده بود و هنوز کاملا به حالت عادي باز نگشته بود.همانجا بروي تخته سنگ نشستم.باسن سفيد و برجسته اش روبرويم بود.من هنوز جا داشتم و تازه آلتم سفت و محکم شده بود.از عقب کمي رانهايش را باز کردم.کمرش را پايين تر آورد ... باسنش بيشتر بازشد. سوراخ سرخ و کبودش به آرامي باز و بسته ميشد.انگشتم را برويش گذاشتم.داغ و مرطوب بود و انگشتم را به درون مي مکيد.دوباره تکرار کردم؛اينبار با زبان.خوشش آمد؛ابتدا قلقلک و سپس لذت بود که ميبرد.احتياج به فشار زيادي نبود؛با کمي هل زبانم را با باسن ميمکيد.به آرامي شروع به خنديدن کرد.با دست ضربه اي به باسنش زدم.باسنش را بروي زبانم جمع کرد.کم کم هردو ازاين بازي جديد لذت ميبرديم.با زبان مشغول کردنش بودم و او با هر ضربه دست من زبانم را با باسنش گاز ميگرفت.رفته رفته دوباره تحريک ميشد و به حرکات من با هيجان پاسخ ميگفت.چند دقيقه اي به همين منوال گذشت تا اينکه نفس هاش دوباره اوج ميگرفتند.در همان حال ناله کنان در حالي که باسن درشت و سفيدش را با دو دست از هر دوطرف باز کرده بود گفت: محکم تر....محکم تر بزن....بزن...بزن....بزنم....ضربه هاي دستم را محکم تر کردم...همانطور که دولا شده بود بروي زمين نشست.دستانش را بروي زمين که از شدت باران گل شده بود گذاشت و سرش را بروي دست قرار داد.و دوزانو در حاليکه باسنش را بالا گرفته بود قرار گرفت.با هر ضربه دستم لنبر هاي تپلش به شدت ميلرزيدند و قطره هاي آب به اطراف پرت ميشدند.گفتم:اگه ميخواي به همه جات بخوره کونت و حسابي وا کنبا دست دوطرف باسنش رو بيشتر گشود.حالا از زاويه اي که من ايستاده بودم .کس تنگ و خيس و خوش فرمش به کلي باز شده بود.سوراخ کونش نفس نفس زنان همچنان منتظر ضربه هاي من بود.با شدت گرفتن حرکات دوباره به لحظه ارگاسم نزديک ميشد.با اوج گرفتن شهوتش باسنش رو با فشار بيشتر باز ميکرد و سطح دست من به تمام باسنش برخورد ميکرد.به راحتي حرکات قطره هاي آب غليظ و گرمي که از درون کس از هم بازشدش به بيرون ميچکيد رو مي ديدم ... دوباره همان لرز دلپذير و نفس هاي کشيده و تخليه حس جنسي.براي بار دوم هم ارضا شد.اينبار بدون معطلي جلوم زانو زد...هردو گلي و خيس شده بوديم....کيرمو بدهان گرفت و شروع به مکيدن کردو به همان خوبي قبل مي خورد.به قطره هاي باران که بروي سطح داغ و متورم کيرم مينشست و حرکت لبهاي تنگ و خوش فرم او با آلتم بيشتر از هرچيز تحريکم ميکرد.براي اولين بار بود که در بيرون از خانه رابطه داشتم.و غالبا ازين کار خوشم نمياد اما آنشب خلوت و باراني خاطره ي خاصي برايم شد.کيرمو از دهنش در آوردم ...بلافاصله لبانش را غنچه کرد که دوباره بروي لبهايش بکوبم اما اينکار را نکردم.کيرم را دستش دادم و اورا در آغوش کشيدم.تقریبا بروي زمين دراز کشيده بودم و او بروي شکمم نشسته بود.همانطور که کيرمو سخت مي ماليد و با علاقه فشار ميداد سرش را بروي سينم فشار دادم.حرارت نفس هاش بروي گلوي خيسم ميخورد ولذتي دوچندان ميبخشيد.دقايقي به همان حال مانديم تا آبم درون دستانش ريخت.با شيطنت بروي زانو هايم نشست و دستش را بروي لبش ماليد.هردو کاملا تخلبه شده بوديم و پس از آن طوفان عظيم در آرامشي شگرف و غير قابل وصف فرو ميرفتيم.بي قيدي آغوش هايمان در آنهواي باراني و خيس و اندام هاي گل آلوده و رها از قيد و بند هاي اجتماع؛ لذت آزادي را در ما زنده کرده بود.پاسي از شب مي گذشت و آسمان سرخ و دلگير بود.شلوارم را بالا کشيدم.اثر مشروب بکلي پريده بود و ازآن جر مثانه اي پر و ملتهب چيزي نمانده بود.همانطور ايستاده کنار کاج بلندي ادارار کردم. سارا هم که حال و روزش بدتر از من بود نگاه شيطنت باري به من کرد و روبرويم ايستاد .مانتوي گل آلودش را بالا زد و روبروي من شروع به ادرار کردن کرد.در حاليکه که با تعجب نگاهش ميکردم جلوتر آمد و چرخ زنان با فشار ادامه ادرارش را به اطراف پاشيد و ناخود آگاه چند قطره اي هم بروي من ريخت اگرچه در آن وضع خيس و آشفته بودم اما سبکسري هاي پسرانه اش پيش از آنکه خشمگينم کند برايم تحريک کننده بود.و مهم تر آن بود که بيرون از حال و هواي روابط جنسي متانت و وقار غير قابل انکارش جذابيتش را چندين برابر ميکرد.همانطور خيره به مايعي که با فشار به زمين ميپاشيد و کف آلود در هواي خنک اطراف بخار اندکي به خود برجاي ميگذاشت نگاه ميکردم که با صداي پارس سگ دوباره به خود آمدم.او هم کارش تمام شده بود و مشغول بالا کشيدن شلوارش بود.آنشب با آرامشي وصف ناشدني به خانه برگشتيم.پيش از هرچيز هردو به حمام رفتيم و بعد با دو فنجان چاي داغ و سيگاري پشت چاي به آغوش خواب رفتیم.&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-4793170609859295138?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/4793170609859295138/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=4793170609859295138&amp;isPopup=true' title='38 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/4793170609859295138'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/4793170609859295138'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_2454.html' title='داستان سکسی'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>38</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-295252593159065005</id><published>2008-01-24T15:11:00.000+03:30</published><updated>2008-01-24T15:12:10.932+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با اعظم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سکس با اعظم&lt;br /&gt;این داستان رو دوست خوبم امیر فرستاده که ازش ممنونم&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اون روز هم مثل هر روز داشتم تو نت وقت كشي ميكردم كه يكنفر با ايدي دخترانه برام پيام داد و خواست كه خودمو معرفی کنم منم خودمومعرفي كردم اونم گفت كه اسمش اعظم جنوب زندگي ميكنه و22سالشه از من خواست كه بهش وب بدم منم وب رو روشن كردم بهش گفتم كه منم ميخوام ببينمت براي يه لحظه از پشت وب ديدمش توي يه كافي نت كار ميكرد هر روز باهاش چت ميكردم و بهم نزديكتر ميشد باز شماره تماس دادنم شروع شد حالا با هم ارتباط تلفني داشتيم يه چيزي حدود 6 ماه بهم هر روز زنگ ميزد اروم حرفها رو ميبردم سمت سكس و اونم يه جورهاي كرم ميريخت يه روز بهم گفت كه ميخوام بيام پيشت نميدونم توي داستانهاي قبليم بهتون گفتم كه من توي كرج تنهام و بصورت مجردي زندگي ميكنم يا نه گفتم راست ميگي گفت اره 5شنبه همين هفته بليط هواپيما گرفتم ميام پيشت ساعت 2 بعد از ظهر ميرسم بيام؟؟ منكه تو كونم عروسي شد گفتم اره بيا گفت به يه شرط گفتم چه شرطي گفت كه بايد براي روز بعدش منو هر جور كه شده راهي كني برگردم بايد شنبه صبح سر كارم باشم گفتم باشه تا 5شنبه هر جور كه بود سر كردم 5 شنبه ساعت 1:30دقيقه رفتم تو فرودگاه منتظر خانوم شدم ببينم كي مياد اي لعنت به اين پروازهاي ايران كه ساعت 2 شد ساعت6غروب كه ديدم اعظم خانوم رسيدن يه دختر جنوبي سبزه با يه قد متوسط و يه هيكل مانكني كه كيرم همونجا راست كرد اخه بدبخت ميدونست كه كارش در اومده و امشب اضافه كاري داره از همين الان داشت نرمش ميكرد اومد جلو باهاش دست دادم اومد يم بيرون فرودگاه سوار ماشين شديم كه تو را شروع كرد به حرف زدن و از تاخير هواپيما گفت و بهش داشتم نگاه ميكردم گفت خودتو خيس نكني و شروع كرد خنديدن خيلي بهم بر خورد توي دلم گفتم جور بكنمت كه نتوني بنشيني بچه كوني داري منو مسخره ميكني رسيديم خونه رفتيم توي خونه امان از اين خونه هاي اپارتماني همسايه هاي فضول با كارگاه بازي رفتيم بالا كفشهاشو بردم داخل رسيديم تو يه لب ازش گرفتم ديدم نه بابا حال طرف از من خيلي بدتره دستمو بردم سمت پستوناش پستوناي اناري خوشگلي داشت جاتون خالي يكم فشارش داد گفتم لباساتو در بيار بشين يه چيزي بخوريم بعد گفت خوب داريم ميخوريم گفتم چي گفت لب ديگه ديدم نه بابا آتش طرف خيلي سوزانه از من بيشتر تو كفه گفتم بزار يه حال بكنم بعد ميشينيم بردمش تو اتاق خواب درازش كردم روي تخت لباسهاشو در اوردم يه سوتين و شورت دخترانه ست مشكي پوشيده بود كه هر دوتاشو در اوردم خورد تو ذوقم كوسش پر از مو بود من هم كوس مودار دوست ندارم ديدم بد جور هم خودشو خيس كرده بهش گفتم بابا تو كه از من خيس تري ميگفتي تو راه شلوارتو عوض كنم كه با دست سيلي ارومي بهم زد و گفت بد جنس شروع كردم به خوردن پستوناش الحق بدن رديفي داشت از لب گرفتن خيلي خوشش ميومد بعد كه حشريش كردم كيرمو بهش داد تا برام ساك بزنه بعد چند بار عقب جلو كردنم توي دهنش كيرمو بيرون كشيدمو بهش گفتم جلوت بازه گفت نه گفتم برگرد مثل يه بچه خوب حرف گوش كن كونشو هوا كرد يه دستي به كونش كشيدمو سر كيرمو خيس كردم آروم كيمو به سوراخ كونش فشار ميدادم لا مذهب بدجور تنگ بود و اين كير18 سانتي ما هم براي اون سوراخ تنگ بزرگ با فشار كله كيرمو داخل كردم ولي اصلا اين خيالش نبود گفتم درد داري گفت كارتو بكن كيرم ديگه تا نصفه رفته بود اروم شروع كردم به تكون دادن كمرم ديگه كيرم داشت براي خودش جا باز ميكرد و تا ته رفته بود تو در همون حالت دراز كشيد منم خوابيدم روش واي كه چه حالي ميداد كيرم توي كونش بود يه دستم به پستوناش لبم روي گردنش و يك دستم هم روي پشمهاي كوسش چه حالي مداد تكونهامو بيشتر كرده بودم و صداي ناله هاي اونم بيشتر شده بود حركاتمو سريعتر كردم و بهش گفتم دارم ميام چكار كنم گفت بريزتو كونم منم ابمو ريختم توي كون تنگش بلند شديم با هم رفتيم حموم توي حموم هر چي بهش اسرار كردم بابا بزرا برات اين پشمهاتو بزنم قبول نكرد كه نكرد نميدونم چرا با هم رفتيم بيرون شب برگشتيم خونه غذا رو بيرون خورده بوديم ساعت نزديكهاي 12 شب بود رفتيم تو تخت خوابم ولخت شد اومد تو بغلم گفت نميخواي لخت بشي گفتم چرا اما دوستدارم كه تو لختم بكني بلند شد لباسهامو در اورد كيرمو گرفت توي دستش گفت ببين اين هنوز هيچي نشده بيداره گفتم اون بنده خدا هميشه بيداره لباشو گذاشت روي كيرمو شروع كرد به بوسيدن ناز كردن كيرم بعد از يكم حال كردن بازهم كونشو هوا كردم ياد صبح افتادم كه مسخره ام كرده بود سر كيرمو كه رد كردم كمرشو گرفت و يكدفعه تمام كيرمو كردم توش يه دادي كشيد خودشو به جلو پرت كرد منم كه ميدونستم اين كار رو ميكنه كمرشو محكم گرفته بودم (بد جنسيه ديگه)و نزاشتم كيرم در بياد بهم گفت بيشعور چرا اينكارو كردي بهش گفتم بي حساب شديم اروم باز هم شروع كردم تكون دادن معلوم بود بد جوري دردش گرفته كيرم كه دوباره جا باز كره بود داشت براي خودش حال ميكرد گفت امير يه چيزي بگم گفتم چيه گفت ابتو بريز رو پستونام دوستدارم گفتم باشه بعد چندبار تلمبه زدن ابمو ريختم روي پستوناش اونم ابمو ميمالي به بدنش واي چه حالي ميداد تا صبح چندبار ديگه هم كردمش اما موهاي كوسش نوك كيرمو سنباده زده بود لامذهب تا چند روز شورتمم به نوكش ميخورد دادمو بلند ميكرد اعظم هر كجا كه هستي خوش باشي&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-295252593159065005?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/295252593159065005/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=295252593159065005&amp;isPopup=true' title='14 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/295252593159065005'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/295252593159065005'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_9456.html' title='داستان سکس با اعظم'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>14</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-337544249599721322</id><published>2008-01-24T15:10:00.000+03:30</published><updated>2008-01-24T15:11:15.266+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با مرجان 3</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;مرجان 3&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قبل از اینکه آیفون رو جواب بدم و در رو باز کنم ،یه بار دیگه همه چیز و چک کردم که درست باشه.آیفون رو برداشتم :یله....کیه.....منم مرجان.بیا تو مهربون من!!!!در رو زدم ومهتاب اومد تو.منم رفتم استقبالش،واقعا زیبا بود زیبا تر هم شده بود ،با یه دست گل زیبا اومد تو تا از در اومد من هم بغلش کردم و یه بوس از روی لبهای خوشگلش برداشتم.گفتم چطوری خوشگل خانوم ؟چقدر ماه شدی .گفت ممنون خوبم هنوز نیومدم تو خونه داری منو می دری صبر کن بابا ،همه ی لبام مال خودته نترس. گفتم حالا کجاشو دیدی می خوام یه بلا یی سرت بیارم که تا عمر داری یادت نره.خندید و اومد توی خونه .بیچاره به خیال خودش فکر میکرد من این حرفو به شوخی زدم،اما شوخی تو کار نبود.گفتم اول ناهار بعد مشروب بعد بغل من یا اول مشروب بعد ناها ر بعد بغل من یا اول بغل من بعد مشروب ناهار هم که هیچی .خندید و گفت اول بغل تو دوم ناهار سوم هم بغل تو.دوتایی زدیم زیر خنده.مرجان روبروی من نشسته بود ،مانتو و روسریشو کنده بود و موهای بلندشو ریخته بود دورش .واقعااززیبایی چیزی کم نداشت .ابروهای کمون ،بینی کوچیک،لبهای خوشگلش ،چشمای درشت.یه تاپ پوشیده بود که یقه بازی داشت و می شد بلور بدنشو یکم دید.شلوار جینی که پوشیده بود کون قلمبشو به رخ آدم می کشید و باعث می شد حشریت آدم بزنه بالا.واقعا بدنش تناسب خوبی داشت.دیگه کیرم زده بود زیر گلوم،ولی خوب خودمو نگه داشتم.دو تایی ناهارو آماده کردیم و با هم خوردیم،بعد از ناهار هم یه چند تایی پیک تیز رفتیم بالا تاکله هامون داغ بشه،البته کله مرجان از داغی داشت می سوخت ،دختره بیچاره مست بود .خودش می گفت که تو طبقه هشتم خونه ماست ولی نمی دونم خونه ما که دو طبقه بیشتر نداشت!!!!!!.چشماش داشت می رفت .قبل از اینکه مشروب رو بزنیم من اسپره رو کیرم خالی کردم .عقده زده بود بالا.چشمای خمارش دل هر آأمی رو می برد.دیگه ولو شده بود رو من باید کارو شروع می کردم.رفتم و یواشکی دوربین فیلمبرداری رو روشن کردم چون از قبل تمرین زیاد کرده بودم می دونستم چه حالتهایی باید بکنم .اومدم طرف مرجان ،لبم رو گذاشتم روی لبهاش و شروع کردم به خوردن بخاطر الکل طعم لبش خوشمزه تر شده بود .همونطور که لبهای همدیگه رو می خوردیم دستم روی سینه هاش بود و از روی تاپ می مالیدمشون.کم کم آخ و اوخش بلند شده بود(دورببین هم که داشت فیلم میگرفت)تاپشو از تنش بیرون کشیدم و وای که چه بدنی داشت سفید مثل برف.سوتینشو باز کردم و سینه هاش و ریختم توی دهنم شروع کردم به خوردن ،سینه هاش زیاد بزرگ نبود ولی خوب خیلی فیگوریشن خوبی داشت ،دیگه کاره مرجان از آخ گفتن گذشته بود ،اومدم پایین تر از روی شلوارش یکمی کس خوشگلشو بو کردم ولی خوب هیچ بویی نمی یومد چون شلوار لی پوشیده بود منم بخاطر همین مجبور شدم شلوارشو در بیارم،از روی شورت کس خوشگلش رو بو میکردم ولی خوب هنوز هم بوش هم کم بود منم شورتشو با دندونام کشیدم پایین.داشتم یه فیلم سوپر مشتی می ساختم. پاهاشو باز کردم و سرمو کردم وسط پاش و حسابی شروع کردم به لیسیدن،من می خوردم و مرجان همینطور آه می کشید و ناله می کرد با دستاش سرمو به کسش فشار میداد یه چند دقیقه یه لرزشی کرد و با یه آه بلند آبش اومد.ارضاء شده بود.همونطوری که روی کاناپه خوابیده بود رفتم بالای سرش و کیرمو مالوندم به لبهاش.با صدایی که از ته چاه می یومد گفت ایییههههههه علی نکن بدم می یاد..گفتم یه کم فقط .کافی بود که فقط دهنشو باز کنه ،برای اینکه من ناراحت نشم حاضر شد یکمی بخوره ولی فقط یکمی .تا دهنشو باز کرد کیرمو کردم توی دهنش .اون هم شروع کرد به خوردن .خوب ساک می زد ولی بعضی وقتها دندونشو می کشید به کیرم .یکمی که خورد گفت درش بیار من هم که کیرم یکمی راست شده بود تا ته فشار دادم تو دهنش یه اوق زد.ولی خوب .همونطور تو دهنش تلمبه می زدم هرچی دست و پا می زد گوش نمی دادم .اینقدر زدم تا دیگه کبود شده بود و داشت خفه می شد .کیرمو که کشیدم بیرون زد زیر گریه.گفت چیکار می کنی گفتم یه کمی .خفه شدم .منم یه اخم کردمو گفتم اوه.حالا اینگار چی شده،گفت چی شده گلوم پاره شد. با این کیر گنده ت یکمی نازش کردم و گفتم عزیزم جو گیر شده بودم ببخشید.یکمی که حاش جا اومد .نوبت کونش بود چون دهنشو که گاییده بودم حالا باید کونشو می دریدم.گفتم برگرد مرجان.گفت می خوای چیکار گفتم هیچی می خوام بخوابم روت.گفت از عقب نه ها.گفتم کی گفت از عقب حرف می زاری تو دهن من .خلاصه برش گردوندم.همین که کونش رو دیدم به خودم افتخار کردم واقعا کون می زونی داشت ،انگار حسابی تراش داده بودنش،نه نمی شد از خیرش گذشت یکمی خوابیدم روش ولا پایی زدم.یه تف انداختم سر کیرم با دستام سفت کمرشو نگه داشته بودم که نمی تونست تکون بخوره کیرمو گذاشتم دمه سوراخش،مرجان تا اومد به خودش بیاد تا ته کردم تو کونش ،یه جیغ وحشتناک کشید و زد زیر گریه.بریده بریده گفت درش بیار. آی پاره شدم .وحشی. من هم لذت می بردم ،شروع کردم به تلمبه زدن همونطور با فشار تلمبه می زدم و مرجان نعره می زد و التماس می کرد،بعد از سه چهار دقیقه نعره هاش کمتر شده بود ولی هنوز هم التماس می کرد.اینقدر سوراخش تنگ بود که کیرم داشت خفه می شد.حسابی تلمبه می زدم دیگه داشت آبم می یومد ،مرجان حالا دیگه یکمی از حال رفته بود .دلم می خواست کیرمو در بیارم ولی نمی شد نزدیک بود ارضا بشم ،آبم داشت می یومد من هم نامردی رو در حقش تموم کردم و آبمو ریختم تو کونش .بی حال شده بودم،کیرمو که کشیدم بیرون دیدم بیچاره ،سوارخش خیلی از هم باز شده ،یکمی دلم براش سوخت.خوابیدم روش و شروع کردم به ناز کردنش.باهام قهر کرده بود ،محل بهم نمی ذاشت.داشتم فکر می کردم عجب فیلمی شده بود.خلا صه از دلش در اوردم .همونطور که بی حا ل بود رفتم دوربین و خاموش کردم و اومدم نشستم کنارش.مرجان لباسهاشو پوشیده بود.می خواست بره.من هم لباس هامو پوشیدم تا برسونمش ،خلاصه اونروز تموم شد اومدم خونه فیلمو دیدم ،عجب فیلمی شده بود گوشیرو برداشتم و یه زنگ به محمد زدم . الو سلام سلا چیکار کردی ؟ محمد همون شده که می خواستی کی بیارم برای رایت امشب آخر وقت راستی پول یادت نره ،یه میلیون تومن رو میگم نه حتما خداحافظ یه هفته بعد تو خیابون انقلاب آقاا سی دی سوپر نمی خوای؟ایرانی نه عزیزم من خودم بازیش کردم پایان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-337544249599721322?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/337544249599721322/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=337544249599721322&amp;isPopup=true' title='66 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/337544249599721322'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/337544249599721322'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/3.html' title='داستان سکس با مرجان 3'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>66</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-6745757642574435495</id><published>2008-01-24T15:09:00.002+03:30</published><updated>2008-01-24T15:10:25.965+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با مرجان 2</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;مرجان 2&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برعکس هر روز که برام خیلی زود می گذشت اونروز انگار تمومی نداشت،هرچی می رفتم و می یومدم به ساعت 11 شب نمی رسیدم،برام مثل یک سال گذشت،خودم هم نمی دونستم چرا دوست دارم اون دخترو ببینم و باهاش حرف بزنم.هر طوری بود ساعت 10 شب شد.گفتم یکمی زودتر برم بهتر شاید دیر و زود بشه.رفتم تو جیگری و یه چیزی خوردم شام و که خوردم ساعت دیگه نزدیک ده و نیم شده بود .از جیگری اومدم بیرون و رفتم سمت همون سوپر مارکت دیشبی تا یه پاکت سیگار بگیرم.نخ اول رو چاقیدم .هوا سرد بود و سیگار می چسبید.یکمی دلهره داشتم آخه می خواستم بهش پیشنهاد دوستی بدم.با حرفهایی که دیشب زده بود احتمال 90 درصد قبول نمی کرد ولی خوب من دل زده بودم به دریا.سنگ مفت ،گنجشک هم مفت.رفتم سوار ماشینم شدم،سیگار رو یکی بعد از دیگری دود می کردم.ولی کسی که منتظرش بودم انگار قصد اومدن نداشت،انگار فقط دیشب اومده بود یه کرم بندازه تو جون منو بره،ساعت و نگاه کردم از یازده و نیم هم گذشته بود،هیچ خبری از دختر نبود،نمی دونم چرانمی خواستم برم.دیگه ناامید شده بودم به خودم گفتم تابلو بود از این شانسها نداری.ساعت و یکبار دیگه نگاه کردم،از 12هم گذشته بود،ماشینو روشن کردم که دست از پا دراز تر برم،یه دفعه ،نه باورم نمی شد،آره خودش بود ،کنار خیابون وایساده بود و منتظر تاکسی بود.سریع دور زدم و جلو پاش زدم رو ترمز.گفتم خانوم پاکدشت می تشریف می برین،با تعجب سرشو اورد پایین و از بین شیشه شاگرد که یکمی پایین بود،نگام کرد،با یکمی مکث شناختم.گفت شما همون آقای دیشبی هستین نه؟گفتم آره.گفت چه تصادفی.گفتم نه تصادف نیست الان یک ساعت و نیمه که منتظر شما هستم،با تعجب زیاد که همراه با تردید بود پرسید منتظر من ؟!!!چرا؟!!!!گفتم راستش دیشب حرفا تون بدجوری سوزوندم.البته دلیلش این نیست دلم می خواست بیشتر با هم صحبت کنیم،خواهش می کنم سوار شین اینطوری خوب نیست.تو راه که می رسونمتون براتون توضیح میدم،با همون تردید درب عقب و باز کرد و نشست تو ماشین.یکمی گذشت ،پرسید خوب منتظرم حرفهاتون رو بشنوم. اصولا من آدم رکی هستم گفتم :راستش از دستم ناراحت نشین و بگین چه آدمی بود جنبه نداشت،اصلا بحث این حرفها نیست،می خواستم بهتون پیشنهاد دوستی بدم،تو آینه دیدم چشماش گرد شد،تا اومد یه چیزی بگه گفتم راستش من نه عاشقتونم نه الان براتون می میرم از اون آدمهایی نیستم که بخوام کارمو با دروغ پیش ببرم ولی دوست دارم بیشتر با هم آشنا بشیم.راستش من از شما خوشم اومده.خیلی سریع پیشنهادمو مطرح کرده بودم بیچاره مونده بود چی بگه،بعد از یه سکوت طولانی گفت:ماشاءاله دست هرچی پر رو تو از پشت بستی.گفتم لطفت دارین.گفت می تونم اسمتون رو بپرسم ،گفتم علیرضا.گفت:ببین آقا علیرضا راستش من تو شرایطی نیستم که بتونم با کسی رابطه داشته باشم،من اداره یه خانواده رو دوشمه،همیشه ترسیدم نکنه یه ارتباط منو از مسئولیتی که دارم دور کنه،حرفشو قطع کردم و گفتم:قرار نیست همه ی وقتتون مال من باشه،من نمی خوام مانع باشم می خوام براتون یه دوست باشم که بتونید روش حساب کنید.خواهش می کنم الان جواب ندین .فکر هاتون رو بکنید بعدا جواب بدین،تا اون موقع فرصت نمی شد اسمشو بپرسم.گفتم ببخشید می تونم اسمتون رو بپرسم ؟گفت آره می تونی بپرسی.با خنده گفتم خوب پرسیم دیگه؟با صدای ناز ودلنشینش گفت:مرجان. گفتم اسمتون هم مثل خودتون زیباست معمولا تو این وضعیت باید به خانمها همین رو گفت.البته خدایی مرجان هم خودش زیبا بود هم اسمش واسه همین مجبور نبودم خالی ببندم.با یکمی خجالت که بخاطر حیاش بود خلی آروم گفت ممنونم.دیگه رسیده بودیم.شمارمو نوشتمو دادم دستش.گفتم مرجان خانم با اینکه برام سخته ولی اگه نظرت منفی بود زنگ نزن.با سر تایید کرد و پیاده شد.ساعت نزدیک 2 شب بود که رسیدم خونه.حس خوبی داشتم که بخاطر یه موفقیت نسبی بود.خیلی خسته بودم نفهمیدم چطوری خوابم برد.صبح طبق معمول با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم وبعد از خوردن صبحانه مثل همیشه بدون هیچ بدرقه کننده ای از خونه امدم بیرون تا برم دنبال یه لقمه نون.تا چهار پنج روزی خبری نبود .دو روز اول گفتم این دوروز واسه ناز کردنه روز سوم زنگ می زنه،روز سوم هم زنگ نزد ،وقتی روز چهارم هم گذشت گفتم شاید جوابش نه بوده.واسه همین زنگ نزده.بعضی وقتها آدم عاشق کسی نیست ولی از طرز تفکر طرف خوشش می یاد و دوست داره باهاش دوست باشه .من هم همون حالت رو داشتم فقط دوست داشتم با مرجان دوست بشم .فقط دوستی.دوست داشتم اسم دوست دختر رو روی مرجان بزارم نه عشق چون عشقی وجود نداشت. روز پنجم موبایلم زنگ خورد شماره غریبه بود. بفرمایید سلام آقا علیرضا خودم هستم (شناختم مرجان بود آخه مدتی پروژه نداشتم تنها دختری که شماره داده بودم مرجان بود)مرجان خان خودتونید آره خوب شناختی خوب دیگه.حالتون چطوره تموم شد مرجان دوست دخترم شده بود بهش قول دادم که براش مانع نباشم ،قول داده بودم تا یه دوستی ساده داشته باشیم آره مرجان دوستم شده بود گرگ وجود من که زیر چهره آدم نما من مخفی شده بود حالا دیگه می تونست هر بلا یی رو که می خواد سره اون دختره معصوم بیاره.کثافتی که یه عمردرون من مخفی شده بود فرصت پیدا کرده بود که هر غلطی می خواد با اون دختر معصوم بکنه.حدودا یه چهار پنج ماهی گذشته بود،برای خام کردن اون ختر ساده زمان خیلی زیادی بود تونسته بودم حسابی اعتمادشو جلب کنم .حالا دیگه مثل موم تو دستم بود ،با هر سازی که می زدم می رقصید،وقت اون رسیده بود که اون دختر معصوم رو بی عصمت کنم . روز جمعه بود مرجان تعطیل بود من هم حال مسافر کشی رو نداشتم .تلفن رو برداشتم ، شمارشو گرفتم خود مرجان گوشی رو برداشت. سلام چطوری؟ مرجان:خوبم تو چطوری علی جون(دختره ساده)خوبی فدات شم ،دلم برات تنگ شده بود من که دیشب باهات حرف زدم خوب دیگه دلم تنگ شده بود ................... خلاصه این شد که مرجان رو دعوت کردم واسه نهار بیاد خونم.اون هم بدون هیچ مخالفتی قبول کرد. همه چیز و ردیف کردم.همه چیز سره جای خودش بود .دوربین و تو جای مناسبی مخفی کرده بودم،نهار هم که آماده بود منتظر بودم شکارم وارد شکارگاه بشه. ساعت 12 ظهر بود که صدای زنگ اومد&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-6745757642574435495?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/6745757642574435495/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=6745757642574435495&amp;isPopup=true' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/6745757642574435495'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/6745757642574435495'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/2.html' title='داستان سکس با مرجان 2'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-193844597775225722</id><published>2008-01-24T15:09:00.001+03:30</published><updated>2008-01-24T15:09:45.078+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با مرجان 1</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;مرجان 1&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صبح بود مثل همیشه 9ساعت از خواب بیدارشدم.یه روز دیگه برام شروع شد.یه پیکان دارم که باهاش مسافر کشی می کنم،بد نیست ولی خوب خوب هم نیست،بعد خوردن یه چایی لباسهامو پوشیدم و رفتم طرف در مثل همیشه کسی نبود بدرقه کنم و برام روز خوبی رو آرزو کنه .خودم به خودم گفتم علیرضا روز خوبی داشته باشی.یه خنده تلخ کردم واز خونه رفتم بیرون .صدای استارت ماشینم تو اون صبح سرد زمستون سکوت کوچه شلوغ ما رو شکست.هوا ابری بود واسه همین هنوز یکمی تاریک بود،کارم شروع شد.آقا آزادی ؟بیا بالا...... ساعت نزدیکه11 شبه و من هنوز دارم سگ دو می زنم ،که محتاج کسی نباشم.خیلی خسته بودم ،گفتم برم طرف خونه برای اون روز خر حمالی بس بود. 14 ساعت نشستن پشت ماشین اون هم تو این تهران لعنتی پدر آدم رو در می یاره .یکی از شبهای سرد زمستون هوا خیلی سرد بود بارون هم نم نم داشت شروع می شد.شیشه های ماشین بخار کرده بود یکمی شیشه رو دادم پایین که هم شیشه ها بخارش بره هم یه سیگار بچاقم.بسته سیگارمو از جلو داشبورد برداشتم،یه نخ برداشتم و روشن کردم آخریش بود.همیشه رانندگی توی شب زیر بارون تو تهران رو دوست داشتم،سیگارم به آخرش رسیده بود ،بخار شیشه ها هم رفته بود،گفتم قبل از اینکه برم خونه بهتره برم یه چیزی بخورم و یه پاکت هم سیگار بگیرم.مثل اکثر مواقع دلم هوس جیگر کرد،خونه من به محله کشتارگاه نزدیکه رفتم یه جیگرکی و دلی از عزا دراوردم.چون هوا امروز بارونی بود کاسبی بد نبود می شد یکمی بیشتر ولخرجی کرد. بعد از خوردن غذا اومدم بیرون و از یه سوپر یه پاکت سیگار گرفتم.همونجا پاکت رو باز کردم و یه نخ چاقیدم.اونطرف خیابون یه دختر توجه منو به خودش جلب کرده بود،یه ربعی بود اونجا بود انگار منتظر کسی بود شاید هم منتظر تاکسی بود .تو جیگری که بودم از پشت شیشه تحت نظرش داشتم.یه لحظه شیطون رفت تو جلدم گفت یه تیری بندازم ،مدت زیادی بود سکس نداشتم واسه همین یکمی احساس نیاز می کردم.ماشین و روشن کردم و رفتم دور زدم ،جلو پای دختره زدم رو ترمز،آقا دربست ؟کجا ؟پاکدشت.یکمی فکرم مشغول شد اگه تیرم به سنگ میخورد باید تا پاکدشت می رفتم حدودا یه یک ساعت و نیم طول می کشید من هم خسته بودم ولی از اونطرف هم ..... همه اینها تو یکی دو ثانیه از فکرم گذشت.دل زدم به دریا و گفتم بیا بالا.گفت کرایه چقدر؟گفتم سه تومن .گفت نمیشه کمتر.گفتم نه خانوم کرایش اینه .دختره در عقب ماشینو باز کرد و نشست.راه افتادم.دو سه دقیقه تو سکوت گذشت.ببخشید آقا می شه شیشه رو بدین بالا؟چه صدای دلنشین و معصومانه ای داشت.گفتم البته چرا نمیشه.منتظر بودم سره صحبت رو باز کنم و این خوب بهانه ای بود،سردتون هست می خواین بخاری رو بیشتر کنم.با همون دای نازک و دلنشین گفت:ممنون میشم.منم بخاری رو بیشتر کردم .گفتم ببخشید فکر کنم خیلی زیر بارون بودین،مواظب خودتون باشید سرما نخورین،تو این دوره زمونه باید واسه یه سرما خوردگی ساده حداقل 30 یا 4 هزار تومن پول خرج کرد،حالا اون به درک آدم از کار و زندگی می افته.گفت خیلی ممنون درست میگین،درست تو آینه نمی دیدمش آخه اون گوشه پشت صندلی راننده کز کرده بود،گفتم ببخشید شما چطوری و با چه اعتمادی سوار ماشین شخصی شدین نمی ترسین؟ یکمی خودش رو کشید سمت اینور ،حالا تو آینه صورتش رو میدیم ،چقدر چشمای گیرایی داشت ،بینی کوچیک و خوشگل ابروهای کمونی لبهای ناز و خواستنی ،خلاصه از زیبایی ظاهر چیزی کم نداشت،واقا مجذوب شده بودم گفت : موقعی که گفتم کمتر بگیر گفتی نه کرایش سه تومنه فهمیدم شغلته و قصدی نداری.راستش اگه تخفیف می دادی سوار نمی شدم این روش منه.خودمو جمع و جور کردم ،تیرم به سنگ خورده بود،گفتم : چه روش جالبی داری پس علاوه بر زیبایی واقعا باهوش هم هستین.یه لبخند زدو گفت :ممنون.لازمه.اگه تو این جماعت گرگهای آدم نما آدم زرنگ نباشه حتما تیکه تیکه میشه هر ناکسی یه تیکه ازوجود آدمو با خودش می بره.با سر حرفشو تایید کردم.از خودم خجالت کشیدم آخه من هم قصدم این بود که امشب بساط سکس و علم کنم یه حالی ببرم.منم یه گرگ آدم نما بودم،منم چشمم دنبال این بود که یه دختر رو بکنم.به خودم گفتم خاک تو سره بی غیرتت،خجالت بکش. دیگه چیزی نگفتم عذاب وجدان داشتم.یه چیزی داشت گلوم رو فشار میداد گفتم بهش بگم من هم قصدم چیز دیگه بود ولی .دوباره گفتم ولش می رسونمش بره پی کارش بی خیال .بعد از یه مدت کوتاه دختره که انگار دوست داشت با یکی حرف بزنه گفت: ساکت شدی؟نمی تونستم بی خیال شم بدجوری خورد شده بودم،گفتم راستش خانوم ببخشید ،خیلی ببخشید من هم یه گرگ آدم نما هستم .وقتی کنار خیابون بودی من اونطرف تو جیگرکی داشتم غذا می خوردم که توجهم به شما جلب شد،گفتم یه دختره جون این وقته شب زیر بارون تو خیابون چیکار میکنه مگه اینکه........ .دیگه چیزی نگفتم ،دختره گفت :مگه اینکه چی؟دختره بد کاره باشه یا فراری آره نه همین رو می خواستی بگی نه .از شرمندگی داشتم می مردم ،گفتم: ببخشید.گفت تقصیر تو نیست ،تو این جامعه لعنتی یه عده هم هستن که این موقع برای تن فروشی تو خیابون ولون که تعدادشون هم زیاده.همونا باعث شدن یکی مثل من احساس امنیت نکنه وامنیتش رو از دست بده،همونا باعث شدن که به همه ما به دید بد نگاه کنن،دختره حس کرده بود که من خجالت کشیدم و از فکری که کردم شرمنده هستم گفت :حداقل تو اینقدر مردی که دیدی من اینکاره نیستم از من معذرت خواستی و پیش وجدانت شرمنده شدی.یکمی از عذابم کمتر شد،گفتم پس منو بخشیدین.گفت :گفتم که تو تقصیری نداری مشکل از یه جایه دیگه هست.به صحبت هامون ادامه دادیم،فهمیدم که تو بیمارستان کار میکنه، یه مادر پیر داره که ازش پرستاری می کنه و یه برادر کوچیک .نون آور خونه بود.آره یه دختر خرج یه زندگی رو می داد و بار سنگین یه زندگی رو به دوش می کشیدنم یکمی با هم مهربون تر شده بودیم وراحت تر صحبت می کردیم.من از خودم گفتم اون از خودش.دیگه رسیده بودیم.رسیدم سره کوچه .گفت :مرسی من همین جا پیاده می شم .از ماشین پیاده شد و گفت:ای کاش همه مثل تو حداقل یکمی وجدان داشتن.کرایه رو داد ،من هم نصفش رو برگردوندم و گفت اینم تخفیف .موقعی بهت تخفیف دادم که پیاده می شی.خندید و رفت. رسیده بودم خونه.دختره بد جوری تو فکرم بود همه مغزم رو اشغال کرده بود .نمی تونستم بخوابم،حرفاش بد جوری منو بهم ریخته بود ؛من که یه جوان تنها بودم بعضی موقع ها کم می آوردم اون چطوری با زندگی کنار اومده بود خرج دونفر دیگه رو می داد مونده بودم.تو فکرم گفتم خیلی مردی دختر .نفهمیدم کی و چطوری خوابم برد.با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم.سریع از خونه رفتم بیرون .آره دلم می خواست ساعت 11 شب بشه من جلو جیگری باشم و اون دختر رو ببینم&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-193844597775225722?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/193844597775225722/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=193844597775225722&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/193844597775225722'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/193844597775225722'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/1.html' title='داستان سکس با مرجان 1'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>6</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-1225650344176714346</id><published>2008-01-24T15:08:00.001+03:30</published><updated>2008-01-24T15:08:58.862+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با دختر دایی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دختر دایی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آرزو يه دختر 18 ساله است با قد 160 تپل سبزه كه مادرش به رحمت خدا رفته و پدري عياش داره وزياد خونه ما مياد يادم تازه موتور هيوسانگ خريده بودم آخه من عاشق موتور سواريم چندباري ترك موتورم سوارش كرده بودم وهربار كه ترمز جلورو ميگرفتم پستونهاي گندش به پشتم كه ميچسبيد واقعا حالي به حاليم ميكرد خيلي تو نخش بودم يكبار كه تو حياط نشسته بود بيحال شده بود (فشارش افتاده بود)كه زير بغلش و گرفته بودم وداشتم ميبردمش داخل اتاق كه با جراتي كه به خودم دادم پستوناشو قشنگ گرفتم توي دستهام از همون لحظه به خودم قول دادم كه هر جوري شده ترتيبشو بدم .يكروز كه باماشينم اومدم خونه تا موتور رو بردارم و با دوستهام بريم شكار وقتي موتور رو از خونه بيرون آوردم آرزو اومد پيشم سلام كرد و پرسيد كه كجا ميري گفتم دارم ميرم بيرون گفت منم با خودت ميبر ي بيرون گفتم كار دارم ديدم خيلي غمگينه گفتم چيه جواب داد كه حالم گرفته است يه لحظه به خودم گفتم خاك برسر شكار همينجاست ميخواي بري دربه در كجا بشي كه يه كبك بزني زنگ زدم به دوستام گفتم كه نميتونم بيام رفتم تو و به مادرم گفتم كه ميخوام با آرزو بريم بيرون مثل اينكه حالش زياد خوب نيست مادرم كلي ذوق كرد كه ميخوام برادر زاده اش رو ببرم بيرون تا هوا بخوره كلي برام دعا كردموتور رو روشن كردم و سوار پشتم كردمش زدم به يكي از جاده خاكيهاي كه اطراف شهرمون و به يه جاي باصفا ميرسه و خيلي خلوته تو راه بهش گفتم ميخواي تو رانندگي كني گفت من بلد نيستم گفتم خوب يادت ميدم اومد جلو نشست منم خم شدم و دسته فرمان موتور رو گرفتم واي كيرم نشسته بود روي كون خوشگلش كيرم شق شق بود قسم ميخورم همون لحظه اول كيرمو حس كرد اروم راه افتاد يكي دوبار نزديك بود كه بزنتمون زمين حتي يكبار هم منصرف شد كه من خودم بشينم كه با تشويق من ادامه داد ديگه يكم وارد شد بود با سرعت كمي داشت ميرفت دستمو دور كمرش گرفته بودمو خودمو بهش چسبونده بودم واي كه كيرم داشت ميتركيد دستمو يكم بالا تر بردم قشنگ زير پستوناش بود كه يكم فشار دستمو زياد كردم واي كه چه حالي ميداد رسيديم به يه سر پايني تيز خطر ناك بهش گفتم ترمز كن كه خودم بشينم كه بيشعور ترمز جلو رو گرفت و موتور روي خاكها سر خورد جفتمون خورديم زمين با بدبختي موتور رو از رو پاش بلند كردم داشت گريه ميكرد من بهش خنديدم گفتم بلند شو عيبي نداره تا زمين نخوري كه موتورسوار نميشی بلندش كردم بقيه راه رو خودم نشستم رسيديم زير يكسري درخت در يك جاي دنج و پرت كه سالي يك نفر هم از اونجا رد نميشد زير انداز رو پهن كردم و اتش رو بر پا كردم ديدم داره لنگ ميزنه گفتم چيه گفت درد ميكنه مفتم بيا بشين ببينم چش شده اومد نشت پاچه شلوارشو بالا زدم واي عجب ساق پاي زيباي داشت تازه موهاشو زده بود ديدم كه زانوش پوستش رفته ساق پاش كف دستم بود داشتم به زانوش نگاه ميكردم كيرم باز بيجنبه بازي در اورده بود و شق كرده بود اروم داشتم با ساق پاش بازي ميكردم نميدونم چي شد كه صورتمو بردم جلو يك بوس كوچولو به لپش زدم ديدم چيزي نمگه اروم اروم بوس گرفتنم تبديل شد به لب گرفتن از آرزو. ديدم داره همكاري ميكنه و لبم رو ميك ميزنه اومدم كنارش گفت كسي مياد بسه امير گفتم خيالت راحت باشه هيچكس نمياد گفت نه اينجا نميشه بلند شدم و چادر رو باز كردم گفتم بيا تو چادر تا كسي هم اگه از دور اومد نبينه چكار ميكنيم بردمش تو چادر دراز كشيدم پهلوش و اونو به خودم چسبوندم باز هم شروع كردم به لب گرفتن واي چه حالي ميداد ديگه داشتم منفجر ميشدم دكمه مانتوشو باز كردم و تيشرتش رو بالا زدم يه سوتين سفيد بسته بود دستمو بردم زيرشو پستونهاي داغشو تو دستم گرفتم واي كه چه حالي ميداد داشتم ميتركيدم ديدم دستشو برد رو كيرم وداره كيرمو فشار ميده گفت فشارش بدم؟ گفتم اره گفت محكم گفتم اره گفت دردش نمياد گفتم نه با فشار كيرم از روي شلوار نوازش ميكرد زيپمو براش باز كردم كيرمو دادم دستش كمر شلوارشو باز كردم شورت و شلوارش رو باهم كشيدم پايين خدا قسمت همتون بكنه يه كوس 18 ساله ناز و نوبر با يكم مو واي نميدونم چي شد كه زبونم رو گذاشتم روش صداي اخ اوفش بلند شده بود كيرمو بردم جلوي دهنش گفت بدم مياد بهش گفتم منكه مال تورو خوردم تو هم امتحان كن كيرمو تو دهنش گذاشته بود دندوناش كيرمو اذيت ميكرد خوابوندمش كيرمو بردم لاي پاش خيس خيس بود آروم كيرمو به كوسش ميماليدم داشت پرواز ميكرد ميدونستم دختره برش گردوندم كونشو براش ليس ميزدم خيلي خوشش اومده بود كيرمو چرب كردم و بهش گفتم يكم درد داره اما بهت قول ميدم كه لذتش خيلي بيشتر از دردشه آروم كيرمو كردم تو كونش واي مگه ميرفت تو لا مذهب خيلي تنگ بود دادش در اومده بود سر كيرم رفته بود تو ولي آرزو ديگه تحمل نداشت كمرشو گرفته بودم كه يكدفعه با تمام نيرو خودمو بهش چسبوندم كه صداي جيغش تا هفت ابادي اونطرف تر هم رفت ولش نكردم داشت گريه ميكرد وخواهش ميكرد كه درش بيارم بهش گفتم اگه درش بيارم دردش بيشتره ميشه خودتو شل كن تا آروم بگيره بعد چند دقيقه شروع كردم با دستم با چوچولش بازي كردن باز هم حشري شده بود آروم شروع كردم تلمبه زدن خوشش اومد بود باز هم اخ اووفش بلند شده بود ديدم بدنش لرزيد داشتم ميومدم تمام آب كيرمو توي كون نازش خالي كردم كيرمو بيرون كشيدم تا غروب يبار ديگه هم كردمش غروب موقع برگشتن نميتونست درست روي موتور بشينه ديگه هر هفته دوسه بار بهش حال ميدادم&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-1225650344176714346?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/1225650344176714346/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=1225650344176714346&amp;isPopup=true' title='44 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/1225650344176714346'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/1225650344176714346'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_6787.html' title='داستان سکس با دختر دایی'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>44</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-265110024566844002</id><published>2008-01-24T15:07:00.000+03:30</published><updated>2008-01-24T15:08:16.421+03:30</updated><title type='text'>داستان سکس با پسر خاله</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;پسر خاله&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این ماجرایی كه می خوام براتون تعریف كنم مربوط به 11 سال پیش می شه. اون موقع من 18 سال داشتم. ایام عید بود. عید همه خونه ی مادربزرگم دعوت داشتیم. من شب قبلش رفتم اونجا كه بمونم تا فردا كه همه میان. اتفاقاً پسرخالم هم اون شب اومد اونجا. نمی دونم چرا، اما به شدت نسبت به این پسر خالم، آرمان، احساس علاقه و عشق می كردم، اما هیچوقت جرأت نداشتم كه بهش بروز بدم، آخه می ترسیدم. ما اون شب توی یك اتاق خواب با هم خوابیدیم. اون رو تخت و من روی زمین. همین جوری سرحرف رو باز كردم راجع به عشق. ازش پرسیدم اگه آدم كسی رو دوست داشته باشه ولی نتونه بهش بگه باید چیكار كنه؟ اونم گفت كه باید حتما بهش بگی تنها راهش اینه. منم دلم رو به دریا زدم و بهش گفتم كه دوستش دارم و عاشقشم. عكس العملش همونی بود كه حدس می زدم.عصبانی شد و كلی نصیحتم كرد و آخر سر هم گفت كه در مورد این موضوع با هیچ كس و هیچ جا صحبت نكنم و خودم هم آن را فراموش كنم. از این موضوع 2 ماهی گذشت. من خودم رو جایی كه آرمان بود آفتابی نمی كردم. خالم، مادر آرمان، به شدت منو دوست داشت و من هم اونو خیلی دوست داشتم. واسه همین تمام سه ماه تابستون رو اكثراً می رفتم خونه شون. ضمناً من همیشه پیش خالم و شوهرش و دخترخاله كوچیكم می خوابیدم. اون شب خالم گفت كه دیگه باید برم اتاق خواب پسرخالم بخوابم. منم كه از خدا خواسته، رفتم. شب را من روی تخت و آرمان روی زمین خوابید. برای من بودن با عشقم توی یك اتاق و تنفس با اون هم ارزش داشت. از ترس اینكه نكنه بازم از دستم ناراحت بشه رو تخت خوابیدم طاق باز و بیصدا. زیرچشمی نیگاش كردم دیدم پشتش به منه و انگار كه خوابه. منم بر حسب عادتی كه داشتم دمر شدم و با دست و پای باز خوابیدم. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود كه احساس كردم داره جابجا می شه. از ترس جرأت نكردم تكون بخورم كه یهو دیدم اومد بالای تخت و با لباس روی من خوابید. وای خدای من آرزوم داشت رنگ واقعیت به خودش می گرفت. تكون نمی خوردم و فقط داشتم از وجودش روی خودم نهایت لذت رو می بردم. خوابید روم، به خودم جرأت دادم و كونم رو تكون دادم. كیرشو احساس كردم كه سفت و بزرگ و بزرگتر می شد. بعد چند دقیقه رفت پایین و منم با خیال راحت و در اوج لذت خوابیدم. بعد از این ماجرا 2 بار دیگه به همین صورت باهام حال كرد. اما در تیر ماه همون سال بود كه تیر خلاص رو شلیك كرد. شب باهم تو اتاق تنها كه شدیم به من گفت: منو مشت و مال میدی؟ منم گفتم آره. دمرو خوابید، منم رو پشتش نشستم و ماساژش می دادم. كم كم برگشت و منو بغل كرد و كلی ازم لب گرفت. بعد منو لیس زد. بهم گفت دهنتو باز كن و چشماتو ببند و كیرشو كرد تو دهنم. منم كه بلد نبودم چیكار كنم و هی گازش می گرفتم اونم هی آه و ناله می كرد. بعدش منو دمرو خوابوند و با سوراخم بازی كرد. نمی دونم چرا ولی خیلی تحریك شده بودم و هیجان شهوت داشت منو می كشت. منو چرب كرد و به كیرش كاندوم زد و یواش گذاشتش دم سوراخ من. نمی دونم برای اولین بار چه حسی داشتم فقط خیلی اذیت شدم. ولی اون خیلی با مهارت كیرشو یواش یواش تا دسته فرو كرد تو. یادش به خیر، من داشتم می مردم ولی اون كیف می كرد تا اینكه كم كم دردش كم شد و منم لذت بردم. هردو در اوج لذت بودیم كه یهو حركاتش رو دیوانه وار تند كرد و با یه ضربه ی محكم و یه ناله ی محكمتر بی حركت خوابید رو من و من احساس كردم كه آبش اومد و ریخت تو كاندوم. منم از زور ضربات آخرش كه خیلی محكم بود یهو آبم فوران كرد و ریخت رو تشك. فردا صبح خیلی مهربون و بهتر از قبل با من برخورد كرد و خیلی هم به من ابراز عشق و علاقه کرد. همون روز هم منو برد بیرون و برام كلی هدیه وكادو خرید و برام خرج كرد. منم بهش گفتم كه دوستش دارم و هر وقت كه بخواد می تونه از من لذت ببره. تقریباً یك ماه بعد یعنی تو مرداد ماه باز ما با هم تو اتاقش تنها شدیم. در مرداد ماه بود که من و آرمان بازم در یک شب زیبای تابستانی با هم تنها شدیم. البته من اون روز رو خیلی خوب سپری کرده بودم و فقط هم آغوشی با اون رو کم داشتم. شب همه برای خواب به بستر پناه بردن من هم به اتاق آرمان رفتم. اینبار رفتم پیشش و منهم روی زمین خوابیدم. خودم رو سفت و محکم به آغوشش چسبوندم و از گرمای نفسش نهایت لذت رو می بردم. اونم منو بو می کرد و بوس می کرد و زیر گوشم زمزمه می کرد: من تو را آسان نیاوردم به دست... بعد یه مدت که دیگه همه خواب بودن کارو شروع کرد. اول کلی از رو لباس با هم حال کردیم. بعدش بلند شد و گفت که لباسشو دربیارم خودشم لباس منو در آورد و هردو لخت لخت در بغل هم آرام گرفتیم. شروع کرد به خوردن من از بالا تا پایین. همه جام رو خورد و تمومم کرد. از شدت هیجان داشتم می مردمیهو بلند شد. من جاخوردم، دیدم رفت از تو یخچال یه بستنی کیم آورد گذاشت رو تنم و شروع کرد به خوردن. یه کمش رو هم ریخت رو کیر کلفتش و به من گفت که بخورمش.این خوشمزه ترین بستنی کیری بود که تو عمرم می خوردم. اون شب بهترین شب تو تمام زندگی من بود،چون آرمان بلایی سرم آورد که لذتش همیشه زیر زبونمه و برام قابل احساس. اول گفت که بشینم رو کیرش و کلی تلنبه زد. بعد به پهلو خوابوندم و منو وحشیانه کرد. بعدش دمر خوابوندم و افتاد روم و بیرحمانه منو گایید. آخر سر هم منو فرقونی خوابوند و پاهام رو گذاشت رو شونش و با تمام وجودش منو گایید. چه گاییدنی از زور شهوت و لذت حتی نمی تونستم داد بزنم فقط یواش ناله می کردم که گویا بیشتر تحریک می شد. وقتی با شدت زیاد بهم ضربه میزد احساس می کردم که کیرش داره از چشمم میاد بیرون. وای خدای من چه لحظات شیرین و فراموش نشدنی. دو سه باری آبش اومد و منم فکر کنم همین طور. نمیدونم اون شب کی خوابم برد فقط می دونم فردا نزدیک ظهر از خواب بیدار شدم در حالی که از زور دادن دیشبش اصلا توان راه رفتن هم نداشتم. بعد از ظهر که آرمان اومد خونه بازم برای من کادو خریده بود که مایه تعجب همه شده بود. البته همه این رو به پای صمیمیت پسرخاله ها می ذاشتن. ما تا شش هفت سال بعد هم همین برنامه رو داشتیم. حتی بعضی مواقع اون منو خبر می کرد که پاشو بیا دلم برات تنگ شده منهم می فهمیدم که دولش برام تنگ شده و می رفتم خونشون. ما هر جا که به هم می رسیدیم باید شیطونیمون رو می کردیم. خونه ی هرکدوم از فامیل که می رفتیم هم برنامه مون به راه بود. بعضی وقت ها که همه ی فامیل دسته جمعی می خوابیدن، هم ما پیش هم می خوابیدیم و من یواشی بهش پشت می کردم و می خوابیدم، اونم بی سر و صدا کارش رو انجام می داد. این جریان ادامه داشت تا وقتیکه من کم کم احساس کردم که به سکس دوطرفه نیاز دارم، یعنی هم بدم و هم بکنم. اما وقتی که بهش اینو گفتم کلی باهام دعوا کرد و فقط برام ساک زد و گذاشت لاپایی باهاش حال کنم. منم خیلی بهم برخورد و یهو باهاش قهر کردم و همین آغازی بود بر پایان چندین سال عشق و زندگی من و آرمان. همه متوجه اختلافات ما شده بودند ولی من جوری برخورد کردم که فکر کردند ما مشکل مالی با هم داریم. جوری شد که مدتها خونه ی خاله م که خیلی دوستش داشتم نرفتم، و یا مواقعی می رفتم که اون نباشه. فکر می کنم تو عروسی داداشش بود که با هم آشتی کردیم. البته دروغ چرا، اگه الان هم بهم پیشنهادی بده من قبول می کنم چون کیر کلفت و ردیفی داره. بعد از اون ماجرا منم خیلی تغییر کردم. شاید به تلافی آرمان بود که بیشتر می خواستم بکنم. دو یا سه مورد پیش اومد که فقط دادم، اونم واقعاً خیلی عالی بودن و نمی شد ازشون گذشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-265110024566844002?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/265110024566844002/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=265110024566844002&amp;isPopup=true' title='94 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/265110024566844002'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/265110024566844002'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_8055.html' title='داستان سکس با پسر خاله'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>94</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-7463055629608026114</id><published>2008-01-24T15:06:00.002+03:30</published><updated>2008-01-24T15:07:29.253+03:30</updated><title type='text'>داستان سکسی خفن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;اين آمپولو ميخواي يا اون يكي&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يه روز بعد از ظهر يك ساعت زود تر از موعد رفتم مطب ديدم كه درب اصلي مطب بازه وقتي رفتم تو ديدم كه كسي داخل نيست از دست زيبا عصباني شدم آخه اون اينقدر بي ملاحظه نبود آروم رفتم تو ميخواستم برم تو دفترم كه ديدم صداي يه ناله داره از تو اتاق تزريقات مياد بي صدار فتم تو ديدم ب...له زيبا خانوم با يه خانوم خوشگل لخت شدنو دارن صفا ميكنن خانومه باديدن من هول شد ولي زيبا كه با رو حيات من آشنا بود به كارش ادامه داد منم حرفي نزدم معذرت خواهي كردم و اومدم بيرون رفتم تو دفترم ولي برخلاف ظاهر آرومم تو دلم هيا هو بود از طرفي هم من طرفو نميشناختم و از طرفي هم يكساعت به زمان باز شدن مطب مونده بودديدم زيبا اومد تو دفتر به خاطر شيطونيش معذرت خواهي كرد گفتم خيالي نيست عزيزم خوش باش اونم لبخندي زدو اومد يه بوس تو صورتم نشوند گفتم ناقلا تنها تنها اونم با شيطنت خودش گفت بفرما خلاصه اين قضيه گذشت تا اينكه تو بيمارستان بودم كه زيبا زنگ زد گفت آرش جون يه سر ميتوني بياي مطب گفتم چه خبره گفت چيزي نيست فقط بيا منم سريع از بيمارستان مرخصي گرفتمو رفتم مطب زيبا گفت يه خانوم تو همسايگيشون هست که يه خورده مريضه بايد بالاي سرش برم گفتم باشه خلاصه سوارش كردمو رفتم توكوچشون جلوي يه خونه توقف كردمو رفتيم تو ديدم يه خانوم خوشگل با چشماي سبز تو اتاق خواب نشسته رو تختخواب خلاصه معلوم شد خانوم تصادف كرده و پاش عفونت كرده منم سريع زخمشو مجدد شستشو كردمو چند تا آمپول آنتي بيوتيك براش تجويز كردم و تا كيد كردم حتما از پاش عكس بگيره بعد زيبا رو سوار كردمو راه افتاديم زيبا گفت خوشگل بود گفتم چطور مگه گفت ميخواي برات جورش كنم گفتم اي نا قلا تو شيطونم درس ميدي خلاصه عليرغم اينكه كيرمو صابون ماليدم كه يه سكس مشتي افتادم ولي از طرفي هم اونو يه وعده حساب كردم ولي عوضش شب يه كاري كردم كه زيبا فرداش از زور درد تو مطب گشاد گشاد راه ميرفت تا اينكه يه روز زيبا زنگ زد به موبايلم گفت امشب جايي قرار نداري گفتم نه گفت امشب مهمون داري يه مريض داري مياد تو خونه آمپولشو بزن گفتم خوب بياد مطب خودت آمپولشو بزن گفت نه تو خونه راحت تره ضمنا پني سيلينه ميترسه گفتم باشه شب شد منم به همراه زيبا رفتم خونه زيبا زنگ زد به دوستش كه بياد آمپولشو بزنه يه ربع بعد زنگ خونه به صدا در اومد زيبا رفت درو باز كرد خانومه وقتي اومد تو ديدم واي همون خانوميه كه رفتيم خونش تا معاينش كنم خلاصه زيبا گفت با زري خانوم كه اشنا هستي بنده خدا از پني سيلين ميترسه برا همين گفتم خودت تزريق كني بهتره گفتم مانعي نداره خلاصه زري خانوم رفت تو اتاق خواب دراز كشيد من هم آمپولو اماده كردمو رفتم تو اتاق ديدم شلوارشو تا نيمه پايين كشيده ولي از فرط هيجان كونش مثل ژله ميلرزه گفتم از شما بعيده از يه سوزن كوچيك بترسين گفت به خدا دست خودم نيست خلاصه باسنشو يه كم ماساژ دادم تا خودشو شل كنه وقتي خودشو شل كرد سريع سرنگو تزريق كردم ولي آخرش خودشو سفت كرد منم برا اينكه سوزن نشكنه سريع كشيدمش بيرون همين باعث شد درد بدي رو تحمل كنه منم برا تسكينش شروع كردم به ماساژ كونش يه دو سه دقيقه اين كارو ادامه دادم كه ديدم زري داره موزون با حركت دستم كونشو تكون ميده كم كم ديدم آرش كوچيكه داره داره از خواب بيدار ميشه منم حركت دستمو وسعت بيشتري دادم كم كم نالش بلند شد منم دل رو زدم به دريا كسشو ماليدم تو همين حال بودم كه ديدم يه چيزي داره تو گوشم پچ پچ ميكنه ديدم زيباست گفت نو كه اومد به بازار كهنه ميشه دل آزار برگشتم گفتم هيچ كس جاي تو رو نميگيره گفت الان كه با يكي ديگه خوشي گفتم اگه ناراحتي تو هم لخت شو گفت نه شوخي كردم خوش باش مامانم خونه تنهاست دارم پيشش فردا حسلبت ميرسم خنديدم گفتم پس مريضمون چي گفت خودت برسونش همديگه رو بوسيديم و زيبا رفت من موندمو يه خانوم حشري خوشگل زري خانوم خيلي حشري بود اصلا متوجه زيبا نبود هي كونشو قر ميداد منم تا تونستم كسشو ماليدم خلاصه سه سوت خودم هم لخت شدم گفتم جووووون از آمپول ميترسي با عشوه گفت نه تا تو آمپول زن من باشي از هيچ سوزني نميترسم افتادم رو كسش تا تونستم كسشو ليسيدم هي ناله ميكرد و قربون صدقه من ميرفت گفتم حالا همچين آمپولي بهت بزنم كه تو عمرت هوس آمپول نكني گفت جوووووووووووون بزن من اون آمپولو ميخوام گفتم نه تا التماس نكني آمپول بهت نميدم جيغ زد گفت من آمپول ميخوام كيرمو گذاشتم جيغ نزن اول با دهنت سر آمپولو استريل كن تا بزنم گفت نه من ساك نميزنم گفتم بايد بخوري ديدم پا نميده جاي آمپولشو فشار دادم تا اومد جيغ بزنه كيرمو چپوندم تو دهنش اولش ناشيانه ميزد ولي وقتي خوشش اومد انگار چند ساله اينكارست تا تونست كيرمو سا ك زد منم تو آسمون هفتم بودم كه ديدم داره آبم مياد از تو دهنش بيرون كشيدم گفتم ديگه وقتشه آمپولتو بزني كيرمو داد بيرون گفت جووووون زود باش كه مدت زياديه كير نخوردم زود باش آروم لاي كسشو باز كردم بعد كيرمو كردم تو كسش چون نزديك ارضا شدنم بود چند لحظه كيرمو تو كسش نگه داشتم تا حالم جا بياد يه كم كه گذشت آروم شروع كردم به تلمبه زدن تند تند سرعتمو زياد كردم زري داشت جيغ ميزد يه لحظه تمام كسش تنگ شد گفت ديگه نزن نگه دار فهميدم ارضا شده ديگه تلمبه نزدم بعد آروم كيرمو در آوردم كنار تخت يه ژل مو بود يه كم در كونش ماليدم خيلي ليز شد بعد با انگشه ماليدم اول يه انگشتي بعد دو انگشتي بعد هم سه انگشتي يه كم كه گشاد شد زري همچنان مست بود و حشري گفت دكتر جونم آروم گفتم نترس آروم كيرمو كردم در كونشو يهو تا ته كيرمو كردم تو كونش در دهنشو گرفتم تا جيغ نزنه بعد ار دو سه دقيقه آروم كيرمو حركت دادم درد اوليه كون زري رفع شده بود وحالا داشت حال ميكرد ديگه نا نداشتم نفس و عرقم دوتايي بالا اومده بود تند تند داشتم تلمبه ميزدم كه دوباره زري ارضا شد من هم كه كيرم در حال انفجار بود با تنگ شدن كون زري آبم اومد زري تو حال خودش نبود هي ميلرزيد و خودشو تكون ميداد ديگه نفسم بريد همونجوري افتادم رو زري يه كم كه گذشت و جفتمون حالمون جا اومد به زري گفتم بيا بريم حموم تا بعد برسونمت خونه گفت كدوم خونه گفتم خوب خونه خودت گفت اون خونه سوت و كوره بعد از مرگ شو هرم من تنهام بذار امشب پيشت باشم قول ميدم شيطوني نكنم خنديدم گفتم باشه رفتيم تو حموم كه ديدم باز زري داره شيطوني ميكنه گفتم عزيزم من امشب فقط كون ميخوام پس بهتره سر به سر من نذاري ديدم باز كونشو داد طرفم گفت بفرما من هم كه به بدنم شامپوزده بودم كير ليز شامپويي خودمو فرو كردم تو كونش يه جيغ زد گفت خيلي نا مردي گفتم دردت اومد گفت پس چي درد داره ايندفعه كيرمو تا ته كردم تو كونش هم خوشش اومده بود هم غافلگير شده بود هم دردش اومده بود گفت خيلي پر رويي باشه كارتو بكن منم كه از خدام بود خوابوندمش كيرمو اونقدر تو كونش چرخوندمو تلمبه زدم تا ارضا شدم اومدم بلند بشم زري گفت كجا صبر كن هرچي كه دادي بايد پس بگيري گفت دستتو بگير زير كونم دستمو گرفتم زير كونش و اونم هرچي آب كرده بودم تو كونش ريخت تو دستم بعد گفت حالتو كه كردي يه حالم به من بده آبتو بمال به بدنم منم اطاعت كردم و ابمو به بدن مرطوبش ماليدم بعد يه دوش اساسي گرفتيم و اومديم بيرون خلاصه تا صبح زري تلافي از كون كردنو سر من در آوردو مجبورم كرد تا صبح دوبار ديگه از كس بكنمش بار دومي كمر منو گرفت و من همه آبمو تو كسش خالي كردم گفتم خيلي خري گفت چرا تو دكتري وقتي بچه شد خودت درش بيار و فرداش رسوندمش سر خيابونشون اون هم با يه كم تلو تلو رفت سمت خونشون&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-7463055629608026114?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/7463055629608026114/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=7463055629608026114&amp;isPopup=true' title='54 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/7463055629608026114'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/7463055629608026114'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_9916.html' title='داستان سکسی خفن'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>54</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-3904334229058218576</id><published>2008-01-24T15:06:00.001+03:30</published><updated>2008-01-24T15:06:31.464+03:30</updated><title type='text'>داستان سکسی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چهل پله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;سرم درد می کرد کنار خیابان چند لحظه ایستادم زل زدم به یک درخت عجیب داشتم شاخه های به هم بافته اش را دنبال می کردم که چشمم افتاد به پنجره ای باز دورش سفید بود و داخلش تاریک ،یه لحظه صدایی از روی درخت مرا برگرداند گربه ای شاخه به شاخه به طرف دیوار میرفت. صدای بوق اتومبیلی مرا به خود آورد تکانی به خودم دادم و به درخت دیگری تکیه دادم خاطرات صبح آن روز را مروری کردم :&lt;br /&gt;دوستم ؛ اکبر آدرس و تلفن یک زن اهل حال به نام ستاره را به من داده بود و شدیدا به من تاکید کرد که نامی از او نبرم و خود را دوست محسن معرفی کنم ،هر چه از او دلیلش را پرسیدم جواب قانع کننده ای نشنیدم . دو روز قبل با همین شماره تلفن تماس گرفتم خانمی اندکی پرخاشگر پاسخ داد ولی با چند کلمه صحبت و پس از شنیدن نام محسن همچون آبی بر آتش آرام شد و با لطافت زنانه جالبی مرا به منزل دعوت نمود قرار را من برای صبح جمعه یعنی صبح امروز تعیین کردم ستاره نیز با کمی تعجب از ساعت قرار پذیرفت .&lt;br /&gt;صبح امروز طبق عادت مالوف ساعت 7 بر خواستم با اندکی کندی خود را آماده نمودم بعد از نیم ساعت آماده حرکت بودم ، نگاهی به نقشه تهران انداختم آدرس ستاره نزدیک یکی از ایستگاههای مترو بود من هم با صد تومان کرایه می توانستم خود را به مترو برسانم فکری از ذهنم گذشت و با اینکه از رانندگی در خیابانهای خلوت صبح جمعه تهران لذت می برم تصمیم گرفتم با مترو بروم .من در شرق تهران ساکنم و ایستگاههای شرق تهران چند ماه بیشتر نیست که راه اندازی شده ولی واقعا کار راه انداز است.&lt;br /&gt;تقریبا نزدیک ساعت 9 صبح خود را به نزدیک خانه ستاره رساندم و قدم هایم را کمی آرامتر کردم تا کمی وقت بگذرد ، کوچه خلوت و آرامی را پیمودم تا به پلاک 73 رسیدم یک آپارتمان شمالی پنج طبقه بود با ورودی بزرگی برای پارکینگ و حیات . تعداد واحد ها را نتوانستم حدس بزنم نگاهی به زنگ اپارتمان انداختم و واحد 12 را یافتم زنگی زدم و منتظر ماندم هیچ صدایی به غیر از صدای نفس های خود نشنیدم .چند ثانیه بعد دوباره زنگ را نگه داشتم اینبار بالاخره جواب شنیدم همان صدای آشنا بود ولی معلوم بود که هنوز در خواب است خود را معرفی کردم و درب باز شد . از زود آمدن پشیمان شدم ولی دیگر گذشته بود .&lt;br /&gt;وارد شدم خود را به پله ها رساندم مواقعی که در فکر باشم تعداد پله ها را می شمارم شروع به شمردن کردم دقیقا 39 پله بالا آمدم با پله ای که در کوچه بالا آمدم شد چهل پله درب نیمه بازی را دیدم و با خواندن شماره واحد به سمت آن آمدم از گوشه در ستاره زیبایی را دیدم که هنوز مست خواب بود ، زلفان پریشان گوشه ای از روی ستاره را پوشانده بود ،قد نسبتا بلند و اندام کشیده و چشمان نافذ تصویر اولیه من از این ستاره بود. سلام بفرمایین داخل&lt;br /&gt;وارد شدم و کفش از پا کندم&lt;br /&gt;منظور من از صبح ساعت ده یازده بود حالا اگه اجازه بدین من چند دقیقه ای بخوابم خواهش میکنم&lt;br /&gt;به سمت اتاق خواب رفت و درب را نیمه باز گزارد و من هم درب اصلی را بستم. من از تعجب داشتم شاخ در می آوردم که چطور این زن یک مرد غریبه را که جمعا بیست کلمه هم با او صحبت نکرده به این راحتی به خانه راه داده و خود می خوابد.&lt;br /&gt;آپارتمان نسبتا بزرگی بود ولی تک خوابه ، یک دست مبل ساده زینت اصلی آن بود به سمت آشپزخانه رفتم تا آبی بخورم ولی طبق معمول حس کنجکاوی نیز محرک من بود تا بتوانم تصویر دقیقتری از خصوصیات این زن در ذهن ترسیم کنم چند ظرف نشسته و شام دیشب بیشتر توجه مرا به خود معطوف کرد . به نظرم آمد که ستاره شب گذشته تنها نبوده ولی نتوانستم مطمئن شوم .ضبط صوت کوچکی نظرم را به خود جلب کرد آن را روشن کردم ترانه ای قدیمی از گلپا داخل ضبط بود ، صدای آن را کم کردم و روی صندلی نشستم و منتظر ماندم .&lt;br /&gt;باصدای زنگ ساعت به خود آمدم ، صدای زنگ از اتاق خواب بود . ضبط را خاموش کردم و از آشپز خانه بیرون آمدم .روی مبل نشستم و گوش فرا دادم صدای زنگ قطع شد و ستاره با همان شمایل قبلی به آرامی بیرون آمد ، سلامی داد و به سمت دستشویی رفت ، بلند شدم و سری تکان دادم و با لبخندی پاسخ گرفتم 50 % مصنوعی بود ولی میتوانستی از این روی ؛ لبخند واقعی هم ببینی . بلند شدم وبا چند قدم چرخش به سمت دستشویی رفتم ، در آینه دوباره روی ستاره را دیدم و دست بر شانه او نهادم ، ستاره برگشت ولی چیزی نگفت ؛ یاد صحنه ی از فیلم با چشمانم تمام بسته کوبریک افتادم همانجا که تام کروز را در آینه می بینیم که نیکول برهنه را در آغوش می گیرد با این تفاوت که ما هر دو لباس داشتیم و بلوز صورتی و دامن سرمه ای ستاره هنوز مانعی به بلندی دیوار برلین بود که هنوز آماده شکستنش نبودیم.&lt;br /&gt;از صبحانه خوردنش فقط اینو بگم که او خورد و من نگاه کردم......&lt;br /&gt;رنگ و روی تازه قوام گرفته ستاره هم اندک اندک مرا به حرکت و تقلا واداشت، آرام آرام جنب و جوشی در قلب ثانی آغاز شد و سهم خواهی او هم شروع شد . -: از محسن چه خبر؟ پیش خودم گفتم محسن کیلو چنده بابا ولی ناگاه یاد باز شدن مچ تام کروز در آن خانه کذایی افتادم و سریع جواب دادم : چند روزیه ندیدمش خوب کجا راحت تری اینجا یا اتاق خواب جواب داد :مهمان تویی اینو باید تو بگی برای من که فرقی نمیکرد ولی خوب میخواستم اتاق خوابم ببینم ،سمتش رفتم و با یه بوس کوچک از روی پیشونی و بین موها تو یه لحظه از زمین کندمش و مثل عروسک بغلش کردم . خندید و مثل اینکه از این شروع ناگهانی بدش نیومد به سمت اتاق خواب بردمش ، سایش موهاش به چهار چوب در رو حس کردم . آرام روی تخت گذاشتمش و دکمه های بلوزشو به نرمی باز کردم تماس انگشتهام با سینه نرمش پیش لرزه های لحظاتی خوش را نوید میداد لرزه های که هر کدام مثل تلمبه ای عمل می کرد. دستهاش و از آستین کشیم بیرون و پیراهن خودمم در آوردم ولی خیلی سریعتر از آنچه که برای ستاره باز کردم ، و رفتم رو تخت؛ یه دستم زیر سوتین بود و اون یکی زیر بدن ستاره لبم رو برای گونه های سرخش جمع کردم و سوتین و بیرون کشیدم یه دست ستاره هم داشت پشت منو نوازش میداد. آنقدر محو ستاره بودم که فراموش کردم قراره فضولی هم بکنم. با لبم گونه اش رو تر کردم و آرام پایین آمدم تا به سینه ها رسیدم ، گوشم و روسینه گذاشتم ضربان قلبش منو یه تکون دیگه داد ناخود آگاه شروع به شمردن ضربان قلب اون کردم چشمم هم داشت دنبال عقربه های ثانیه شمار میگشت نهیبی از قلب ثانی مرا به خود آورد که بابا ضربان قلبشو می خوای چیکار مرا در یاب. با یک دست کمر بند شلوار رو شل کردم و بالاخره یار عزیز در خانه غریب از بند رها شد. ستاره هم می خواست شورت و دامن و باهم در بیاره که من انگشتشو از بند شورت جدا کردم و بااشاره متوجهش کردم که شورتش سهم منه . دامنشو در آورد و با یک نگاه به یار آزاد شده من یک مثنوی باهاش صحبت کرد ، البته من زبون اون دو تا رو متوجه نشدم. رونهای سفید و نرمش پذیرایی از چشمه حیات و آغاز کرد و منم با دستم از روی شورت دنبال خانه جدید اون(چشمه حیات) می گشتم . ستاره هم تکونهایی به خودش می داد که نشان از تقلای جنسی اش بود مایع لزج و نرمی از دو طرف سرازیر بود ، انگشت هامو به زیر شورت بردم نیم جویی مو داشت ، انگشت کوچیکم جواز ورود گرفت و رفت تا پیش قراول باشه . سرم و به پایین خم کردم و سینه هاش رو رها کردم نگاهی به شورت سبزش انداختم کمی تنگ بود پاهشو بلند کردمو با کشیدن انگشتام به شیار پشتی شورت درش آوردم . و ستاره را روبرو (face to face)در آغوش گرفتم ، چشمه حیات هم بر در غار زندگانی منتظر اذن دخول بود .&lt;br /&gt;.....: کاندوم داری؟ با انگشت اشاره کشوی زیرین دراور را نشان داد از تخت پایین پریدم و کشو را باز کردم ،چهار تا کاندوم از سه مارک مختلف آنجا بود به نظر جا مانده بودن. من از کاندوم و انواعش سر در نمیارم یکی رو برداشتم ؛ هنگام برگشتن ناگاه چشمم افتاد به یک داد نامه چند برگی روی میز . فقط توانستم موضوع دادخواست رو بخوانم ، خیانت در امانت . برگشتم و خواستم کاندوم رو دست ستاره بدم ولی بایک نگاه عدم تمایلش را نشان داد کار خودم بود کشیدم سر جاشو برگشتم جای قبلی به ادامه حال خودمان .ستاره با دستش نشونه رو میزون کرد و منم پله پله فرو کردم تو و بالاخره رسیدم به اصل مطلب. یواش یواش ناله های آروم ستاره هم شروع شد و من هم با حرکات نرم بدنم و با حفظ بیشترین تماس در حال طولانی تر کردن این لذت غیر قابل وصف بودم. تجربه زیادی در سکس ندارم ولی این یه کارو خوب بلدم . ستاره هم داشت با من پیش می اومد پا به پا ، حرکت نرم سینه هاش رو سینه من وقتی که دستم هم حرکات باسنش و کنترل می کرد واقعا هر کسی رو مثل من رو به عالم هپروت می برد. یکی از جالب ترین بخش های این جریان طبیعی از نظر من اینه که بدون یک کلمه حرف میتونی تمام منظورت رو به طرف مقابل برسونی یعنی با هر حرکت و اشاره و نگاهی کلی پالس رفتاری با شریکت رد و بدل میکنی ، که این کارها رو باهیچ کلمه و جمله ای نمیشه انجام داد . پس از دقایقی که به نظر ساعت ها گذشت من و اون به اوج نزدیک شدیم من زود تر اونم بلا فاصله بعد از من لرزه ای به خود داد و آرام گرفت. هر دو آرام آرام از هم فاصله گرفتیم و دراز افتادیم . چند ثانیه ای گذشت تا اینکه سنگینی کاندوم مرا به خود آورد کاندوم و از بیخ گرفتم و دنبال دستمال گشتم دو باره چشمم به اون دادنامه افتاد ولی به خودم اجازه ندادم بخونمش . خودمو تمیز کردم و به سمت ستاره برگشتم بدنشو لمسی کردم با زمزمه حالی پرسیدم با لبخندی مبهم جواب داد اون از من هم کم حرف تر بود . نگاه دوباره به بدنش من تهییج میکرد نشستم و دستم و لای پاش بردم حالا زیباتر شده بود ولی برای شروع مجدد کمی مردد بودم ستاره هم لای پاشو باز کرد ولی به نظر تمایلی برای شرع مجدد نداشت چشمم ورودی عقب و گرفت و درب تر و تمیز و تنگ اون منو تحریک میکرد ستاره هم متوجه شد با نگاه یک قوطی کرم رو به من نشون داد ولی اون رضایت چندان فرقی با عدم رضایت نداشت .در دیزی بازه حیای گربه کجاست این یه کارو دیگه بی خیال شدم . دیگه کار و جمع و جور کردم به فکر یه دوش افتادم . حمومو نشونم می دی ؟ باهم بلند شدیم ؛حمام را می شناختم ولی با صاحبخونه حموم رفتن حال دیگری داشت. با دستم اونو به داخل کشیدم دوباره یک لبخند قشنگ ازش دیدم . نزدیک ظهر جمعه بود فشار آب کم بود، آب گرم وسردمی شد. دوش دو نفره با آب خالی که گرم سرد میشه جالب بود .جلو عقب رفتن زیر دوش با یه شریک اینطوری صفایی داشت . کمی هم خندیدن ، من و واقعا از هر نظر ارضا می کرد . با یک حوله که دو نفره به زحمت بهش پیچیده بودیم همدیگه رو خشک کردیم. به اتاق خواب برگشتم و لباس ها مو پوشیدم اونم یه گوشه ای لباس می پوشید ، برگشتم رو مبل نشستم حالا وقت حساب و کتاب بود. یه ایرانچک پنجاه تومانی داشتم و سی چهل تومنی هم نقد . از آشنایی که با انتخاب های اکبر داشتم مطمئن بودم دیگه بیشتر از 50 تومان نخواهد شد . اونم بعد از چند دقیقه برگشت با یک نگاه به و ضعیتش میشد فهمید که اون هم مثل من امروز رو خوب شروع کرده بود و راضی به نظر می رسید. پرسیدم که حسابمون چقدر شد عزیز اونم گفت که من از آشنا های محسن پول نمی گیرم یک جورایی با هم حساب داریم. از من اصرار از اون هم انکار واقعا داشتم عاجز می شدم ترسیدم که یه سوتی بدم و آدرس غلط من لو بره . اینطوری دیگه نمی تونستم اینجا برگردم ، بیخیال شدم و آماده ترک منزل. یه لحظه خواستم جنتلمن بازی در آرم و چک را رو جا کفشی بگذارم مردد شدم شایدم دلم نیومد. بعد از یک خداحافظی اون به من گفت راستی اسمت چی بود نخواستم خیلی هم دروغ باشه ی آخر فامیلم رو برداشتم و به جای اسمم بهش گفتم .نمی خواستم دوباره به چشماش نگاه کنم در و بستم و سریع پله ها رو دو تا یکی کردم و پایین اومدم و سریع از آپار تمان بیرون رفتم. این پول نگرفتن آخر کار وجدانم و قلقلک می داد. مو بایل اکبر رو گرفتم ولی جواب نداد .نمی دونم اونم کجا مشغول بود. نگاهی به ساعت موبایلم انداختم و در امتداد کوچه حرکت کردم.&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-3904334229058218576?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/3904334229058218576/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=3904334229058218576&amp;isPopup=true' title='10 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/3904334229058218576'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/3904334229058218576'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_6246.html' title='داستان سکسی'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>10</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-2467262963886720293</id><published>2008-01-24T15:04:00.000+03:30</published><updated>2008-01-24T15:05:43.185+03:30</updated><title type='text'>سکس با منشی شرکت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سکس با منشی شرکت&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اسم من XXXX . الان حدود سه ساله که تو یک شرکت تو جنوب كشور کار میکنم و خاطره ای که میخوام بنویسم تو همین شرکت اتفاق افتاد. حدود پنج ماه بعد از استخدام من یک دختر خانم برای استخدام به شرکت ما اومد. یک دختر با چشم و ابروهای مشکی و قد بلند و تقریبا 21 ساله. از اون اندامهای ترکه ای داشت که گائیدنشون واقعاً حال میده، رئیس قسمت ما ازم خواست که از اون تست کامپیوتر بگیرم و من هم بعد از تست گرفتن با اینکه زیاد وارد نبود اما به این امید که شاید بعداً چیزی برام بماسه تاییدش کردم. به هر حال اون جذب شد و از قضا شد منشی قسمتی که من بیشتر با اون سرو کار دارم، تا چند وقت مثل جنتلمن ها و آدمهای حسابی باهاش برخورد میکردم و فقط تا میتونستم حرفهائی میزدم که بیشتر باهام راحت باشه، اونم که ادعای کلاسش میشد هی از روابط دخترو پسر و اینجور چیزا میگفت. یادمه یک روز که من از اداره جیم شده بودم موضوع لو میره و رئیس در به در میفته دنبال من، دختر خانومه هم که از حالا یاقوت صداش میکنم (تقريبا يه شباهتائي با اسمه واقعيش داره) کلی معرفت بخرج میده و سریع رو موبایلم تماس گرفت و جریانو گفت. خلاصه بعد از چند روز ازش خواستم که بیرون ببینمش. اولش یکم منومن کرد اما بالاخره روز پنجشنبه سر ساعت 7:30 صبح باهاش قرار گذاشتم(اون به خونوادش گفته بود میره سرکار و تو اداره هم گفت که پنجشنبه رو نمیاد) و با ماشین یکی از دوستام رفتم سراغشو با هم رفتیم خونه یکی از رفیقام که با خونوادش رفته بودن مسافرت. بعد از یک کم حرف زدن بهش گفتم میخوام بابت کار اون روزت ازت تشکر کنم و ببوسمت گفت اه ه ه زرنگی. گفتم چیه فکر کردی هربوسیدنی باید از رو هوس باشه(برا خر کردنش اینو گفتم). قبول کرد و منم اول پیشونی، بعد صورت و بعد هم گردنشو حسابی بوسیدم و رفتم سراغ لباش. یه کم مقاومت کرد اما معلوم بود که خودشم دلش میخواد. 5 دقیقه ای لباشو خوردم و آروم دستمو بردم از یقه ش رسوندم به سینه هاش یک کم از رو کرست با سینه هاش وررفتم بعد پاشدم گفتم مانتو تو درآر خودمم روسریشو در آوردم و دوباره لبامو گذاشتم رو لباش.و از زیر بلوزش دستمو بردم پشتش و کرستشو باز کردم تو همون لحظه لباشو ول کردمو از گردنش شروع کردم به خوردن رو به پائین. به سینه هاش نرسیده بودم که خودش یه کم کمرشو بلند کردو بلوزشو کامل در آورد. عجب سینه هائی داشت به بزرگی انار و به سفیدی برف. حتی تو خوابم هم همچین سینه هائی ندیده بودم سفت مثل سیب. شروع کردم به لیسیدن نوک سینه هاش و هر چندتا لیس که میزدم یکبار هم آروم گازش میگرفتم. تو این حال دستامم بیکار نبود و تو شرتش داشت دنبال جاهای بهتر میگشت. یک ربعی همینطور خوردمو با کسش ور رفتم. پاشدم گفتم لباسامونو در بیاریم. من سریع تی شرت و شلوارمو درآوردمو به اونم کمک کردم شلوارشو کامل در بیاره دوباره با کسش بازی کردم و شرتشو زدم کنار و با زبونم آروم از کنار کسش شروع کردم به لیسیدن یواش یواش رفتم سراغ چوچولش ، حسابی دیونه شده بود آه و اوهش دیگه در اومده بود و آرومی نداشت و سرمو فشار میداد لای پاش زبونمو لوله میکردم و می فرستادم داخل کس داغش، گرماش تا روی پیشونیم اثر میذاشت. زبونمو که دیگه داشت میسوزوند. تو همین حین انگشتمو گذاشتم تو دهنش تاحسابی خیس بخوره بعد آروم آروم انگشتمو رو سوراخ کونش بازی دادم و یه کمی فرستادم داخل. واقعاً تنگ بود و راه نمیداد. کیرمو که حسابی شق کرده بود و داشت منفجر میشد تو دستش گرفته بود و باهاش بازی میکرد. هر کاری کردم ساک نزد اما احساس کردم وقتشه که بکنمش. از جلو که نمیشد، چون دختر بودو خودمم حوصله دردسرای بعدیشو نداشتم برش گردوندم و یکم کرم که روی میز تلوزیون گذاشته بودم به کیرم مالیدمو گذاشتم رو سوراخ کونش. به هیچ صراطی مستقیم نبود، دوباره کرم زدمو گذاشتم رو سوراخش اینبار با یکم فشار بیشتر سر کیرم رفت تو کونش یه حرکتی کرد که فکر کردم کونش میخواد پاره بشه محکم گرفتمشو چند لحظه تو همون حالت نگهش داشتم. یه کم که گذشت آروم فشارو بیشتر کردم، یکم که داخل میرفت به اندازه نصفش میکشیدم بیرون تا اینکه دیدم کیرم تا ته تو کونشه. دستمو هم رسوندم به کسش و با دوتا انگوشتام چوچولشو بازی میدادم. ریتمه رفت و برگشتو شروع کردم و هی فشار و تقه رو محکمتر میکردم. اسپری هم که استفاده کرده بودم و حسابی کمری بودم. تو این حال یه دفعه کیرم در اومد که گفت چیکار میکنی زود باش بکن توش. تمام بدنش داشت میلرزید و صدای اه و اوهش هم دیگه به جیغ زدن تبدیل شده بود. یه لرزشی از روی رونهاش شروع شدو صدای جیغش با یه حالت خفه ای بلند شد و فهمیدم که ارگاسم شده. اونقد تقه زدم که احساس کردم الانه که آبم تو کونش بیاد. سریع کیرمو کشیدم بیرون، برش گردوندم و رو سینه هاش شروع کردم جلق زدن. آبم با فشار پاشید رو سینه هاش. چند تا لب دیگه گرفتمو ولو شدم اونطرف رو زمین. اونروز نهارو همونجا با هم خوردیم و تا بعد از ظهر که باید میرفت خونه دو سه بار دیگه هم حال کردیم. الانم حدود دوساله که هر وقت چیزی گیرم نمیاد یاقوتو میکنم. الان دیگه حرفه ای تر شده و برام ساک میزنه و هر كار ميخوام برام ميكنه. اما این اواخر احساس کردم تو شرکت دارم ضایع میشم و تصمیم گرفتم تو همین چند روز آینده این مسئله رو بهش بگم و ارتباطم رو باهاش محدودتر کنم. هر چند واقعاً هنوز هم گائیدنش برام تازگی داره و هیچ وقت کهنه نمیشه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-2467262963886720293?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/2467262963886720293/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=2467262963886720293&amp;isPopup=true' title='28 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2467262963886720293'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/2467262963886720293'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_24.html' title='سکس با منشی شرکت'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>28</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-6034445789408874826</id><published>2008-01-22T18:34:00.000+03:30</published><updated>2008-01-22T18:35:36.282+03:30</updated><title type='text'>داستان بچه های عمه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;   بچه های عمه&lt;br /&gt;من مانی هستم و این قصه مربوط به حدود 7 سال پیش منه. یعنی این قصه از 7 سال پیش شروع شده و هنوز هم ادامه داره. اون وقتها من فقط 13سالم بود و هم خیلی خوشگل بودم و هم خیلی چشم دنبال من بود. من سه تا پسر عمه دارم اسم بزرگه صادقه که از من 6 سال بزرگ تره. وسطیه سعیده که فقط سه سال از من بزرگ تره و آخری سامان که یک سال از من کوچیک تره. یه دختر عمه دارم به اسم مینا که اون هم سه سال از من کوچیک تره. اون وقتا دوتا پسر عمه بزرگ من هر دوتا شون چشمشون دنبال من بود و هر وقت فرصتی پیش می اومد به هر بهانه ای شده توی بازی یا خودشون رو به من می چسبوندن یا منو دستمالی می کردن. ولی این کار رو طوری انجام می دادن که اون یکی متوجه نشه. راستش اون وقتها من از این موضوع ناراحت می شدم و هر وقت می خواستیم بریم به شهر اون ها هزار تا بهانه می آوردم ولی هیچ وقت بهانه هام نمی گرفت و همیشه اون چند وقتی رو که اونجا بودم گوشه گیر می شدم. تا این که صادق رفت سربازی و اون هم افتاد تهران. هر وقت مرخصی آخر هفته می گرفت می اومد خونه ما و شب توی اطاق من می خوابید. من هم ازش می ترسیدم. چون می ترسیدم که ترتیب من رو بده. ولی اون وقتی می اومد خونه ما کاری به من نداشت و وقتی هم که می خوابیدیم با این که توی یه اطاق می خوابیدیم و کنار هم روی تخت من به من دست نمی زد. فقط بعضی وقتها منو بغل می کرد و یه ماچم می کرد. تقریبا سه ماه از سربازیش می گذشت و هفته ای یک بار اومده بود و من که دیده بودم کاری به من نداره دیگه اعتمادم بهش جلب شده بود و ازش نمی ترسیدم و بیشتر باهاش حرف می زدم. یک شب که داشتیم با هم حرف می زدیم دیدم سر حرف رو کشید به این که ازدواج چیز خوبیه و آدم باید ازدواج کنه و در نهایت به دوست دختر و از دوست دختر من پرسید. منم که دوست دختر نداشتم کم آوردم ولی اون همین طور حرف زد و از ارتباط دختر و پسر و خیلی چیزا که من خیلی خوشم اومده بود و یه کم هم راست کرده بودم. اون شب وقت خواب دستش رو انداخت دور گردنم من هم به روی خودم نیاوردم و برای این که کم نیارم منم دستم رو انداختم دور گردنش. اون یواش دستش رو به کیر من زد و من اولش گفتم نکن بابا این چه کاریه. ولی چون خیلی هوسی بودم و اون هم به کیرم دست می زد خوشم اومده بود. تا این که یواش یواش شورتامون اومد پایین و کیرامون رو گذاشتیم روی هم. البته مال من در مقابل مال اون فقط یه دودول بود. چون مال اون واقعا خیلی کلفت و بلند بود. بعد هم از هم لب گرفتیم. بعد اون پشتش رو به من کرد و گفت کیرم رو بزارم لای کونش. من هم که خیلی خوشم اومده بود این کار رو کردم. بعد هم نوبت اون شد و اون شب چند بار جاهامون رو عوض کردیم. تا این که اون آبش اومد و دیگه خوابیدیم. از ماجرای اون شب خیلی خوشم اومده بود. از فردا که رفت تا هفته دیگه همش منتظر بودم که بیاد. تا این که باز پنج شنبه شد و صادق اومد و باز همون کارها ولی این بار من بیشتر پشتم به اون بود. یه حسی داشتم که وقتی کیرش لای پام بود بیشتر خوشم می اومد. دیگه کارمون همین بود. اون دو سال توی تهران سرباز بود و توی این دوسال هر هفته می اومد خونه ما و با هم بودیم. اواخر دیگه وقتی می خوابیدیم من پشتم رو بهش می کردم و اون می چسبید به من و کیرش رو می انداخت لای پام و کیر من رو می گرفت توی دستش و با من حال می کرد. چند بار خواست که داخلم کنه. وقتی به کونم فشار می آورد خیلی خوشم می اومد. اما تا یه کم می خواست داخلم بشه چون کیرش خیلی بزرگ بود طاقت نمی آوردم و همیشه بعد از یه کم فشار آخر آب صادق لای کون من می ریخت و آب من روی دست اون. تا این که سه ماه آخر سربازیش به شهر خودشون منتقل شد و دو ماه بعد از این که منتقل شد ازدواج کرد. من خیلی توی کف بودم. آخه تازه توی اون دو سال که با صادق بودم فقط چند بار آخر آبم اومده بود و مزه حال رو چشیده بودم. تا این که برای عروسی دعوتمون کردن. وقتی که رفتیم اونجا همش توی کف بودم. دلم خوش بود به این که سعید هم چشمش دنبال من بوده و البته توی این مدت که من با صادق بودم چند باری پیش اومده بود که با سعید تنها شده بودیم یا وسط بازی منو دستمالی کرده بود. ولی من برعکس قبل بهش خندیده بودم ولی بیشتر از این فرصت پیش نیومده بود. توی عروسی هم حسابی سرش شلوغ بود تا این که آخر شب چند تا خونه رو گرفته بودن که مهمونا اون جا بخوابن. همه مهمونا رو که فرستاد ، یکی از خونه ها که مال خودشون بود خالی موند و کسی رو اونجا نفرستاد و به من گفت: جایی نرو شب می خوایم بریم با بچه ها صفا کنیم. منظورش مشروب خوری و این حرفا بود. ولی من که تا اون موقع اصلا مشروب نخورده بودم و فقط خالی بسته بودم می ترسیدم که با دوستای اون بریم مشروب خوری و دلم هم بیشتر از مشروب خوردن چیز دیگه ای می خواست. بهش گفتم: حال این حرفا رو ندارم بابا. من دلم می خواد یه جا که کسی نباشه راحت بخوابیم... و بخوابیم رو طوری گفتم که فهمید منظورم خودم و خودشه. اون هم یه نگاهی به من انداخت و گفت: پس صبر کن. وقتی همه رفتن ما هم رفتیم توی خونه. هیچ کس نبود. من رفتم دستشویی و اومدم دیدم که روی زمین جا برای خوابیدن انداخته. ازش پرسیدم: کسی دیگه هم میاد اینجا؟ گفت: نه چطور مگه؟ گفتم: آخه من عادت دارم با شورت بخوابم. اون هم گفت: اتفاقا من هم اگه لباس تنم باشه خوابم نمی بره. واسه همین هم اومدم این جا که راحت بخوابیم و خودش رفت دستشویی. من زود چراغ رو خاموش کردم و لخت شدم و با یه شورت رفتم زیر لحاف و پشتم رو کردم به سمت جایی که اون قرار بود بخوابه. سعید وقتی اومد لخت شد و رفت زیر لحاف. من همش منتظر بودم که بیاد به سمتم. دلم آشوب بود. دلم می خواست زودتر کیرش رو لای پاهام حس کنم. آخه می دونستم که کیر سعید هم مثل صادق بزرگه. کیراشون واقعا افسانه ای بود. ولی هر چی منتظر شدم نیومد. یه کم خودم رو تکون دادم ولی انگار روش نمی شد. شاید هم فکر می کرد ممکنه مثلا ناراحت بشم. واسه همین هم پرسید: مانی خوابیدی؟ من توی همون حالت که پشتم به سعید بود یه کم رفتم به سمتش. فاصلمون خیلی کم شده بود و گفتم: نه خوابم نمی بره. گفت: چرا؟ گفتم: خیلی خسته ام. باز کاری نکرد. گفتم: سعید اون دختره که جلوی عروس می رقصید کی بود؟ گفت: کدوم؟ گفتم: همون که دامن کوتاه پوشیده بود. دامنش می رفت بالا شورتش معلوم می شد. یه دفعه از حالت طاق باز به پهلو شد و گفت: دختره فلانیه. گفتم: چه هیکلی داشت. گفت: آره و آروم یه کم به من نزدیک شد. تقریبا کیرش به باسنم می خورد. من خودم رو تکون دادم و با این تکون اون قدر رفتم به سمتش که سفتی کیرش رو روی کپلم حس کردم و گفتم: وای چه هیکلی داشت. سعید هم فهمیده بود که من هم دلم می خواد. دستش رو انداخت دور کمرم و گفت: آره. ولی باز هم هیچ کاری نکرد. نمی دونم اون همه شیطنت وقت بازی کجا رفته بود. من باسنم رو به کیرش چسبوندم و یه کم باسنم رو تکون دادم و آروم گفتم: تو فکر دختره ای؟ گفت: برای چی؟ گفتم: آخه کیرت سفت شده. چه خوبه و دستم رو بردم پشت خودم و کیرش رو گرفتم. اون هم دستش رو گذاشت روی باسنم و گفت: دوست داری؟ من باسنم رو تکون دادم و گفتم: آره... اون شب تا صبح سه یا شاید هم چهار بار با من حال کرد و آخرین بار سر کیرش داخلم شد. با این که کیرش چیزی از کیر صادق کم نداشت ولی همون شب اول داخلم شد. این اولین باری بود که کیر داخلم می شد. اون هم یه چنین کیری اون قدر هم با مهارت داخلم کرد که انگار داره لذت دنیا رو داخلم می کنه ولی سرش که داخلم شد دیگه طاقت نیاوردم و نتونستم همش رو تحمل کنم. اما دلم نمی خواست که بیرون بیاره. به خاطر همین هم فقط همون اندازه سر کیرش رو عقب و جلو می برد تا این که آبش برای بار سوم یا چهارم اومد و آب من هم برای بار دوم ریخت توی دستش و همون طوری خوابیدیم. یک هفته اون جا بودیم و توی اون یه هفته هر شب کارمون همین بود که می رفتیم ولی با این فرق که وقتی من پشتم رو به سعید می کردم دیگه این قدر خجالت نمی کشید. زود بغلم می کرد. چند دقیقه کیرش رو لای پام میذاشت. وقتی خوب شهوتی می شدم سوراخم رو با زبونش لیز می کرد و آروم آروم داخلم می کرد ولی بیشتر از نصف کیرش داخلم نمی شد و با این که توی اون هفته هر شب چند بار داخلم می کرد ولی با این حال فقط نصف کیرش داخلم می شد. حدود دو سال هم با سعید بودم و ازش خیلی لذت می بردم. دیگه من شده بودم 17 ساله و یکی دو تا هم دوست دختر داشتم که گاهی با اونا حال می کردم. اما وقتی با سعید بودم یه چیز دیگه بود. سعید سربازیش رو توی شهر خودشون بود و ما توی این دو سال تقریبا ماهی یک یا دو بار هم رو می دیدیم و برای این که خیلی دیر هم رو می دیدیم هر وقت با هم بودیم دو سه بار منو حسابی می کرد. دیگه اواخر دلم می خواست همه کیرش داخلم بشه و همیشه وقتی زیرش بودم فقط ازش می خواستم بیشتر فشارم بده. ولی با این حال هیچ وقت همه کیرش داخلم نشد. تا این که یه روز شنیدیم سعید هم ازدواج کرد. توی عروسیش خیلی به من بد گذشت. وقتی عروسیش تموم شد اومدیم خونه. همش دلم می خواست با یکی دوست بشم. چون دیگه کسی نبود تا این که دانشگاه قبول شدم. توی دانشگاه با یکی آشنا شدم و با اون طرح رفاقت ریختم. اولین باری که با هم تنها شدیم فهمیدم که اون هم بیشتر دلش می خواد بده تا این که بکنه. ولی خوب از هیچ بهتر بود. با اون یه شش ماهی با هم بودیم ولی ازش لذت حسابی نمی بردم. تا این که یه روز عمه ام با دخترش و پسرش اومدن خونه ما. مینا یه دختر تپل و سفید و با این که تپل بود حتی یه ذره شکم نداشت. پسر عمه ام بیرون کار داشت و رفت. من هم اومده بودم بیرون. سر محل بودم که دیدم عمه ام با مادرم دارن میرن. گفتم: کجا؟ گفت که می خوان برن که به چند تا از فامیل ها که نزدیک بودن سر بزنن. منم سریع اومدم خونه تا به دختر عمه ام یه سر بزنم. وقتی اومدم خونه دیدم دختر عمه ام خوابه و دامنش رفته بالا و همه پاهاش و حتی شورتش افتاده بیرون. بد جوری هوس کردم که که حالا که همه بدنش رو می تونم ببینم کسش رو هم ببینم. آروم خوابیدم کنارش و دستم رو گذاشتم روی کسش. وای اون قدر گرم بود که کیف کردم. یواش دستم رو بردم به سمت کش شورتش و یواش شورتش رو یه کم آوردم پایین. دیدم اصلا متوجه نشده. بیشتر آوردم پایین. دیگه تقریبا کسش کاملا معلوم بود. دستم رو گذاشتم روش و انگشت دومیم رو گذاشت لای کسش. یه کم تر بود. دیگه داشتم می مردم. اصلا حواسم نبود. دلم آتیش شده بود. بد جوری هوس کردم کسش رو ببوسم. تا بلند شدم چشمم افتاد توی چشم مینا که با حالت خواب آلوده داره چشمای منو نگاه می کنه. فکر کردم خوابه. زود برگشتم و چشام رو بستم. یه دقیقه گذشت. دیدم صدایی نیومد. گفتم برم اما تا چشمم به شورت پایین اومده مینا افتاد باز دلم آشوب شد. دوباره دستم رو گذاشتم روی کسش. کیرم داشت منفجر می شد. با این که من با دخترها قبلا هم تنها بودم و چند بار با دوست دخترام حال کرده بودم و کسشون رو هم دیده بودم و هم بوسیده بودم و هم لیسیده بودم ولی این کس به نظرم خیلی زیبا بود. دوباره خیز برداشتم که ببوسمش. یه نگاه به مینا کردم. چشماش بسته بود. لبم رو گذاشتم وسط کسش و بوسیدم. وای چه لذتی داشت. دلم خواست زبونم رو به وسطش بزنم. سریع زبونم رو به وسط کسش کشیدم و زود برگشتم سر جام. دیدم مینا داره تکون می خوره. چشام رو بستم. یه دفعه حس کردم انگار یه چیزی بالای سرمه. اولش ترسیدم. چشام رو باز کنم ولی دیم صدایی نمیاد. آروم یه چشمم رو باز کردم. یه چیزی جلوی چشمم بود. اون چشمم رو هم باز کردم. نه واقعا یه کس جلوی چشمم بود. دیدم مینا دوتا زانوهاش دو طرف سر منه و کسش با صورت من فقط چند سانت فاصله داره. حسابی کف کرده بودم. دوباره که نگاه کردم دیدم مینا با دو تا دستاش دو طرف صورت من رو گرفت و آروم نشست روی دهنم. حسابی کسش رو خوردم. بعد بلند شدم و خوابوندمش. همه بدنش رو لیسیدم و کیرم رو گذاشتم دم کسش. فقط به اندازه سر کیرم داخل کسش کردم چون قبلا هم این کار رو کرده بودم و می دونستم با فقط سر کیر پرده بکارت پاره نمی شه. (البته از خواننده ها می خوام اگه خواستن این کار رو تجربه کنن خیلی احتیاط کنن) و بعد هم مینا ترسید که کنترلم رو از دست بدم و همه کیرم رو داخلش کنم و به من فهموند که ادامه ندم و آروم برگشت و من افتادم به جون کونش و بدون کوچکترین ملاحظه تا آخر داخل کونش کردم. خیلی با هم حال کردیم. وقتی که آبم داشت می اومد ازم خواست که همه آبم رو داخل کونش بریزم و من هم برای قدردانی از این حالی که به من داده بود اطاعت کردم. بعد هم دو باره کس و کونش رو بوسیدم و سریع قبل از این که کسی بیاد اومدم بیرون. راستش وقتی اومدم بیرون به این فکر می کردم که تو نیکی می کن و در دجله انداز... اصلا فکرش رو هم نمی کردم که یه روز مینا رو بکنم. یعنی وقتی داشتم کسش رو دستمالی می کردم فکر می کردم اگه بیدار بشه پدرم در میاد. اما این طوری نشد. تا این که همه اومدن و بعد از خوردن شام من وسامان رفتیم توی اطاق من. همون اطاقی که صادق توی اون دو سالی که باهاش بودم توی اون اطاق من رو می کرد و بعد از اون سعید چندین بار توی اون دو سالی که باهاش بودم من رو توی همون اطاق کرده بود. وقتی رفتیم توی تخت من حس کردم که بوی سعید و صادق از تن سامان هم بلند می شه. سامان برعکس دو تا داشاش هم خنده رو بود و هم پررو و هم بذله گو و معلوم بود که آتیشش خیلی تنده. چون به محض این که بدن لخت من رو دید کیرش راست شد و بدون مقدمه اومد و دستش رو گذاشت رو باسنم و گفت: لامصب تو که از خوش بدنی دست هر چی دختره از پشت بستی. می خواستم بگم اگه بدن مینا رو دیده بودی این حرف رو نمی زدی. ولی چیزی نگفتم و پشتم رو بهش کردم و گفتم: قابل نداره و اون هم سریع لبش رو گذاشت روی باسنم و گفت: قربون صاحبش برم. فکر می کرد شوخی می کنم و اون هم شوخی می کرد. چراغ رو که خاموش کردیم. پشتم رو بهش کردم ولی اون می خواست بخوابه. یاد صادق و لای پا گذاشتناش سعید وداخل کردناش افتاده بودم و از طرفی وقتی یاد کس مینا که چند ساعت پیش کرده بودم. اصلا دلم نمی خواست بخوابم. از طرفی این فکر تو سرم افتاده بود که باید این رو هم امتحان کنم. این بچه های عمه ام همشون با من رابطه داشتن و از همشون بیشترین لذت رو بردم. اما این آخری هم از من کوچیک تر بود هم از دو تا داداشاش جسور تر بود. می ترسیدم که باعث بشه آبروم بره. برگشتم. سامان بیدار بود. گفتم: کجا رفته بودی؟ گفت: کار داشتم. گفتم: راستش رو بگو. با دوست دخترت قرار داشتی و حرف رو کشیدم به روابط جنسی و همون طور که با صادق کیرامون رو روی هم گذاشته بودیم با این هم همون طور شروع کردیم. چیزی که جالب بود این بود که سامان هم مثل داداشاش وقتی توی رختخواب می رفت خجالتی می شد و مثل اونا هم کیرش خیلی بزرگ بود و هم خیلی آتیشی بود. وقتی حسابی کیرامون رو روی هم گذاشتیم کیرش رو گرفتم یه کم مالیدم. بعد گذاشتمش لای پاهام تا گرمی کیرش رو لای پاهام حس کردم گرم شدم. گر گرفتم. دیگه طاقت نیاوردم. برگشتم. سامان باورش نمی شد که من خودم برگردم و کونم رو بزارم توی بغلش. هاج و واج مونده بود. من دوباره کیرش رو گرفتم و گذاشتم لای پام. دستم رو از جلو آوردم و سر کیرش رو که از لای پاهام رد شده بود و به بیضه هام می خورد گرفتم. سامان دستش رو انداخت دور کمرم خودش رو چسبوند به من و بیشتر خودم رو فشار دادم توی بغلش. سرش رو گذاشت دم گوشم گفت: مال من شدی؟ گفتم: می خوام مال تو بشم. گفت: دوستت دارم. داداشاش هیچ وقت این حرف رو به من نزده بودن. صورتم رو چسبوندم به صورتش. باسنم رو بیشتر فشار دادم توی بغلش. سرم رو برگردوندم. لبش رو گذاشت روی لبم. لباش خیلی داغ بود. داداشاش این کار رو هم نکرده بودن. خیلی خوب بود. زبونش می رفت توی دهنم. لبش رو گذاشت پشت گردنم. پشت گردنم رو بوسید. دستم روبردم عقب. کیرش رو گرفتم و گذاشتم روی سوراخ کونم. لبش رو گذاشت دم گوشم و گفت: دوستش داری؟ همون حرفی که وقتی این کار رو می کردم صادق و سعید هم می گفتن. گفتم: کونم دوستش داره. یه کم به کونم فشار داد و دستش رو گذاشت روی باسنم و گفت: جون. گفتم: دوستش داری؟ گفت: آره می میرم براش. دستم رو زدم به کیرش و گفتم: اینم دوستش داره؟ گفت: آره. دلش می خواد توش باشه. گفتم: پس زود باش بفرستش تو. اونم فشار رو بیشتر کرد. داخل نمی شد. بیشتر فشار داد. بازم داخل نمی شد. سامان می ترسید دردم بیاد. تا می گفتم: آخ صبر می کرد. گفتم: سامان می خوامش. داخلم کن. گفت: دردت نمیاد؟ گفتم: من عاشق دردشم. بزار دردم بیاد تا کیف کنم. سامان دستش رو گذاشت کنار کیرش و آروم و پیوسته فشار می داد. کونم داشت منفجر می شد. درد پیچیده بود توش و من داشتم از شدت لذت بی هوش می شدم. سرش که داخلم شد دیگه اختیارم دست خودم نبود. گفتم: آآآآآخ خ خ سامان صبر کرد و یه کم باسنم رو مالید. گفتم: فشارم بده. بازم می خوام. سامان بازم فشارم داد. دیگه درد توی کونم موج می زد و هر لحظه لذت منوبیشتر می کرد. کیر سامان کلفت تر از کیر داداشاش بود. ولی یه کم کوتاه تر بود. تا نصفش داخلم شده بود. انگار ته کیرش کلفت تر بود. چون هر چی بیشتر داخلم می شد بیشتر دردم می اومد. سامان بازم صبر کرد. باز من گفتم: می خوام. تا آخرش داخلم کن و سامان بازم فشار داد. با یه دستش یه طرف کونم رو باز نگه داشته بود و من اون طرفش رو براش باز نگه داشتم تا همه کیرش داخلم بشه. دیگه همه کیرش داخلم شده بود. گفتم: بازم فشارم بده و اون بازم فشارم داد تا این که دلش رو روی سوراخ کونم حس کردم. دوباره بی اختیار گفتم: آآآآخ خ خ خ. سامان گفت: جون. قربون آخ گفتنت برم. گفتم: سامان منو بگا. سامان آروم کیرش رو تا نصفه بیرون کشید و دو باره آروم داخلم کرد. باز درد پیچید توی کونم. دیگه مطمئن بودم که کیر سامان به انتهاش که می رسه کلفت تر می شه. باز تا آخر داخلم کرد. دوباره گفتم: سامان منو بگا. سامان بازم آروم کیرش روبیرون کشید ولی این بار تا آخر کیرش رو بیرون آورد. طوری که فقط کلاهکش داخلم بود و دو باره تا آخر داخلم کرد. با این که راه کونم باز شده بود هر بار که داخلم می کرد درد شیرین کیرش می پیچید توی کونم. باز تا آخر داخلم کرد و من بازم بی اختیار گفتم: آآآآخ خ خ خ. منو بگا. دیگه حس کردم که می خواد آبم بیاد. گفتم: تند تر بگا سامان. این بار همه کیرش رو بیرون کشید. کاملا خالی شدم ولی تا همه کیرش بیرون اومد بلافاصله و سریع تا آخر همه کیرش رو داخلم کرد با مهارت زیادی منو خالی و پر کرد. لذت عجیبی بهم داد. دیگه فقط می گفتم: بگا ، منو بگا و سامان با سرعت و محکم منو خالی و پر می کرد. ضربه های بیضه سامان که از پشت به بیضه هام می خورد لذت منو بیشتر می کرد تا این که لبش رو گذاشت دم گوشم و گفت: دارم میام. گفتم: بریز داخلم. سامان کیر منو توی دستش گرفت و چند بار دیگه با ضربه منو خالی و پر کرد و بار آخر با همه قدرتش تا آخر فشارم داد و دستش رو محکم دور کمرم حلقه کرد و کیرم رو هم توی دستش فشار داد و همه آبش رو داخل کونم خالی کرد. توی همین لحظه آب من هم با شتاب ریخت روی دست سامان. ولی سامان منو ول نکرد. محکم منو چسبیده بود تا آخرین قطره آبش داخلم ریخت و دو باره شروع کرد به عقب و جلو بردن کیرش توی کونم. من از این که این قدر از کونم خوشش اومده خیلی لذت برده بودم و چیزی نگفتم و سامان یه بار دیگه با عقب و جلو بردن کیرش رو توی کونم دوباره راست کرد و یه بار دیگه منو گایید و این بار بعد از این که همه آبش داخلم خالی شد بهم گفت: مال من شدی. گفتم: آره مال تو شدم. گفت: دوستت دارم. منم آروم اومدم جلو تا کیرش از داخلم بیرون اومد. اون قدر کیرش بزرگ بود که وقتی از داخلم در اومد احساس می کردم که جای یه چیزی داخلم خالیه. برگشتم کیرش رو بوسیدم. واقعا همون طوری بود که احساس کرده بودم. سر کلاهکش خیلی کلفت بود. ولی وقتی از کلاهکش رد می شد هر چی به انتهاش می رسید کلفت تر می شد. ته کیرش از کلاهکش هم کلفت تربود. کیرش رو بوسیدم. گفت: تو هم مال من شدی. سامان خندید و گفت: آره فقط تو. اون روز من مال سامان شدم و مینا مال من. مدتیه که سامان منو می کنه ومن مینا رو. مینا تنها دختریه که از کردنش به اندازه کون دادن خوشم میاد. ولی با این حال دادن به سامان رو به کردن مینا ترجیح می دم. الان دیگه نزدیک سه سال شده هر وقت من اونجا می رم یا اونا میان این جا سامان حسابی منو می کنه و من هم تا یه فرصتی پیدا می کنم مینا رو حسابی می کنم. شاید این بهترین دوران زندگی من باشه. فقط خدا کنه سامان به این زودی هوس ازدواج به سرش نزنه. اونوقت دیگه باید لذت کون دادن رو فراموش کنم. چون یه چنین کیری رو امکان نداره پیدا کنم&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-6034445789408874826?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/6034445789408874826/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=6034445789408874826&amp;isPopup=true' title='39 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/6034445789408874826'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/6034445789408874826'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_6250.html' title='داستان بچه های عمه'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>39</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-6247831316894420980</id><published>2008-01-22T18:32:00.001+03:30</published><updated>2008-01-22T18:34:03.154+03:30</updated><title type='text'>سکس با زن مردم</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt; سکس با زن مردم &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;  &lt;br /&gt;تازه داشتم در مغازه را می بستم که برم خونه. ساعت حدود 9 شب بود.یه خانوم و اقایی وارد مغازه شدن و گفتن اقا تعطیل کردین؟ گفتم اره انشاالله فردا. یه کیس دست اون اقا بود و گفت: این سیستم ما مرتب هنگ می کنه. گفتم بذارین درستش می کنم فردا شب بیاین ببرین.کیس رو گذاشتن و رفتن.موقعی که خانومه داشت می رفت بیرون یه نگاهی انداختم به باسن هاش دیدم عجب توپه. عین دوتا توپ گرد و نرم بالا و پایین می پریدن... یه دفه نمی دونم چی شد که کیرم راست شد و پیش خودم گفتم من باید این کون رو بکنم. حیف این قنبل های توپه که اون شوهر مشنگش بکنه...فردا روی سیستمشون کارکردم و درستش کردم و با یه کم شیطنت تونستم به ای دی اون خانم دست پیدا کنم!بهتر از این نمی شد. فردا شب وقتی اومدن کیس رو ببرن تازه فهمیدم که شوهره کاملا گیجه و هیچی از کامپیوتر سرش نمی شه. من کارت ویزیتم رو دادم به خانوم خانوما و یواشکی گفتم: امری داشتین در خدمتم. این هم آی دی منه... خانومه گفت حتما و رفتن. دوباره نگاه من افتاد به اون باسن های ورقلمبیده و کیرم راست شد... پیش خودم گفتم اقا فرهاد غصه نخور این کوس توپ تو چنگته مث یخ و ترشی !!!یکی دو روزی گذشت و خانوم خانوما اومد توی چت... و من هم حسابی مخش رو زدم و فهمیدم که حسابی کمبود محبت داره و شوهرش بهش نمی رسه... چند هفته ای گذشت تا حرف رو به سکس کشوندم و تقریبا خانم رو پختم و قرار گذاشتیم سر میدون ولی عصر... ساعت 10 صبح بود که رفتم سر قرار و خانوم رو انداختم بالا... یه دوری زدیم و گفتم کجا بریم؟ خانوم که اسمش ناهید بود گفت بریم خونه ما.گفتم شوهرت نیست ؟ گفت نه رفته شهرستان و دو روز دیگه می یاد...راستش یه کم ترسیدم و گفتم نه.بیا بریم دفتر من. کسی نیست. یکی دو ساعتی می شه یه کارهایی کرد... ناهید رو بردم توی دفتر... و بی مقدمه لخت شدم. ناهید که حسابی از سرعت عمل من کیف کرده بود گفت: خیلی عجله داری؟گفتم: بابا از اون شبی که اومدی مغازه تا حالا دارم از شق درد می میرم.. زود باش لخت شو.. ناهید خانوم هم امون نداد و لخت شد. یه سوتین قرمزو یه شورت ابی اسمونی تنش بود. از اون هایی که من می خورمشون. گفتم ناهید من مدت هاست تو فکر کردن توام.گفت: همون شب فهمیدم. و منتظربودم پاپیش بذاری تا بهت پا بدم.گفتم این باسن ها منو کشته اجازه بده یه کم ببوسمشون. گفت باشه. خوابید و باسن ها رو داد بالا. من هم حسابی حشری شده بودم. شروع کردم به بوسیدن باسن هاش. احساس می کردم روی ابرها راه می رم. چقدر نرم و خوشبو بودن. بوی عطر گل رازقی می دادن. داشتم از هوش می رفتم و باور نمی کردم که اون باسن های توپ در اختیار منند. اروم اروم شورتش رو در اوردم و افتادم به جون باسن ها. اونقدر گازشون گرفتم و با دست زدم روی اون ها که کاملا بلند شد ند و سرخ سرخ شدن. جای پنجه هام کاملا روی اون ها مشخص بود... ناهید گفت امیر بسه بده یه کم بخورم تو که منو کشتی... و کیرم رو گذاشت توی دهنش و شروع کرد ساک بزنه. اونقدر حرفه ای و ملوس این کار رو می کرد که تا به اون روز هیچ دختری نکرده بود. کار ساک که تموم شد گفت شروع کن.امادگی دارم. من گفتم ناهید من نزدیک 5 ساله که فقط کون می کنم و کردن کون برام بسیار لذت بخش تر از کوسه. ناهید گفت: اخه من تا به حال کون ندادم. گفتم حیف این باسن های توپ نیست؟ یه دنیا قیمت داره... گفت باشه چون تویی می دم. ولی منو ارضا کن بعد. گفتم باشه. و دو تا لنگش رو گذاشت روی شونه هام و من هم شروع کردم کوسش رو بخورم. کم کم صدای جیغش در اومد و فهمیدم داره آبش می یاد. من هم تندتند کوسش رو خوردم تا کاملا ارضا شد و خودش چهارزانو شد و کون رو داد بالا و اماده که امیرخان اون کیر تشنه رو جا بندازه...یه کم کیرم رو چرب کردم و دوباره شروع کردم بزنم روی باسن هاش... باورم نمی شد و فکر می کردم هنوز خوابم... لنگ هاش رو کامل باز کردم و کم کم دیدم که سوراخ خوشکل کون ناهید خانومم داره باز می شه و از عطش کیر داشت له له می زد... من هم سر کیر رو گذاشت دم کونش و اروم فرو کردم... جیغ ناهید خانوم در اومد که می گفت درش بیار سوختم... من هم گفتم یه کم صبر کن تا جا باز کنه. نزدیک سی ثانیه نگه داشتم دیدم ماهیچه های کونش شروع کردن نرم بشن و اروم اروم تا ته فرو کردم... به ناهید گفتم راحتی ؟ گفت اره. گفتم می خوام تلمبه بزنم. گفت بزن... من هم عادت دارم اونقدر سریع و محکم تلمبه می زنم که لذت کامل ببرم و شروع کردم. ناهید داشت زیر کیر من تموم دل و روده هاش حال می اومد و می گفت بیشتر بزن. می خوام... تندتر.. چه کیفی داره. دارم کون می دم. اخ جون... من هم می گفت بالاخره کردمت. کس طلا. هیش کی نمی تونه از چنگ من در بره. ناهید می گفت باز هم می دم بکن. بکن... .عرق از تموم صورتم جاری شده بود... و همین طور داشتیم حرفای تحریک کننده می زدیم... یه دفه گفتم ناهید ناهید ناهید وووووتموم اب منی هام رو با فشار خالی کردم تو کون ناهید خانوم... و بی حال کیرم رو در اوردم و لخت افتادیم توی بغل هم دیگه...&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-6247831316894420980?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/6247831316894420980/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=6247831316894420980&amp;isPopup=true' title='32 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/6247831316894420980'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/6247831316894420980'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post_22.html' title='سکس با زن مردم'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>32</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-8854550712232699796.post-7727218225216442005</id><published>2008-01-16T12:16:00.000+03:30</published><updated>2008-01-22T18:11:35.004+03:30</updated><title type='text'>داستان سک من و لیلا</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;سکس من با لیلا&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;این داستانی که میخوام براتون بگم اولین سکس من با لیلا است ای ماجرا برمی گرده به سال 1385یعنی دقیقأ وقتی که من 17 ساله بودم خب برم سر اصل ماجرا تابستان اون سال بود که لیلا{دختری با چشمای قهواهای سینهایی که تو دنیا تکن و یک کون درشت ودر ضمن 18 سالش هم هست} با مامان و باباش امده بودن به شهر ما برای دیدن اقوام من تا اون موقع اصلأ حتی فکر سکس با لیلا رو هم نمی کردم تا اینکه اونا شب اومدن خونه ما از قرار معلوم نمی دونم لیلا چه گهی {بعدأدلیل توحینمو میفهمین}خورده بود که سرش {ای بی تربیت}درد می کرد از همون وقتی که اومدن خونیه ما رفته بود تو حیاط نشسته بود منم که دلم براش سوخت رفتم بهش گفتم که بره تو اتاق من بخوابه {اخه خونه ما 2 طبقه که من طبقه بالا یک اتاق دارم}اونم که سرش خیلی درد می کرد بدون تشکر پا شدورفت ما هم رفتیم نشستیم وشروع کردیم به پاستور بازی تقریبأ ساعت 5/12 بود که همه رفته بودن واسه خواب منم که اصلأ حواسم نبود که لیلا تو اتاقم بی خیال رفتم تو اتاق که یدفعه یک صحنه دیدم که نزدیک بود از حال برم لیلا مانتوشو دراورده بود و رو تخت من دراز کشیده بود یک تاپ سرمه ای تنش بود که تا بالای نافش رفته بود بالا با یک شلوارک {به جون خودم الان که تا دارم اینو می نویسم کیرم داره میترکه} من که یک 5 دقیقه ای همینجوری داشتم نگاهش میکردم دیگه نتونستم طاقت بیارم رفتم کنارش و اروم دستمو گذاشتم روی سینحاش طوری که بیدار نشه بعد شروع کردم به مالیدن سینحاش و اون غرق یک خواب ناز بود کمکم به خودم جرأت دادم و دستمو گذاشتم رو کسش واییییییی نمیدونی چه لذتی داشت همون موقع ابم امود و ریخت رو لباسش ولی هنوز جرأت نکرده بودم که بیدارش کنم ولی چون می دونستم که موقعه ای که بیدار بشه میدونه کار من بوده واسه همین دلو زدم به دریا و بیدارش کردم وقتی دید من کنارش خوابیدم یه لحظه جا خورد ولی سریع خودشو جمعجور کرد من که خیلی حشری بودم بهش گفتم لیلا امشبو همینجا بخواب منتظر هر جوابی بودم به جز لبخند اون با اینکارش منو دیوونم کرد سریع دستمو گذاشتم دور گردنش شروع کردم به لب گرفتن وای انگار که دنیا رو بهم داده باشن لباش عین تنور گرم بود همونجوری که داشتم لباشو میخوردم دستمو گذاشتم رو شکمشو کمکم شروع کردم به رفتن به سوی دره ی زیبایی وقتی دستمو گذاشتم رو کسش دیدم جلو شلوارش کامل خیس شده بهش گفتم بابا تو که از من حشری تری خندیدو گفت پس چی فکر کردی بعد بهش گفتم اجازه هست گفت شما صاحب اختیارین منم سریع شلوارو شرتو همه رو دراوردم و کسی روکه تا حالا هیشکی ندیده دیدم {میگن خواندن کی شود مانند دیدن}کسشو تازه همون روز تیغ زده بود وقتی دست گذاشتم رو کسش دیگه داشتم می مردم که شروع کردم به مالیدن کسش وای که چه لحظاتی بود بعد از چند دقیقه دیدم دسته منو گرفته داره فشار میده به کسش منم دلم نیومد حالشو بگیرم واسه همین کمک کردم که ارضا بشه که یکدفعه تنش لرزیدو اخ واوفش تموم شد بعدبی مرام گفت من دیگه برم تا بیدار نشدن گفتم اخه کیرم تو کونت پس ما چی خندید گفتم نخند باید بخوریش گفت من تا حالا کیر هیشکیو تو دهنم نکردم گفتم مگه تا حالا با کسی سکس داشتی گفت اون موقعه ای که تو به سکس میگفتی سک سک من داشتم حال می کردم من گفتم خلاصه من سرم نمی شه یا باید کیرمو بکنم تو کونت یا باید بخوریش اونم گزینه ی2رو انتخاب کرده کیر منو گرفت تودستش شروع کرد به مالیدن بعد از چند دقیقه کردش تو دهنش {وجدانأ نمیتونم این لحظه رو توصیف کنم } هنوز به 2 دقیقه نشده بود که ابم اومد کیرمو سریع اوردم بیرون بعد ابم ریخت روی لباسش گفت حالا من چه کار کنم منم خندیدمو اون پا شد رفت پایین این اولین سکس من باهاش بود ولی بعد از اون من 3بار دیگه باهاش سکس داشتم که تونستم به عنوان اولین نفر به کونش راه پیدا کنم منتظر داستان بعدی من با لیلا باشین. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8854550712232699796-7727218225216442005?l=gmailigoogle.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/feeds/7727218225216442005/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=8854550712232699796&amp;postID=7727218225216442005&amp;isPopup=true' title='42 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/7727218225216442005'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/8854550712232699796/posts/default/7727218225216442005'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://gmailigoogle.blogspot.com/2008/01/blog-post.html' title='داستان سک من و لیلا'/><author><name>ehsan</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>42</thr:total></entry></feed>
